چه گناهی کرده ام که در خوابم هستی،
در بیداری ام نه
در قلبم هستی، در چشمم نه
در سرم هستی و در آغوشم نه...
تو هیچوقت نفهمیدی من چقدر شب ها بیدار موندم و به این فکر کردم که چرا برات کافی نبودم
من دلم یاس یکو میخواد
اون ستون، اون دری که همیشه قفل بود، پنجره ی خراب و دعوا سر بسته یا باز بودنش، مشاورم و....