گمشـدهٔ .
« اما عزیزِ من ، آیا کسی هم نگران اندوه چشمها و لبخندهای کمجان تو شد ؟ »
برای بعضی خاطرات ، قبری كندم و دفنشان کردم و دیگه هرگز نمیخواهم گل ببرم سر قبرشان .