دلم از این چَتای ۱۲ تا ۵ صبح می خواد پر از هیجان ، ذوق ، نیش باز و احتمالا تپش قلب
یکی چند روز پیش یه چیزی بهم گفت
گفت دیدی مطمئن نبودی دوسش داری
یادم افتاد دقیقا این حرفو تو سال هفتم به یکی زدم و اون خیلی ناراحت شد
و اون موقع که این حرفو شنیدم داشتم کارما پس میدادم
واووووووووووووو قدرت کارما>>>>>
نمیفهمم چرا این دوروز انقد تو مدرسمون دعوا شد...
ولی خیلی ترسناک بود
احساس میکنم این هفته کلا طلسم شده بود
فقط قسمتی که دو قطره بارون اومد تو مدرسه و با دوستام رقصیدیم و والیبال بازی کردیم خوش گذشت