زومرها با گفتمانی متفاوت
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی در ادامه به موضوع تفاوتهای زبانی و ارتباطی نسل Z پرداخت. او توضیح داد که گفتمان و خزانه لغات این نسل، طرز صحبت کردن و حتی شوخیهایشان به گونهای است که ممکن است برای والدین و نسلهای گذشته سنگین و ناآشنا به نظر برسد. این تغییرات زبانی و رفتاری باعث شده است که برخی از والدین احساس کنند فرزندانشان به شکلی متفاوت و غیرقابل فهم با دیگران ارتباط برقرار میکنند.
فردوسی به این نکته اشاره کرد که این مسئله تنها مختص جامعه ما نیست، بلکه یک پدیده جهانی است. در سطح بینالمللی، این نسل به نام "زومرها" شناخته میشود و دارای طرز تفکر و ویژگیهای خاص خود هستند. این تغییرات در رفتار و زبان، نتیجه تحولات اجتماعی و فناوری است که نسل Z را از سایر نسلها متمایز میکند.
برای جلوگیری از ایجاد شکاف و گسستگی بین نسلها، به ویژه در ارتباط با والدین، معلمان و استادان، فردوسی توصیه کرد که نسلهای گذشته باید تلاش بیشتری برای درک و شناخت ویژگیهای نسل Z داشته باشند. این روانشناس پیشنهاد کرد که والدین و مربیان با مطالعه کتابها و مقالات مرتبط، شرکت در سمینارها و گفتگو با متخصصین، به شناخت بهتری از این نسل دست یابند. این آگاهی میتواند به تقویت ارتباط و کاهش فاصله بین نسلها کمک کند و به والدین و مربیان امکان دهد تا بهتر با نسل Z تعامل کنند.
نسل Z، حقیقتجویان خلاق و پیشرو در تغییرات اجتماعی
فردوسی در بخش دیگری به ویژگیهای خاص نسل Z اشاره کرد و این نسل را به عنوان "نسل حقیقتیاب، نسل گفتوگو و نسل تغییر" توصیف کرد. او توضیح داد که این نسل علاقهای به تکرار گذشته ندارد و از تکرار بیزار است. نسل Z به دنبال ایجاد چیزهای نو و متفاوت است و تغییرات را میپسندد، به ویژه تغییراتی که به سوی جلو و به سمت جدید بودن و متفاوت بودن حرکت میکنند. این تنوعطلبی و خلاقیت، از ویژگیهای برجسته این نسل به شمار میآید.
فردوسی همچنین تأکید کرد که در این نسل افراد باهوش زیادی وجود دارند. با وجود اینکه ممکن است برخی از افراد نسلهای گذشته رفتارهای آنها را گستاخانه یا بیش از حد رک بدانند، اما نباید از هوش و خلاقیت بالای این نسل غافل شد. نسل Z از هوش و تواناییهای خلاقانهای برخوردار است که باعث میشود در بسیاری از جنبهها پیشرو باشند. با این حال، فردوسی به نکتهای نیز اشاره کرد که این نسل به بسیاری از آداب و رسوم و سنتها توجه چندانی ندارد. آنها ترجیح میدهند همه چیز را در قالب جدیدی جستجو کنند و حتی روابطشان را در فضای مجازی و با استفاده از فناوریهای نوین پیش ببرند. این تغییرات نشاندهنده تمایل این نسل به شکستن قالبهای قدیمی و حرکت به سمت نوآوری و تحول است.
انتقاد ممنوع؛ راهکارهای مؤثر برای ارتباط با نسل Z
فردوسی به نکات مهمی درباره نحوه ارتباط والدین با نسل Z پرداخت و تأکید کردکه والدین نباید به طور مداوم نسل Z را مورد سرزنش قرار دهند. نسل Z یک گروه بزرگ و متفاوت است و نمیتوان ویژگیهای آن را به چند فرد خاص محدود کرد. به همین دلیل، والدین باید تلاش کنند تا آگاهی خود را درباره این نسل افزایش دهند.
فردوسی پیشنهاد کردکه والدین باید با مطالعه و تحقیق درباره نحوه تفکر، علاقهمندیها، و دیدگاههای نسل Z به درک بهتری از آنها دست یابند. این شامل شناخت از نحوه زندگی، نگرش به خطرات، و دیدگاههای آنها نسبت به دنیا است.
او افزود که والدین باید سعی کنند به جای انتقاد مستمر، خود را به این نسل نزدیک کنند. انتقادات مکرر میتواند باعث شود که نسل Z ارتباطش را با والدین قطع کند و این فاصله میتواند به یک بیگانگی عمیق منجر شود. به جای آن، والدین باید به دنبال یافتن نکات مثبت در فرزندان خود باشند و آنها را تایید کنند تا زمینه برای نزدیکی و درک متقابل فراهم شود.
فردوسی همچنین تأکید کرد که قصد والدین ممکن است اصلاح فرزندانشان باشد، اما برخوردهای انتقادی مداوم تنها باعث دوری و بیگانگی میشود. به همین دلیل، والدین باید تلاش کنند تا ارتباطی مثبت و حمایتی برقرار کنند که به تقویت روابط خانوادگی و فهم متقابل کمک کند.
والدین برای درک نسل Z باید رویکرد سنتی خود را تغییر دهند
این کارشناس امور خانواده در پاسخ به این سؤال که "آیا والدین نسلهای قبل توانایی درک نیازها و مشکلات نسل Z را دارند یا باید رویکرد سنتی خودشان راتغییر بدهند"، پاسخ داد که والدین نمیتوانند روشهای قدیمی را در مواجهه با نسل جدید ادامه دهند و باید با درک و شناخت بهتر از نسل Z، به ویژه در نحوه تفکر و تعبیر آنها از وقایع پیرامون، تعامل کنند.
وی افزود که نسل Z نسلی اهل گفتوگو و تغییر است و آمادگی دارد تا نظرات خود را بیان کند و به درک حقیقت بپردازد. بنابراین، فردوسی تاکید کرد که هیچ چیزی غیرممکن نیست و والدین باید با این نسل گفتگو کنند تا نیازها و مشکلات آنها را بهتر درک کنند. والدین باید به جای رها کردن نسل جوان و کنار گذاشتن آنها، تلاش کنند تا ارتباطی مثبت و حمایتی برقرار کنند.
فردوسی همچنین به نگرانیهای والدین درباره خطرات اجتماعی اشاره کرد و گفت که نسل جوان به دلیل کمبود تجربه ممکن است با مشکلات و آسیبهای اجتماعی مواجه شود. او توصیه کرد که والدین باید تغییراتی در تفکر و رویکرد خود ایجاد کنند تا بتوانند به درستی با فرزندان خود تعامل کنند. این تغییر در رویکرد به معنای داشتن رابطهای دوستانه و محترمانه است و نیاز به آگاهی و مراقبت از جوانان دارد تا آنان با خطرات اجتماعی آشنا شوند و از آنها در امان بمانند. فردوسی بر این نکته تاکید کرد که هدف نهایی ایجاد ارتباطی است که والدین را مطمئن کند که فرزندانشان آگاهی لازم را دارند و به درستی مراقب خود هستند.
فردوسی بااشاره به اهمیت تعامل والدین با فرزندان نسل Z توصیه کرد که والدین با فرزندان خود بنشینند و با آنها صحبت کنند. این استاد دانشگاه پیشنهاد داد که والدین نظرات فرزندان خود را درباره سرگرمیها و فعالیتهای گروهی جویا شوند و بپرسند که چه چیزهایی برای آنها لذتبخش است. به عنوان مثال، اگر خانوادهای قصد رفتن به پیکنیک را دارد، ممکن است نسل جوان ترجیح دهد که به جای بودن تنها با والدین، چند نفر از دوستان خود را نیز همراه داشته باشد.
فردوسی تأکید کرد که والدین باید این خواستهها را بشناسند و در صورت مناسب بودن، آنها را فراهم کنند. این تعامل و توجه به نظرات نسل Z میتواند باعث شود که آنها در فعالیتهای خانوادگی با علاقه بیشتری شرکت کنند و احساس کنند که نظراتشان محترم شمرده میشود. به ویژه اگر این تعاملات در یک محیط خانوادگی و با حضور همسن و سالهای خودشان صورت گیرد، جذابتر خواهد بود و همچنین باعث میشود که جوانان از خانواده دور نشوند.
فردوسی همچنین به این نکته اشاره کرد که نسل Z تمایل ندارد تنها با والدین خود در فعالیتها شرکت کند و صرفاً به حرفهای آنها گوش دهد. این نسل دوست دارد با همسن و سالهای خود به گفتگو بپردازد و تفریح کند. اگر والدین این نیازها را درک کنند و فضا را برای چنین تعاملاتی فراهم آورند، هم جوانان احساس راحتی بیشتری میکنند و هم والدین با خیالی آسودهتر شاهد حضور فرزندانشان در محیطهای خانوادگی خواهند بود. این تغییر در رویکرد، میتواند به تقویت ارتباطات خانوادگی و جلوگیری از فاصله گرفتن نسل جوان از خانواده کمک کند
حضرت امام رضا (سلام الله عليه) هنگام صرف غذا، ظرف خالی طلب می كردند و قبل از خوردن، #بهترين غذاهای سفره را در آن ظرف ريخته و برای مستمندان می فرستادند[۱] آنگاه اين آيات را مي خواندند:«فلا اقتَحَم العقبة وما أدريك ما العَقَبة» [۲] مردم اين عقبه ها و گردنه های عاقبت نگری را بالا نمی روند. به واقع نمی دانند اين گردنه ها چيست. در سرزمين های هموار، مساعد و ملايم راه می روند. در دامنهی كوه كه زمين هموار است، راه رفتن مشكل نيست. بالای كوه رفتن ديد انسان را وسيع میکند.
لباسهای كهنه و مندرس را به فقرا دادن، صراط مستقيم نيست، «اقتحام عقبه»يا گذشتن و عبور از گردنه نيست. اين آيه ما را تشويق میکند كه چرا از كوه مشكلات بالا نمیروید؟ چرا هميشه در دامنه كوه هستيد؟ چرا همت های بلند نداريد؟ چرا سعی نمی كنيد، كه از اين گردنه ها و كُتلها بگذريد؟ غذاهای مانده و لباسهای مندرس را به اين و آن دادن، كار سهلی است و اين را خدای سبحان دوست ندارد: «لن تنالوا البرّ حتي تنفقوا مما تحبّون»
[۱]الکافی ج۴ ص۵۲
[۲]سوره بلد آیات ۱۱_۱۲
حکمت عبادات ص۹۷
#آيت_الله_العظمی_جوادی_آملی
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
💫کانال آیت الله بهجت⇩⇩⇩
🆔 @bahjat_arefan
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
گابریل آروجو شناگر برزیلی که بدون بازو متولد شده با تکنیک شنای منحصر به فرد خود که شبیه حرکت دلفین است مدال طلای پارالمپیک را از آن خود کرد. او این تکنیک را طی تمرینات سخت و مداوم به دست آورده است.
حجاج بن یوسف ثقفى وقتى به سادات و محبّان عترت نبوى دست مییافت، دستها و پاهاى آنان را قطع میکرد یا آنان را روانه زندان و اموالشان را مصادره میکرد.[3]
این سفاک ستمگر، حدود 120 هزار نفر را کشت و وقتى او به هلاکت رسید، در زندانش پنجاه هزار مرد و سى هزار زن بودند که شانزده هزار نفرشان برهنه بودند. او زن و مرد را در یک زندان حبس میکرد و زندان او سقفى براى جلوگیرى از گرما و سرما و بارندگى نداشت و البته شکنجههاى دیگرى با این وضع مرارت بار توأم میگردید.[4]
مظلومیت سادات از نگاه تاریخ
نویسندگان: غلامرضا گلی زواره قمشه ای
منبع: فرهنگ کوثر 1389 شماره 81
چکیده
متن
تکریم سادات
بسیارى از مفسران ذیل تفسیر سوره کوثر، یکى از مفاهیم کوثر را نسل با برکت و ماندگار حضرت فاطمه زهرا(س) دانستهاند که در طول تاریخ، مردمان سرزمینهاى اسلامى از هدایت، رهبری، فعالیتهاى تبلیغی، معرفت، فضیلت و مبارزات شخصیتهاى ممتازى از این نسل پاک برخوردار بودند. تأکید بر تکریم این خاندان، اصلى استوار در فرهنگ اسلامى میباشد.
رسول اکرم(ص) میفرماید: «فرزندان مرا گرامى بدارید. همانا احترام به آنان، احترام من به شمار میرود».[1]
امام رضا(علیه السلام) میفرماید: «نگریستن به فرزندان و ذریههاى ما، عبادت است».[2]
خداوند متعال به احترام پیامبراکرم(ص) و حضرت فاطمه زهرا(س) چنین مقام ویژهاى را براى سادات و امامزادگان قرار داده است. البته آن عزیزان هم به چنین افتخارى اکتفا نکردند و براى رشد معنوی، فکرى و علمى خویش گامهاى ارزندهاى برداشتند و از این روی، هزاران دانشور، مجاهد، متفکر، مفسر، محدث، و ... از میان سادات برخاستند.
دو عنوان «شریف» و «سید» به طور کلّى براى مشخص ساختن اعقاب حضرت محمد(ص) به کار میرود. عنوان اول به معناى صاحب شرف است و در سرزمینهاى عربى به کسانى اطلاق میگردد که از نسل پیامبر باشند.
«سید» به معناى آقا و سرور و صاحب مجد و عزت است و به نظر میرسد در قرون چهارم و پنجم براى سادات به کار گرفته شده است.
بدون شک هر کس به پیامبر و عترت نبی اکرم(ص) ارادت میورزد، باید به اولاد گرامى آنان به ویژه چهرههاى برجسته و مهذب که کارنامهاى درخشان دارند، علاقه خود را بروز دهد. البته صرف شرافت نسبى نمیتواند به تنهایى عامل برترى محسوب گردد؛ زیرا قرآن کریم گرامیترین افراد را نزد خداوند، پرهیزگارترین آنان میداند، اما نور سیادت عامل تقویت توفیقها و جذب عنایات و الطاف الهى است و سادات عالیمقام با تزکیه درونی، شب زندهداری، عبادت، دانش پژوهى و کسب معارف والاى عرفانى بر ارزش چنین گوهرى میافزایند.
از حکمتهاى عنایت ویژه به سادات، این است که اسلام میخواهد نسب آنان حفظ گردد و اولاد پیامبر با دیگران متمایز باشند. این ویژگى باعث پیدایش این احساس درونى در سادات میشود که من از اولاد خاتم و برگزیده پیامبران هستم، نسب من به ائمه هدى میرسد و اجداد من چنین کارنامه ارزشمندى دارند با این تصور مثبت و افتخارات ملکوتی، سادات در راه ترویج مکارم و فضایل تلاش بیشترى میکنند و تاریخ هم نشان داده است که این سلسله از صدر اسلام تا عصر حاضر، بیش از دیگران به حمایت از فرهنگ اسلامى و صیانت از تشیع برخاستهاند.
اکثر قیامهاى مهم و مقدس در عصر امویان و عباسیان و ادوار بعد، از سوى علویان صورت گرفته است و معمولاً این طایفه بیش از سایر افراد در مسیر نشر تعالیم اسلامى بودهاند.
مظلومیت سادات
واقعیت دیگرى که نشان دهنده نقش مؤثر سادات در پیشبرد اهداف اسلامى و نشر تعالیم اهل بیت است، برخورد شدید مخالفان اهل بیت با آنان است. حجاج بن یوسف ثقفى وقتى به سادات و محبّان عترت نبوى دست مییافت، دستها و پاهاى آنان را قطع میکرد یا آنان را روانه زندان و اموالشان را مصادره میکرد.[3]
این سفاک ستمگر، حدود 120 هزار نفر را کشت و وقتى او به هلاکت رسید، در زندانش پنجاه هزار مرد و سى هزار زن بودند که شانزده هزار نفرشان برهنه بودند. او زن و مرد را در یک زندان حبس میکرد و زندان او سقفى براى جلوگیرى از گرما و سرما و بارندگى نداشت و البته شکنجههاى دیگرى با این وضع مرارت بار توأم میگردید.[4]
بنى امیه به کشتن زید بن علی(علیه السلام) که علیه آنان قیام کرده بود، اکتفا نکرد، بلکه بدنش را از قبر بیرون آوردند، گوش و بینى او را بریدند، سرش را از بدن جدا کردند و به دارش زدند. پیکر آن انسان پارسا و پایدار، مدت پنج سال بر بالاى چوبى آویخته بود و چون ولید بن یزید روى کار آمد و قدرت را به دست گرفت، به حاکم کوفه نوشت: «زید را با چوبه دارش آتش بزن و خاکستر آن را بر باد ده». او چنین کرد. آن شبپرستان کوردل، ظرفیت تحمّل چنین انسانى را نداشتند؛ شخصیتى که از چوبهدارش روشنایى به اطراف ساطع بود و از بدنش بوى عطرى مشام افراد را نوازش میداد. و این ماجرا، علاقه مردم به علویان و مذهب تشیع را فزونى داد و داستان آن، میان مسلمین نشر یافت و فضایل اهل بیت و ستم امویان آشکار گردید. مردم براى تبرک و تیمّن پروانهوار گرد چوبهدار حلقه میزدند و در آنجا به عبادت میپرداختند.