+مگه عباس چقدر تکیه گاه بود؟
_تا نامش بود، خیمه ها آرام بودند..
بعد از تو حسینم تک و تنهاس کجایی؟
آتیش زدن خیمه رو ، عباس کجایی؟
دلم میخواهد کمی به تو فکر کنم اما میدانم خیلی غمگین میشوم و غمگین بودن آخرین چیزی است که اکنون احتیاجش دارم.