انقدر بدم میاد از اینایی که به محض این که یکم تو فکر میرم و ساکت میشم هی میپرسن چته ؟ چرا نمیخندی ؟
بابا دلقک پدرت که نیستم دو دقیقه بذار به بدبختیام فک کنم .
دلم میخواد یه روز مورچه وار تلّاش کردن رو و به فکر زمستون بودن رو رها کنم و ملخ وار نوازندگی کنم و گذر عمر ببینم 🦦 .
عامم میخام از این به بعد انعکاس هاله ِساختگیای نباشم ، خود نرگسی باشم که حتی تو فضای واقعی بروزش ندادم شاید و راجب هرچیزی که دوست داشته باشم بزارم و صحبت کنم .