یوناس در سن ۱۴ سالگی به خدمت نظام اجباری در اریتره فراخوانده شد. او برای دوره آموزشی به مرکز آموزش دفاعی در غرب اریتره اعزام شد که به دلیل نظم و انضباط نظامی، تنبیهات بدنی و کار اجباری شهرت بدی پیدا کرده است. یوناس میگوید: "برادرم با من بود. آنان سعی کردند ما را شستشوی مغزی کنند. آنان نمیخواهند مردم ایدهها و افکار سیاسی داشته باشند. مجبور شدم از آن مکان فرار کنم".
افسران به شوخی گفتند یوناس شبیه مصریها نیست و به پوست تیره و موهای مجعدش اشاره کردند. آنان به او گفتند: "اگر پناهنده هستی نزد کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شکایت کن". با این وجود، یوناس نه یک پناهنده بلکه یک مهاجر غیر قانونی بود. افسر دوم به یوناس یادآوری کرد که ممکن است به دلیل عدم ارائه مدارک شناسایی خود دستگیر یا اخراج شود. یوناس از رفتن نزد پلیس پشیمان بود. به اطراف نگاه کرد و با حالتی عصبی منتظر کسی بود که صحبت کند. افسر دوم با تمسخر لبخند زد و به او گفت که از آنجا برود.
دلالانی که با گاردین، صحبت کردند خود را مقصر پیوند عضو نمیدانستند آنان میگفتند این پزشکان هستند که آگاهانه پیوند عضو غیر قانونی را انجام میدهند. در اغلب موارد دلالان خود را به مثابه ارائه دهندگان خدمات و بخشی از زنجیره تامین برای یک سیستم پزشکی فاسد میدیدند. برای آنان این فقط یک تجارت بود.
صخرههای دندانه دار بخزد و از نورافکنهایی که از بالا پرتوافکنی میکردند پنهان باقی بماند. او میدانست که اگر بازداشت شود به سمت اش تیراندازی میکنند. بیرون از یک شهر قدیمی نزدیک به مرز یوناس به کامیون دیگری رفت که به سمت خارطوم پایتخت سودان حرکت میکرد. او سپس با یک قاچاقچی آشنا شد که به او گفته بود میتواند حمل و نقل را در سراسر دریای مدیترانه سازماندهی کند.
سفر پرهزینه و خطرناک بود، اما یوناس احساس کرد چیزی برای از دست دادن ندارد. او مصمم بود به اروپا رفته و برای خانواده اش پول بفرستد. یوناس داستانهای آدم ربایی در مسیرهای مهاجرت را شنیده بود، اما این قاچاقچی شهرت خوبی داشت و یوناس امیدوار بود که بتواند از پس آن بربیاید. پس از یک سفر طولانی و دشوار در سراسر صحرا بین سودان و لیبی یوناس طبق توافق به سواحل مدیترانه خارج از طرابلس انتقال یافت.
او در آوریل ۲۰۱۸ میلادی به همراه حدود ۱۰۰ مهاجر دیگر راهی سفری با یک قایق کوچک به سمت مناطق مختلف افریقا شدند. یکی از مسافران بدون تجربه دریانوردی مسئولیت قایق را برعهده گرفت. بعد از حدود یک ساعت موتور قایق از کار افتاد. شش ساعت گذشت تا گارد ساحلی لیبی کشتی را رهگیری کرد. یوناس به یاد میآورد که پس از خاموش شدن موتور مسافران فکر کردند ممکن است بمیرند. مراکز بازداشت مهاجران غیر قانونی انتقال یافته به لیبی که بخشی از آنها از سوی اتحادیه اروپا تامین مالی میشوند بدنام هستند. بازداشت شدگان در آن مراکز تحت شکنجه، آزار و اذیت، خشونت فیزیکی، بهره کشی جنسی و کار اجباری قرار گرفته اند. در آنجا ثبت نام رسمی صورت نمیگیرد و هیچ رویه قانونیای وجود ندارد و بازداشت شدگان به هیچ وکیل یا مقام قضاییای دسترسی ندارند.
به دلیل فقدان رویه قانونی تنها راه فرار از شرایط کیفری بازداشتگاهها پرداخت رشوه به مأموران است. یوناس میگوید: "هنگامی که نگهبانان پول را دریافت مینمایند شما را در بیابان رها میکنند. سپس شما فقط سعی میکنید دیگر دستگیر نشوید". یوناس برای مواقع ضروری پول نزد دوستان اش در مصر گذاشته بود. او هم چنین خویشاوندانی داشت که در سوئد، هلند و بریتانیا زندگی میکردند و برای کمک به او کمکهای مالی جمع آوری کرده بودند تا بتوانند او را از زندان لیبی خارج کنند. او میگوید این پول از طریق شرکت ارائه دهنده خدمات مالی و ارتباطی "وسترن یونیون" به حساب بانکی در لیبی ارسال شد و در جریان آن حدود هفت هزار دلار به نگهبانان زندان پرداخت شد. یوناس پس از آزادی به قاهره رفت. او در قاهره حدود ۴۷۰ پوند پول قرض گرفت که به نظرش اقدامی موقت برای پوشش هزینه غذا و محل اقامت در حین جستجوی کار بود. دو ماه گذشت و او نتوانست شغل قابل اعتمادی پیدا کند و نتوانست بدهی هایش را پرداخت کند. یوناس به دنبال راه فرار از دست طلبکاران بود.
وقتی در بازاری در قاهره مردی سودانی به نام "علی" را دید داستان زندگی اش را به او گفت. علی گفت که راهی را میشناسد که یوناس میتواند تمام بدهی هایش را به طلبکاران بازپرداخت کند و در کشتی ماهیگیری مطمئن از مصر راهی ایتالیا شود. او به یوناس گفت که میتواند کلیه خود را بفروشد پول زیادی به دست آورد و در این راه جانی را نجات دهد. یوناس چاره دیگری نداشت.
او با این معامله موافقت کرد. به او وعده ۱۰۰۰۰ دلار برای کلیه اش داده شد. او امیدوار بود که این پول برای پوشش بدهی هایش و پرداخت هزینه سفر بعدی اش در دریای مدیترانه کافی باشد. این عمل جراحی در یک مرکز پزشکی در نزدیکی اسکندریه در ۲۰۱۸ میلادی انجام شد.
یوناس میگوید: "به یاد دارم که از خواب بیدار شدم و احساس گیجی کردم. بعد درد را حس کردم و سپس ترس، وحشت و خشم. تا جایی که میتوانستم فریاد میزدم. من فقط میخواستم از آنجا بروم". یوناس غلت زد و روی زمین استفراغ کرد. ساعتها گذشت. بالاخره در باز شد و مردی وارد شد و گفت "علی" به زوی میآید و آن زمان او میتواند برود. او دو قرص مسکن و یک لیوان آب به یوناس داد و پیش از آن که یوناس سوالی بپرسد از اتاق خارج شد.
یوناس دو هفته بعد را در آپارتمانی در قاهره برای سپری کردن دوران نقاهت گذراند. او از نزدیک تحت نظر بود. به یوناس ده هزار دلار وعده داده شده بود، اما فقط شش هزار دلار به او داده شد. این میزان پول تقریبا برای بازپرداخت تمام بدهی هایش کافی بود، اما برای پوشش هزینههای قاچاقچیان (۳۵۰۰ دلار) برای مرحله بعدی سفر او در سراسر دریای مدیترانه کافی نبود. او نزد پلیس رفت و مشارکت "علی" در قاچاق اعضای بدن را لو داد. او سعی داشت توضیح دهد که فریب خورده که افسر دیگری وارد اتاق شد. افسر دوم به یوناس گفت که فروش کلیه جرم است. او دفترچهای در آورد و از یوناس مدارک شناسایی اش را خواست. یوناس جیب هایش را میگشت و به دنبال اسنادی بود که میدانست ندارد.
در سالیان اخیر در سودان به دلیل جنگ داخلی و هرج و مرج و آوارگی فرصت خوبی برای قاچاقچیان عضو فراهم شده تا به دلیل ارتباطاتی که با مقامهای مرزی در سودان و مصر دارند از میان آوارگان برای پیوند عضو نیرو جذب کنند. آنان معمولا پیشنهادی پنج هزار دلاری برای فروش یک کلیه به فرد آواره ارائه میدهند.
فاطمه یکی از آن افراد فراری از جنگ سودان میگوید: "در دارفور نسل کشی وجود دارد. اما هیچ کس در مورد آن صحبت نمیکند. زنان هر روز مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند. کودکان کشته و ربوده شده اند. مردم مستاصل هستند. این زمانی است که شما کلیه خود را میفروشید".
در سرتاسر جهان هزینه پیوند عضو در بازار سیاه از ۲۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰۰ دلار متغیر است قیمت بالاتر معمولا نشان دهنده درمان و مراقبت بهتر است. اهداکننده معمولا کسری از این هزینه را دریافت میکند. مبلغی که آنان دریافت میکنند از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. در فیلیپین و کلمبیا مزرعه داران فقیر و کارگرانی که بدهکار هستند کمتر از دو هزار دلار برای هر کلیه دریافت میکنند در مقابل در اسرائیل و ترکیه کلیه بین ده تا بیست هزار دلار فروخته میشود.
در مصر یک کلیه میتواند بین ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ دلار فروخته شود. بیماران یا "گردشگران پیوند" بین ۵۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ دلار برای پیوند کلیه همراه با هزینه سفر و اقامت پرداخت میکنند. قیمت به طور کلی به تقاضای بازار بستگی دارد. برای کلیه قیمت پرداختی به فروشنده میتواند بین ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ دلار باشد. بخشی از کار دلال عضو آن است که بفهمد خریدار چقدر ثروتمند است و قیمت را تعیین کند. یک فروشنده فقیر و بیکار فاقد موقعیت حقوقی و قانونی مشخص در موقعیت مناسبی برای چانه زنی قرار ندارد. به همین خاطر مهاجران غیر قانونی اهداف ارزشمندی برای قاچاقچیان عضو محسوب میشوند.
یکی از دلالان میگوید نسبت به شغل اش احساس بدی دارد، اما همیشه پول اهدا کنندگان را پرداخت میکند. او میگوید: "دلالان دیگری هستند که با شما بر سر قیمت توافق میکنند سپس پس از عمل جراحی بدون پرداخت پول ناپدید میشوند. دست کم در ۴۰ درصد موارد این اتفاق رخ میدهد".
ما با "هیبا" یک مادر مجرد جوان از سودان در قاهره ملاقات کردیم. او کلیه خود را فروخت تا به دختر خردسال اش کمک کند. به او وعده ۱۰۰۰۰ دلار داده بودند، اما ۴۰۰۰ دلار دریافت کرد. او پس از بهبودی از عمل جراحی برای دریافت پول به بیمارستان بازگشت. با این وجود، او پیش از جراحی اسنادی را امضا کرده بود که نشان میداد کلیه خود را به صورت رایگان اهدا میکند. در نتیجه، اگر او به پلیس گزارش میداد ممکن بود به جرم فروش کلیه بازداشت شود.
یکی از دلایلی که امکان پیگرد پیوند عضو غیر قانونی زیاد نیست عدم تمایل قربانیان به گزارش دهی این موضوع به پلیس است. موضوع دیگر فساد سیستماتیک است. پزشکان درگیر پیوند عضو برای محافظت از خود در برابر تحقیقات پلیس حاضرند رشوه بپردازند. یک دلال پیوند عضو میگوید: "پزشکان آن تجارت را کنترل نمیکنند. افرادی که این تجارت را کنترل میکنند از پزشکان کمیسیون میگیرند. شما آنان را نمیشناسید و نمیدانید چه کار میکنند فقط میدانید که آن افراد از پزشکان کمیسیون میگیرند و تجارت اعضای بدن را کنترل میکنند در غیر این صورت هیچ پزشکی نمیتواند کار پیوند عضو را انجام دهد". یک مقام دولتی میگوید آن افراد چهرههای رده بالای سیاسی هستند.
ندیشکده "انستیتوی کشورهای عربی خلیج فارس در واشینگتن" مطرح کرد
عربستان قدرت ۶۰۰۰ ساله دریای مدیترانه بر روغن زیتون را به چالش میکشد
عربستان قدرت ۶۰۰۰ ساله دریای مدیترانه بر روغن زیتون را به چالش میکشد
سرمایه گذاری بزرگ عربستان سعودی بر روی درختان زیتون در سیستم کاشت با تراکم بالا بوده که در منطقه اندلس اسپانیا در ۲۵ سال گذشته توسعه یافته است. درختان با تراکم فوق العاده بالا معمولا پس از چهار سال تقریبا نیمی از زمان کاشت سنتی زیتون را در سنین جوانی تولید میکنند. آنها هم چنین بسیار نزدیکتر به یکدیگر کاشته میشوند و در نتیجه تعداد درختان کاشته شده در یک فضا مانند مرکز کشاورزی الجوف رکوردشکنی میکنند.
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۸ - ۲۱ شهريور ۱۴۰۳ پ
درختان خلیج فارس: درختان زیتون و رژیم غذایی مدیترانهای در صحرا/ عربستان سعودی قدرت ۶۰۰۰ ساله دریای مدیترانه بر روغن زیتون را به چالش میکشد، اما آیا این امر پایدار خواهد بود؟ / چگونه عربستان توانست قدرت شش هزار ساله دریای مدیترانه در تولید تولید روغن زیتون را به چالش بکشد؟فرارو- عالیه یونس؛ او که در شیکاگو به دنیا آمده در چندین کشور به عنوان روزنامه نگار و فیلمساز کار کرده است. یونس به عنوان دختر یک مهندس محیط زیست و یک دیپلمات سازمان ملل در بیروت در طول جنگ داخلی لبنان بزرگ شد. او دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه مینه سوتا و دانشگاه آمریکایی در واشنگتن دی سی به پایان رساند.
او در دانشگاه زاید ابوظبی در رشته فیلم و تلویزیون تدریس میکند. از عالیه یونس کتاب "شب شمار" با ترجمه "مهریار میرنیا" توسط انتشارات دنیای اقتصاد به زبان فارسی چاپ شده است.به غیر از خود دریا هیچ چیزی بیش از درخت زیتون فرهنگ و میراث مدیترانهای را تعریف نمیکند. در حالی که کارآفرینان و مهاجران از مدیترانه در مکانهایی با آب و هوای مشابه مانند کالیفرنیا و بخشهایی از استرالیا باغهای زیتون کاشته اند و صنایع کوچکی را توسعه داده اند روغن زیتون خارج از دریای مدیترانه یک محصول خاص است که به ندرت مورد توجه قرار میگیرد. با این وجود، اکنون عربستان سعودی قدرت ۶۰۰۰ ساله دریای مدیترانه بر روغن زیتون را در مقیاس بزرگی به چالش میکشد.
به گزارش فرارو به نقل از انستیتوی کشورهای عربی خلیج فارس در واشینگتن، علیرغم آن که اسپانیا دارای بیشترین تعداد درختان زیتون در جهان است عربستان سعودی در سال ۲۰۱۸ میلادی خواستار ثبت نام خود در فهرست "رکوردهای جهانی گینس" شد چرا که شرکت کشاورزی الجوف "بزرگترین مزرعه زیتون مدرن جهان" با ۵ میلیون درخت زیتون است. آن درختان در ۷۷۳۰ هکتار زمین زیر کشت رفته اند.
آن مزرعه هم چنین از ظرفیت تولید ۱۵۰۰۰ تن روغن زیتون برخوردار است. آن مزرعه متعلق به دولت و تجارت عمومی به دلیل موقعیت مکانی آن یعنی واقع شدن در استان الجوف در شمال عربستان سعودی به این نام نامگذاری شده است. عربستان سعودی در مرز اردن قرار دارد که تولید روغن زیتون قابل توجهی با قدمت هزاران ساله دارد، اما تنها ۱۱ میلیون درخت در سراسر آن کشور وجود دارند. "احمد العلی" خالق محتوای بصری که اهل الجوف است و دومین مستند خود را در مورد درختان زیتون ساخته میگوید: "دولت عربستان سعودی در سه سال گذشته با ارائه کمکهای مالی و فنی به کشاورزان حمایت قابل توجهی برای کشت زیتون ارائه کرده است".
او که آن مستند را به همراه "محمد العوبثانی" فیلمساز سعودی ساخته میافزاید: "دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در عربستان سعودی مطالعات گستردهای را برای بهبود روشهای کشت زیتون و افزایش بهره وری آن انجام داده اند. این تحقیقات شامل اصلاح خاک، استفاده از کودهای مناسب و توسعه روشهای برداشت بوده است".
الجوف مزارع خصوصی زیتون نیز دارد. "ابراهیم سعد الحمد" که روغن زیتون تولید شده توسط خانواده اش "جوفال" نام دارد میگوید: "ما از سال ۱۹۹۲ کاشت درختان زیتون را آغاز کردیم. امروز ما ۲ میلیون درخت داریم. مقدار روغنی که ما تولید میکنیم سال به سال متفاوت است، اما میانگین آن بین ۱۸۰۰ تا ۲۳۰۰ تن است. پدرم اولین درختان ما را کاشت، اما کشاورزی برای نسلهای متمادی پیشه ما بوده است از نخل، گندم و علوفه گرفته و حالا زیتون".
الجوف اغلب سبد نان عربستان سعودی نامیده میشود. به گفته دولت عربستان سعودی الجوف بزرگترین تولید کننده گندم کشور است و آن واحه غنی از زمین کشاورزی یکی از قدیمیترین مناطق قابل سکونت عربستان است که بر اساس کنده کاریهای صخرهای کشف شده قدمت آن به ۶۰۰۰ سال پیش باز میگردد. الجوف یکی از ایستگاههای اصلی عربستان سعودی بوده است چرا که در مسیر تجارت کاروانی که حجاز را به شرق مدیترانه و از آنجا به اروپا وصل میکند قرار گرفته است. هم چنین، آن بندر محل سومین بندر بزرگ زمینی عربستان سعودی است. زائران شام نیز در راه مکه از الجوف عبور کرده اند و احتمالا برای سفر با خود زیتون آورده اند و مردم الجوف مانند آن زائران مدیترانهای درخت زیتون را با برکت قلمداد کرده اند تا حدی به این دلیل که در قرآن شش بار از آن یاد شده است.
"العلی" میگوید: "درخت زیتون برای مردم الجوف معنای زیادی دارد. مردم از زمانهای قدیم با آن تغذیه میشدند. آنان از روغن استخراج شده به عنوان سوخت برای روشنایی استفاده کرده اند و از شاخههای درخت زیتون برای روشن کردن آتش به منظور گرما بخشی و پخت و پز استفاده میکنند. بنابراین، چه در الجوف و چه در سایر مناطقی که درختان زیتون یافت میشود آن درختان همواره بخشی از زندگی بشر بوده و هستند".
علیرغم آن که اعراب شام و شمال آفریقا همگی رژیمهای غذایی مبتنی بر روغن زیتون دارند روغن زیتون بخشی از غذاهای شبه جزیره عربستان نبوده است. با این وجود، اعراب مدیترانهای اکنون برای نسلهای متمادی در خلیج فارس کار کرده اند و فرهنگ خوردن روغن زیتون و عشق به غذا درست کردن با آن و هم چنین هر آن چه از روغن زیتون تهیه میشود از جمله صابون و داروهای پزشکی و محصولات زیبایی را با خود به خلیج فارس آورده اند. "الحمد" میگوید: "در گذشته فرهنگ مصرف روغن زیتون در این منطقه ضعیف بود، اما با تبلیغات و کلیپهای آگاهی بخش مصرف زیتون افزایش یافته است".
"کوزیمو دامیانو گوارینی" کشاورز و نویسنده ایتالیایی و مدافع پرشور فواید روغن زیتون برای سلامتی مخالف کشت این درخت فراتر از دریای مدیترانه نیست، اما در این باره نگرانیهایی دارد. او میگوید: "مصرف جهانی روغن زیتون امروز تقریبا ۳ درصد از کل مصرف روغنها را شامل میشود. بنابراین، فرهنگ زیتون که مصرف کنندگان را هدف قرار میدهد واقعا میتواند تفاوت ایجاد کند و درختان زیتون در مقایسه با اکثر درختان میوه به آب کم تری نیاز دارند و سازگاری زیادی از خود نشان میدهند و پاسخی قوی به نیازهای فزاینده برای کاهش آلایندههای کربنی در تولید محصولات کشاورزی هستند. با این وجود، هنوز راهی پیش رو داریم که بفهمیم آیا این مسیر پایداری اقتصادی و زیست محیطی را در میان مدت تا بلند مدت فراهم میکند یا خیر و باید توجه زیادی به کنترلهای کیفی و حساسیت شرکتهای بزرگ به این محصول اصلی رژیم غذایی مدیترانهای شود".
او خاطر نشان میسازد که سرمایه گذاری بزرگ عربستان سعودی بر روی درختان زیتون در سیستم "کاشت با تراکم بالا" بوده که در منطقه اندلس اسپانیا در ۲۵ سال گذشته توسعه یافته است. درختان با تراکم فوق العاده بالا معمولا پس از چهار سال تقریبا نیمی از زمان کاشت سنتی زیتون را در سنین جوانی تولید میکنند. آنها هم چنین بسیار نزدیکتر به یکدیگر کاشته میشوند و در نتیجه تعداد درختان کاشته شده در یک فضا مانند مرکز کشاورزی الجوف رکوردشکنی میکنند.
برای مقایسه میتوان به تونس اشاره کرد بزرگترین تولید کننده روغن زیتون در میان کشورهای عربی که اجرای محدودی از سیستم با تراکم فوق العاده بالا را دارد و حدود ۸۲ میلیون درخت زیتون که در ۱.۸۴ میلیون هکتار زیر کشت رفته را شامل میشود و حدود ۳۰ درصد از زمینهای زیر کشت آن کشور به مراتب پراکندهتر از زمینهای زیر کشت الجوف به ازای هر درخت هستند.
خانواده الحمد ابتدا گونههای سنتی درخت زیتون شام به ویژه سوری و نبالی را که بومی فلسطین زادگاه روغن زیتون هستند را کاشتند. "الحمد" میگوید:"امروز گونههای پر تراکم آربکین و آربوزانا را از اسپانیا و کرونایکی که اصالتا یونانی است را تولید میکنیم".
"لوئیس رالو" استاد بازنشسته زراعت در دانشگاه ملی کوردوبا در آرژانتین و یکی از پیشگامان در زمینه زیتون میگوید: "بیش از ۱۳۰۰ گونه زیتون وجود دارند، اما تاکنون تنها توانسته ایم این سه نوع را برای سیستم با تراکم بالا تولید کنیم. سیستم با تراکم بالا طعم روغن زیتون را محدود میکند بنابراین ما در معرض خطر از دست دادن انواع باستانی زیتون هستیم. با این وجود، بدون استفاده از این سیستم رقیب ماندن در این عرصه بسیار دشوار خواهد بود".
عربستان سعودی کماکان بیشتر از تولید روغن زیتون مصرف میکند. با این وجود، الحمد کماکان بسیار خوش بین است. او میگوید: "تولید روغن زیتون سالم و از نظر اقتصادی مفید است و در عین حال از امنیت غذایی در کشور حمایت میکند".
زراعة الزيتون في السعودية، تعود بدايات زراعة الزيتون في المملكة العربية السعودية إلى عام 1423هـ/2002م، عندما بدأت وحدة أبحاث الزيتون، التابعة لمركز أبحاث الإبل والمراعي بمنطقة الجوف شمالي السعودية، بإنشاء مجمع وراثي لدراسة زراعة 30 صنفًا من الأصناف المعروفة بغزارة إنتاجها في البلدان المنتجة للزيتون، مثل: إسبانيا، واليونان، وسوريا، والأردن، وتونس والمغرب، ثم اعتماد تسعة أصناف منها للبدء بزراعتها.
وفي عام 1427هـ/2006م، أُدخلت طريقة الزراعة المكثفة لأشجار الزيتون، التي تعتمد على تكثيف عدد الأشجار بحيث تكون قريبة من بعضها، وبدأت من منطقة الجوف عام 1428هـ/2007م، وتوسعت بعد نجاحها ضمن مشروعات استثمارية للشركات الزراعية الكبرى في السعودية، ليصل عدد أشجار الزيتون في منطقة الجوف فقط عام 1444هـ/2023م، إلى نحو 25 مليون شجرة، تنتج 18 ألف طن من الزيت سنويًّا.
مناطق زراعة الزيتون في السعودية
تنجح زراعة الزيتون في المناطق المحصورة بين خطي عرض (30-45) درجة، وتحتاج مناخًا معتدلًا ماطرًا في الشتاء، حارًّا في الصيف، ولتأثّر مناطق شمال السعودية بالمناخ المتوسطي، نجحت زراعة الزيتون بشكل رئيس في مناطق: الجوف وحائل وتبوك، إضافةً إلى بعض المناطق الجنوبية، كالباحة وعسير، بسبب ملاءمة مناخ وتربة تلك المناطق لزراعته، وقد سجلت موسوعة جينيس للأرقام القياسية أكبر مزرعة زيتون حديثة في العالم بمنطقة الجوف عام 1439هـ/2018م.
حتى عام 1439هـ/2018م، غطت شجرة الزيتون في السعودية نحو 52 ألف فدان، يُخصص نحو 20% من إنتاجها في السعودية لزيتون المائدة، بينما يذهب 80% لإنتاج زيت الزيتون.
الزراعة المكثفة للزيتون في السعودية
اتجهت السعودية عام 1428هـ/2007م، إلى زراعة الزيتون باستخدام الطريقة المكثفة في منطقة الجوف، والتي تعتمد على مضاعفة عدد الأشجار لتكون المسافة بينها أربعة أمتار كحد أقصى، وتصل إلى نحو 1600 شجرة زيتون في الهكتار الواحد، مقابل نحو 200 شجرة في الهكتار بطريقة الزراعة التقليدية، ويضم حقل زراعة الزيتون بالطريقة المكثفة في المنطقة نحو مليون شجرة، تتوزع على عشرة حقول، في كل حقل 100 ألف شجرة.
تحتاج أشجار الزيتون إلى كميات قليلة من الماء في حال زراعتها بالطريقة المكثفة، تبلغ نحو 30 لترًا في الذروة، بينما تحتاج إلى نحو 80 لترًا عند زراعتها بالطريقة التقليدية، كما تمتاز هذه الزراعة باستغلال وحدة المساحة والحصاد الآلي، كما تبلغ الإنتاجية في الزراعة المكثفة للهكتار الواحد نحو 12 طنًّا، تبدأ في السنة الرابعة من عمر شجرة الزيتون، بينما تقل الإنتاجية في الزراعة التقليدية لتصل إلى نحو ثمانية أطنان في الهكتار الواحد، وتتأخر حتى السنة التاسعة من عمر شجرة الزيتون.
أصناف الزيتون في السعودية
تضم مزارع الزيتون في السعودية نحو 30 صنفًا، تتنوع بحسب أشكالها واستخداماتها، ومنها: صنف "البيكوال"، الذي يُزرع في مناطق: الجوف، وتبوك، وحائل، وتتراوح نسبة الزيت فيه بين 15% و22%، ويتحمل هذا الصنف الملوحة، ورطوبة الأرض العالية، والصقيع، لكنه حساس لبعض الآفات ومرض الذبول الفرتوسليومي، وهو مرض فطري يصيب أشجار الزيتون، ويستخدم هذا الصنف لإنتاج الزيت وللتخليل الأخضر والأسود، وهو صنف إسباني الأصل.
كما ينتشر صنف الزيتون "الصوراني" في مناطق: الجوف، وتبوك، وحائل، وشكل ثماره متوسطة الحجم، ويُعدُّ ثنائي الغرض لاستخراج الزيت والتخليل، حيث تتراوح نسبة الزيت فيه بين 20% و27%، ويتأقلم هذا الصنف مع مناخات مختلفة، ويحتمل العوامل المناخية كالصقيع والجفاف، لكنه حساس لمرض الذبول الفرتوسليومي.
ويتركز صنف "البيشولين" في منطقة الجوف، ونسبة الزيت فيه متوسطة، ويستعمل للتخليل الأخضر والأسود، ويُعدُّ من الأصناف ثنائية الغرض، كما أنه قليل الحساسية للصقيع والجفاف، ويحتمل مرض عين الطاووس الذي يصيب أشجار الزيتون، وهو صنف فرنسي الأصل.
وتنتشر زراعة صنف الزيتي في محافظة سكاكا بمنطقة الجوف، وينتج هذا الصنف كمية وفيرة من الزيت تصل إلى نحو 30% منه، وحجم ثماره من صغير إلى متوسط، وهو حساس لمرض الذبول الفرتوسليومي والإصابة بحشرة حفار الساق، ويحتمل مرض عين الطاووس.
ويُزرع صنف "الجلط" في القريات، والباحة، وتبوك، وحجم ثماره كبير، ويستخدم للتخليل الأخضر والأسود، ويُعدُّ من الأصناف مبكرة الإنتاج، ومعدل إنتاجيته عالٍ ومنتظم، ويقاوم العوامل المناخية، كالجفاف والصقيع.
ويُعدُّ صنف "القيسي" ثنائي الغرض، ويتيح للمزارع الاختيار بين إنتاج الزيت منه أو جعله زيتونًا للمائدة وفقًا لطلب السوق، وتظهر ثماره بحجم متوسط، ويتميز بسهولة فصل اللب عن الثمرة، ويستخدم للتخليل الأخضر، وهو من الأصناف التي تحتمل الجفاف والصقيع، وقليل الحساسية للآفات التي تصيب النباتات.
وتكثر زراعة صنف "منزانلا" في منطقة الجوف بالسعودية، وتستخدم ثماره للتخليل، وثماره متوسطة الحجم، وهو صنف إسباني الأصل، بينما يُستخدم صنف "الدان" لإنتاج الزيت وزيتون المائدة، وحجمها متوسط، ويُعدُّ من الأصناف ذات الإنتاجية العالية، ويأخذ صنف "النبالي" شكلًا بيضاويًّا، ونسبة الزيت فيه عالية، تصل إلى 26% من وزن الثمرة، وهو من الأصناف التي تتأخر في النضج، ويفضل استخدامه كزيتون مائدة أخضر، وينتشر في منطقتي: الجوف، وتبوك، ويُعدُّ من الأصناف التي تحتمل الجفاف، ومقاوم للأمراض والحشرات.
زيتون السعودية في موسوعة جينيس
سجلت موسوعة جينيس للأرقام القياسية عام 1439هـ/2018م، أحد حقول شركة الجوف للتنمية الزراعية، في قائمتها كأكبر مزارع الزيتون عالميًّا، كما يُعدُّ مصنع الزيتون الذي تملكه الشركة من أحد أكبر مصانع إنتاج زيت الزيتون في الشرق الأوسط.
وتُخصص بعض أصناف الزيتون لاستخراج الزيت منها، وتتميز بإنتاجها المنتظم وارتفاع نسبة الزيت فيها، بينما هناك أصناف تُخصص للمائدة وتكون ثمرتها من متوسطة إلى كبيرة الحجم، وسميكة اللب وسهلة التصنيع، ويُفضل لزيتون المائدة الأصناف التي تكون فيها نسبة الزيت بين 12% و15%، لأن الزيت يزيد مدة الحفظ ويضفي على الثمرة طعمًا جيدًا، أما الأصناف ثنائية الغرض فتجمع مواصفات كل الأصناف.
وفي عام 2023م، حصلت شركة الجوف للتنمية الزراعية على الميدالية الذهبية كأفضل زيت زيتون عضوي في المسابقة الدولية (jOOP) التي أقيمت بالعاصمة اليابانية طوكيو، وذلك بهدف تعزيز جودة زيوت الزيتون البكر الممتازة.
مهرجان الزيتون في السعودية
يُقام مهرجان الزيتون في السعودية سنويًّا في منطقة الجوف، ويستمر 10 أيام، ويحتفي بوفرة إنتاج الزيتون في المنطقة، ويعمل على تسويق منتجات الزيتون المتنوعة، ويهدف إلى الاهتمام بشجرة الزيتون وتحقيق المنافع الاقتصادية والصحية منها، ويضم فعاليات وندوات مختصة بزراعة الزيتون.
وتُعدُّ شجرة الزيتون من الأشجار المباركة التي ورد ذكرها في القرآن الكريم، ويشار إلى أن موطنها الأصلي هو منطقة شرق البحر المتوسط، وبشكلٍ خاص تركيا وسوريا وفلسطين، وتحتمل الظروف البيئية الصعبة نسبيًّا.