در وجودم حس فقدانیست که قادر به بیان آن نیستم؛
گویی همه چیز میتوانست جور دیگری باشد...
وقتی دست از اول پیام دادن بر میداری و میفهمی اونقدری که اون برات مهم بود، تو نیستی!
هی میگم یه بار دیگه تلاشمو بکنم بهش پیام
بدم شاید بشه هم چیو درست کرد
بعد یادم میفته که اونم دست داره
میتونه پیام بده، میتونه زنگ بزنه
ولی مشکل نخواستنه، اون نمیخواد
هرچقدم که من تلاش کنم
وقتی اون نمیخواد هیچی درست نمیشه:)