نا گهان به حال خود گریستم
چرا که بعد از هر خوشی، نگران بودم
که چقدر طول میکشد تا اندوه دوباره به سراغم بیاید.
چند روز پیش یکی از دوستامو تو مدرسه دیدم... خیلی تغییر کرده بود، خیلی ساکت شده بود، دیگه چشماش برق نمیزد. ازش پرسیدم چی شد که اینجوری شدی؟ گفت اینکاریه که مهربونی با آدمای بی لیاقت باهات میکنه
حرفشو با تمام وجودم درک کردم...
کاش منم مژه هام بلند بود، کاش موهام لخت بود، دماغم کوچیک تر بود، زیر چشمم انقد گود نبود، اندامم قشنگ تر بود، پاهام خوش فرم تر بود، دستام کشیده تر بود، چشمام درشت تر بود، آدم ساکت تری بودم، اعتماد بنفس بیشتری داشتم، درسم خوب بود، رو مخ نبودم، برا بقیه کافی بودم، انقد خل و چل نبودم، مزاحم کسی نبودم، منطقی تر بودم و.....