39.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ چرایی تبدیل ایران به قطب چهارم جهان از زبان اندیشمند آمریکایی
@Hasanabbasi_ir
اصحاب آخرالزمانی سیدالشهداء
🔹 انتشار به مناسبت ساعت شهادت جمعی از فرماندهان و دانشمندان شهید در سحرگاه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴
@TasnimNews
ه گزارش ایسنا، مرگ یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان است که همواره مورد توجه پژوهشگران علوم مختلف، بهویژه جمعیتشناسان بوده است. بررسی علتهای مرگ، به برنامهریزان کمک میکند تا نیازهای بهداشتی جامعه را بهتر بشناسند و برای آینده تصمیمگیری کنند. در گذشتههای دور، بیشتر مرگها در اثر بیماریهای عفونی و واگیردار رخ میداد، اما با پیشرفت بهداشت عمومی، بهبود تغذیه، توسعه واکسیناسیون و گسترش خدمات پزشکی، الگوی مرگ تغییر کرده است. امروزه در بسیاری از کشورها، بیماریهای مزمن و غیرواگیر جای بیماریهای عفونی را بهعنوان علتهای اصلی مرگ گرفتهاند؛ روندی که در علم جمعیتشناسی از آن با عنوان «گذار اپیدمیولوژیک» یاد میشود.
در این میان، سرطان به یکی از مهمترین چالشهای سلامت در جهان تبدیل شده است. سرطان مجموعهای از بیماریهاست که در آن سلولهای بدن به شکل غیرقابلکنترل رشد میکنند و میتوانند به بافتهای دیگر گسترش یابند. این بیماری اکنون دومین علت مرگ در جهان پس از بیماریهای قلبی به شمار میرود و سهم قابل توجهی از مرگهای زودرس را به خود اختصاص داده است. در ایران نیز با افزایش امید به زندگی، سالمندتر شدن جمعیت، تغییر الگوی تغذیه، کمتحرکی و گسترش سبک زندگی شهری، موارد ابتلا و مرگ ناشی از سرطان رو به افزایش است. پیشبینیها نشان میدهند اگر روند کنونی ادامه یابد، سرطان در سالهای آینده ممکن است به نخستین علت مرگ در کشور تبدیل شود.
در همین خصوص، واحد سروش، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، پژوهشی را درباره توزیع جمعیتشناختی و جغرافیایی مرگهای ناشی از سرطان و تومورها در استانهای ایران انجام دادهاند. این مطالعه به بررسی تغییرات مرگهای ناشی از سرطان طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۷ پرداخته و تلاش کرده است تفاوتها را بر حسب سن، جنس و محل سکونت افراد تحلیل کند.
این پژوهش از نوع تحلیل ثانویه دادهها بوده است، به این معنا که محققان از اطلاعات ثبتشده موجود استفاده کردهاند. دادههای مربوط به مرگها از پایگاه سازمان ثبت احوال کشور و بر اساس طبقهبندی بینالمللی بیماریها استخراج شده است. همچنین برای محاسبه نرخ مرگومیر، جمعیت هر سال بر اساس نتایج سرشماریهای رسمی و با استفاده از نرمافزارهای تخصصی برآورد شده است. دادهها سپس با نرمافزارهای آماری و سامانه اطلاعات جغرافیایی تحلیل شده تا تفاوتهای استانی و منطقهای بهصورت دقیق مشخص شود.
نتایج این بررسیها نشان دادند که طی هشت سال مورد بررسی، در مجموع ۲۷۶ هزار و ۹۵۶ نفر در کشور بر اثر سرطانها و تومورها جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی بهطور میانگین سالانه بیش از ۳۴ هزار مرگ. روند مرگومیر در این دوره صعودی بوده و میزان آن از ۳۷۶ مرگ در هر یک میلیون نفر در سال ۱۳۹۰ به ۴۹۶ مرگ در هر یک میلیون نفر در سال ۱۳۹۷ رسیده است. همچنین میزان مرگ در مردان بهطور معنادار و قابل توجهی بیشتر از زنان گزارش شده است.
بررسی سنی نیز نشان داد هرچه سن بالاتر میرود، خطر مرگ ناشی از سرطان نیز افزایش مییابد و بیشترین بار مرگومیر مربوط به افراد بالای ۷۵ سال است. از نظر جغرافیایی، استان گیلان بالاترین نرخ مرگومیر و استان سیستان و بلوچستان کمترین نرخ را داشتهاند. این تفاوتها نشان میدهند عوامل محیطی، اجتماعی و سطح دسترسی به خدمات سلامت میتوانند در شدت و توزیع مرگهای سرطانی نقش داشته باشند.
بر اساس تحلیلهای تکمیلی، ایران در مرحلهای از گذار قرار دارد که بیماریهای غیرواگیر، بهویژه سرطان، سهم بیشتری از مرگها را به خود اختصاص میدهند. افزایش امید به زندگی و سالمند شدن جمعیت یکی از دلایل اصلی این وضعیت است. از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی شامل مصرف دخانیات، تغذیه پرچرب، کمتحرکی و چاقی نیز خطر ابتلا به سرطان را افزایش داده است. پژوهشگران تأکید میکنند بخشی از این مرگها قابل پیشگیری است، بهویژه اگر برنامههای غربالگری و تشخیص زودهنگام تقویت شود.ه گزارش ایسنا، مرگ یکی از مهمترین رویدادهای زندگی انسان است که همواره مورد توجه پژوهشگران علوم مختلف، بهویژه جمعیتشناسان بوده است. بررسی علتهای مرگ، به برنامهریزان کمک میکند تا نیازهای بهداشتی جامعه را بهتر بشناسند و برای آینده تصمیمگیری کنند. در گذشتههای دور، بیشتر مرگها در اثر بیماریهای عفونی و واگیردار رخ میداد، اما با پیشرفت بهداشت عمومی، بهبود تغذیه، توسعه واکسیناسیون و گسترش خدمات پزشکی، الگوی مرگ تغییر کرده است. امروزه در بسیاری از کشورها، بیماریهای مزمن و غیرواگیر جای بیماریهای عفونی را بهعنوان علتهای اصلی مرگ گرفتهاند؛ روندی که در علم جمعیتشناسی از آن با عنوان «گذار اپیدمیولوژیک» یاد میشود.
در این میان، سرطان به یکی از مهمترین چالشهای سلامت در جهان تبدیل شده است. سرطان مجموعهای از بیماریهاست که در آن سلولهای بدن به شکل غیرقابلکنترل رشد میکنند و میتوانند به بافتهای دیگر گسترش یابند. این بیماری اکنون دومین علت مرگ در جهان پس از بیماریهای قلبی به شمار میرود و سهم قابل توجهی از مرگهای زودرس را به خود اختصاص داده است. در ایران نیز با افزایش امید به زندگی، سالمندتر شدن جمعیت، تغییر الگوی تغذیه، کمتحرکی و گسترش سبک زندگی شهری، موارد ابتلا و مرگ ناشی از سرطان رو به افزایش است. پیشبینیها نشان میدهند اگر روند کنونی ادامه یابد، سرطان در سالهای آینده ممکن است به نخستین علت مرگ در کشور تبدیل شود.
در همین خصوص، واحد سروش، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، پژوهشی را درباره توزیع جمعیتشناختی و جغرافیایی مرگهای ناشی از سرطان و تومورها در استانهای ایران انجام دادهاند. این مطالعه به بررسی تغییرات مرگهای ناشی از سرطان طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۷ پرداخته و تلاش کرده است تفاوتها را بر حسب سن، جنس و محل سکونت افراد تحلیل کند.
این پژوهش از نوع تحلیل ثانویه دادهها بوده است، به این معنا که محققان از اطلاعات ثبتشده موجود استفاده کردهاند. دادههای مربوط به مرگها از پایگاه سازمان ثبت احوال کشور و بر اساس طبقهبندی بینالمللی بیماریها استخراج شده است. همچنین برای محاسبه نرخ مرگومیر، جمعیت هر سال بر اساس نتایج سرشماریهای رسمی و با استفاده از نرمافزارهای تخصصی برآورد شده است. دادهها سپس با نرمافزارهای آماری و سامانه اطلاعات جغرافیایی تحلیل شده تا تفاوتهای استانی و منطقهای بهصورت دقیق مشخص شود.
نتایج این بررسیها نشان دادند که طی هشت سال مورد بررسی، در مجموع ۲۷۶ هزار و ۹۵۶ نفر در کشور بر اثر سرطانها و تومورها جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی بهطور میانگین سالانه بیش از ۳۴ هزار مرگ. روند مرگومیر در این دوره صعودی بوده و میزان آن از ۳۷۶ مرگ در هر یک میلیون نفر در سال ۱۳۹۰ به ۴۹۶ مرگ در هر یک میلیون نفر در سال ۱۳۹۷ رسیده است. همچنین میزان مرگ در مردان بهطور معنادار و قابل توجهی بیشتر از زنان گزارش شده است.
بررسی سنی نیز نشان داد هرچه سن بالاتر میرود، خطر مرگ ناشی از سرطان نیز افزایش مییابد و بیشترین بار مرگومیر مربوط به افراد بالای ۷۵ سال است. از نظر جغرافیایی، استان گیلان بالاترین نرخ مرگومیر و استان سیستان و بلوچستان کمترین نرخ را داشتهاند. این تفاوتها نشان میدهند عوامل محیطی، اجتماعی و سطح دسترسی به خدمات سلامت میتوانند در شدت و توزیع مرگهای سرطانی نقش داشته باشند.
بر اساس تحلیلهای تکمیلی، ایران در مرحلهای از گذار قرار دارد که بیماریهای غیرواگیر، بهویژه سرطان، سهم بیشتری از مرگها را به خود اختصاص میدهند. افزایش امید به زندگی و سالمند شدن جمعیت یکی از دلایل اصلی این وضعیت است. از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی شامل مصرف دخانیات، تغذیه پرچرب، کمتحرکی و چاقی نیز خطر ابتلا به سرطان را افزایش داده است. پژوهشگران تأکید میکنند بخشی از این مرگها قابل پیشگیری است، بهویژه اگر برنامههای غربالگری و تشخیص زودهنگام تقویت شود.
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وزیر جنگ آمریکا، پیتر هگست، که تا پیش از انتصاب به وزارت جنگ، یک مجری سطحپایین در شبکهی جنگطلب فاکسنیوز بود، علاقه بسیاری به حرکات نمایشی و معرکهگیری دارد.
او که همواره بسیار تلاش می کند تصویر یک «مرد» واقعی، با قاطعیت و قدرت بدنی را از خود به نمایش بگذرد، اخیرا در یک «شو»ی تمرین ورزشی مشترک با نیروهای ارتش شرکت کرد.
این «شو» انتقادات بسیار گستردهای را در رسانهها و شبکههای اجتماعی به دنبال داشت و شخصیت نمایشی وزیر جنگ ترامپ به شدت مورد هجمه قرار گرفت. علاوه بر این، ویدیوهایی از این به اصطلاح تمرین مشترک منتشر شده که نشان می دهد هگست خیلی زود کم می آورد و نحوهی وزنهزدن او مضحکه شده است.
خواب سنگین حاکمان مرتجع عربی
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی رصد جنگ نوشت:
جایگزینی بستهبندیهای رنگی و جذاب چیپس با بستهبندیهای سیاه و سفید و رنگ و رو رفته، نه تغییری رو به جلو برای افزایش فروش که تنها چارهای بود که شرکت «کالبی» (Calbee) داشت تا فروش خود را حفظ کند. علت این انتخاب نامطلوب و واپسگرایانه تنها یک چیز بود: «انسداد تنگه هرمز».
شرکت بزرگ و قدیمی «کالبی» مستقر در توکیو که محصولاتش علاوه بر بازار ژاپن در بازار آمریکا، استرالیا و چین نیز به فروش میرسد از حدود دو هفته پیش، بستهبندی ۱۴ محصول خود را سیاه و سفید کرد؛ چون یکی از مشتقات نفتی به نام «نفتا» (Naphtha) که در تولید جوهر چاپ کاربرد دارد با بسته شدن تنگه هرمز در ژاپن کمیاب شده است. فقط «کالبی» نبود که مجبور به این انتخاب شد. شرکت «ایتوهام» (Itoham) به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فرآوردههای گوشتی و غذایی در ژاپن نیز برای حفظ میزان فروش خود، استفاده از بستهبندیهای سیاه و سفید را محتمل دانست. پیش از آنها شرکت «نیشین» (Nisshin Seifun Welna) یکی از تولیدکنندگان شناخته شده پاستا در ژاپن نیز اعلام کرده بود برای صرفهجویی در مصرف جوهر، از نوارهای کاغذی بدون چاپ برای بستهبندی پاستای خوداستفاده خواهد کرد. پیش از همه اینها کارخانه «یامایوشی سیکا» (Yamayoshi Seika) که چیپسهای محبوب «واسابیف» (Wasabeef) را تولید میکرد، تعطیل شد. علت این تعطیلی هم ساده بود؛ دیگهای بخار که روغن پخت و پز مورد استفاده برای سرخ کردن چیپس سیبزمینی را گرم میکنند از نفت سنگین به عنوان سوخت استفاده میکردند و با انسداد تنگه هرمز و عدم دسترسی به نفت سنگین، کارخانه «یامایوشی سیکا» چارهای جز تعطیلی نداشت. تغییر بستهبندیهای چیپس و سایر مواد غذایی اگرچه اتفاقی ناچیز و جزئی به نظر میرسد اما دقیقاً نشان میدهد که «تنگه هرمز» تا ریزترین جزئیات زندگی مردم جهان، تأثیرگذار است.
تقریباً یک ماه از انسداد تنگه هرمز گذشته بود که دکتر «مارک جانسون» استاد میکروبیولوژی دانشگاه میسوری آمریکا نوشت: «امیدوارم امسال کسی به [عکسبرداری] MRI نیاز نداشته باشد. بزرگترین تولیدکننده هلیوم مایع جهان در قطر است و تعطیل شده است. ما الان متوجه شدیم که موجودیمان برای امسال حداقل به نصف کاهش خواهد یافت. هیچکس نمیتوانست این را پیشبینی کند.» این استاد آمریکایی راست میگفت؛ ساکنان کاخ سفید آنقدر خیالشان بابت تأمین ساده و ارزان فرآوردههای نفتی و گازی از منطقه خلیجفارس راحت بود که ظاهراً یادشان رفته بود حتی دستگاههایی مثل MRI از ابررساناهایی استفاده میکند که برای خنکسازی تنها با هلیوم مایع در دمای بسیار پایین کار میکنند. اختلال در تأمین هلیوم میتواند دستگاههای MRI را خاموش کند، تصویربرداریهای تشخیصی را بهتأخیر انداخته، خدمات پزشکی پیشرفته در بیمارستانها را مختل کرده و در نتیجه جان بیماران را بهخطر بیندازد.
علاوه بر تجهیزات پزشکی مانند دستگاه MRI، هلیوم در فناوریهای پیشرفته رایانهای نیز کاربردهای فراوانی دارد. از هلیوم برای چاپ و حکاکی مدارها روی سیلیکون، خنک نگهداشتن زیرلایهها و در نهایت افزایش بازدهی تراشههای الکترونیکی استفاده میشود. انسداد تنگه هرمز و اختلال در عرضه هلیوم به عنوان یکی از مشتقات گاز طبیعی مایع(LNG)، شرکتهایی مانند سامسونگ و SK Hynix (دومین تولیدکننده چیپهای حافظه در جهان) را شدیداً به دردسر انداخته است. نه فقط اختلال در عرضه هلیوم، که قطع صادرات گاز طبیعی(LNG) از خلیجفارس نیز شرکتهای فعال در حوزه فناوریهای پیشرفته رایانهای را با چالشی بزرگ مواجه کرده است. شرکت چندملیتی TSMC (مستقر در تایوان) که تولیدکننده اصلی گرانترین و پیشرفتهترین تراشههای جهان برای شرکتهایی مثل انویدیا(Nvidia)، ایامدی(AMD)، اپل(Apple)، کوالکام(Qualcomm) و... است، این روزها دغدغهای جز تأمین انرژی ندارد. تایوان بیش از ۹۰ درصد منابع انرژی خود را وارد میکند و برای تولید برق به شدت به گاز طبیعی وابسته است. طبق گزارش بلومبرگ تایوان در سال ۲۰۲۵ تقریباً ۴۰ درصد گاز طبیعی مورد نیاز خود را از منطقه خلیجفارس تأمین کرد. «سی.سی وی» مدیرعامل TSMC پیش از شروع جنگ در غرب آسیا و انسداد تنگه هرمز گفته بود: «بزرگترین نگرانی من برق تایوان است. من به برق کافی نیاز دارم تا بتوانم ظرفیت تولیدم را بدون محدودیت گسترش دهم.» آنچه مدیرعامل TSMC از آن نگران بود و میترسید، حالا پیش چشمانش قرار دارد چون با انسداد تنگه هرمز دستکم ۴۰ درصد منابع انرژی تولید برق در تایوان هم از دست رفته است.
اینها موارد اندکی از تأثیر انسداد تنگه هرمز بر مردم جهان است که کمتر به آن پرداخته میشود. رسانهها بیشتر ترجیح میدهند به تأثیرات مستقیم و بیواسطهتر آن بر حملونقل هوائی و صنعت گردشگری، کودهای شیمیایی و صنعت کشاورزی، قطعات پلاستیکی و پلیمری و صنعت خودروسازی و... بپردازند؛ اما بزرگترین غافلگیریها همیشه در نقاطی رخ میدهند که کمترین توجه را به خود جلب کردهاند.... یکی از واقعیتهایی که جنگ رمضان پیش روی ما گذاشت این بود که از کم اهمیتترین اجزاء در زندگی روزمره یعنی بستهبندی چیپس تا مهمترین قطعات زندگی امروز بشر مانند تراشههای پیشرفته رایانهای ارتباطی غیرقابل انکار با تنگه هرمز و خلیجفارس دارند. بیجهت نیست که رادیو دولتی فرانسه از «تنگه هرمز» به عنوان «شاهرگ تمدن صنعتی جهان» نام برد. واقعیت دیگر این است که هر ۸ کشور مستقر در این منطقه حساس از جهان، کشورهای اسلامی هستند. «شاهرگ تمدن صنعتی جهان» در دست امت اسلام است و با این وجود رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا، مسلمانان را در فلسطین و لبنان قتلعام و زمینهایشان را اشغال میکند! حاکمان مرتجع کشورهای اسلامی نهتنها برای اعتلای جهان اسلام از این موهبت خدادادی استفاده نکردهاند بلکه آن را رایگان و حتی با پرداخت دلارهای نفتی در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی گذاشتهاند.
می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) طی سفر سه روزه ترامپ به غربآسیا، عربستان سعودی ۶۰۰ میلیارد دلار در قالب قراردادهای دفاعی، سرمایهگذاری و خرید خدمات و تجهیزات به آمریکا داد. این رقم برای امارات به ۲۰۰ میلیارد دلار میرسید که البته قسمتی از تعهد قبلی امارات برای پرداخت ۱.۴ تریلیون دلار به آمریکا در قالب سرمایهگذاری ده ساله بود. قطر نیز ۲۴۳.۵ میلیارد دلار با عناوینی مشابه به آمریکا پرداخت کرد. قطریها علاوه بر این، یک مشارکت امنیتی با آمریکا را پذیرفتند که شامل بیش از ۳۸ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای پشتیبانی از پایگاه هوائی العدید و تقویت دفاع هوائی و امنیت دریایی میشد. حالا با وقوع جنگ رمضان و زیر ضرب رفتن پایگاههای منطقهای آمریکا توسط ایران تقریباً مشخص شده، دلارهایی که حاکمان عرب به سوی آمریکا سرازیر کردند هیچ امنیت و دفاع مستحکمی برایشان ایجاد نکرده است. «حمد بن جاسم آل ثانی» وزیر خارجه اسبق قطر سالها پیش در یک مصاحبه تلویزیونی چگونگی احداث پایگاه العدید را توضیح داد. او گفت این پایگاه به درخواست آمریکا ساخته شد نه قطر؛ ما هیچ پیشنهادی به آنها ندادیم. وزیر خارجه اسبق قطر گفت پایگاه با ظرفیت بیش از ۴۰ هواپیما ساخته شد اما قطر ۱۲ هواپیما داشت: «پس وقتی پایگاه آماده شد، دو گزینه پیشرو داشتیم: یا آن را تعطیل کنیم یا این که یک دوست، با یک توافق از آن استفاده کند... و با آمریکا توافق کردیم که استفاده کند!» وقتی مجری برنامه از او پرسید: «چه کسی این پایگاه را کنترل و اداره میکند؟ آمریکاییها یا قطریها؟»
حمد بن جاسم صادقانه جواب داد: «فکر میکنی آمریکاییها هرجا باشند، اجازه میدهند کس دیگری کنترل آن را در دست بگیرد؟!»
«جابر الصباح» نخستوزیر اسبق کویت میگفت: «ما جنگندههای اف-۱۸ را از آمریکا خریدیم اما هیچ استفادهای از آنها نکردیم. با این حال هر ماه به عنوان اجرت نگهداری به آنها بیش از یک میلیون دلار اجرت پرداخت میکنیم.» او میگفت: «در نهایت به آمریکاییها گفتیم که ما آن جنگندهها را نمیخواهیم؛ به خودتان بخشیدیم، ببریدشان!» «جابر الصباح» این سخنان را با «نوری المالکی» نخستوزیر وقت عراق میگفت و به او توصیه کرد به دنبال خرید جنگندههای اف-۱۶ آمریکا برای عراق نباشد.
«الصباح» به «المالکی» گفت: « آنها نه از شما حمایت میکنند و نه به شما سلاح و موشک میدهند.» همینطور هم بود؛ «نوری المالکی» میگفت وقتی عراق با تهدید داعش مواجه شد، آمریکا هیچ کمکی به آنها نکرد. وقتی او خواستار دریافت جنگندههای اف-۱۶ شد؛ «باب منندز» رئیس وقت کمیته سیاست خارجی سنای آمریکا به او پاسخ داد: «من [با این کار] موافقت نمیکنم! از کجا معلوم با این جنگندهها اسرائیل را نزنی؟!» نه تنها عراق که آمریکا تا همین امروز برای تضمین برتری هوائی اسرائیل حتی حاضر نشده است جنگندههای نسل جدید خود را در اختیار امارات بگذارد.
جنگ رمضان آشکارتر از گذشته نشان داد پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی نه برای حفاظت از این کشورها که برای دفاع از رژیم صهیونیستی ساخته شدهاند. وظیفه این پایگاهها ایجاد عمق راهبردی مؤثر برای اسرائیل است؛ چیزی که رژیم صهیونیستی از نبود آن به علت وسعت محدود اراضی اشغالی رنج میبرد. رهبر شهید انقلاب، ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ در هشدار به کشورهای عربی همین نکته را مطرح کردند: «این دولتهای عربی که اطراف ما هستند، اینها باید بدانند آمریکا قابل اعتماد نیست، آمریکا به اینها به چشم ابزار نگاه میکند؛ ابزار حفظ رژیم صهیونیستی و حفظ خوی و منافع استکباری خود آمریکا در منطقه. آمریکا در واقع اصلاً هیچ علاقهای به اینها ندارد؛ از پولشان استفاده میکند، از نیروی اینها برای مقاصد خودش استفاده میکند؛ برای اینکه یک حفاظی درست کند، رژیم صهیونیستی را حفظ کند و اهداف استکباری خودش را در منطقه نگه بدارد و حفظ کند.»
حاکمان مرتجع عربی باید در جنگ رمضان فهمیده باشند که چگونه خاک کشورشان به سپر رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا تبدیل شد. آنها باید فهمیده باشند موقعیت حساس جغرافیایی کشورهای اسلامی این منطقه و منابع و ذخایر زیرزمینیشان تا چه اندازه در جهان تعیینکننده است. آنها میتوانند با همراهی ایران عظمت را به جهان اسلام بازگردانند اما ظاهراً خواب حکام عرب سنگینتر از آن است که با جنگ رمضان بیدار شوند. خمینی عزیز(ره) درباره آنها میگفت: «بیتوجهی این حکومتها اسباب این شده است که آمریکا از آنور دنیا دستش را دراز کرده و اینجا زمام امور این حکومتها را به دست گرفته، قدرت [نفت] دست اینهاست، لکن قدرتی که عقل ادارهاش را ندارند، قدرت دارند، لکن اداره نمیتوانند بکنند... اسلحه [نفت] دست شماست، لکن باید آن کسی که اسلحه دستش است بداند چه میکند، بداند در کجا باید به کار ببرد، شما اسلحه دست گرفتید و به اسلام صدمه میزنید.»
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.
🔹نشست علمی: «نقد و بررسی ديدگاه تجديدنظرطلبان در خصوص تاريخ و حيات پيامبر رحمت (ص)»
سخنران:
سپيده نصرتی (عضو هيات علمی و مدیر گروه عرفان بنياد دایرةالمعارف اسلامی)
🗓 شنبه ۲۳ خرداد ۱٤٠٥، ساعت: ١٠ صبح
📍دانشگاه مفيد، سالن جلسات طبقهٔ چهارم
مشارکت برخط از طریق رابط زیر:
https://www.skyroom.online/ch/mofidclass/quran
┄┅┅┅┅❀⚜️❀┅┅┅┅┄
🌐 کانال نشریه معارف🔻
https://eitaa.com/maarefmags_ir
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا میتونه گردن یکی دیگه بندازه 😄
مجله مجازی فراجالب را دنبال کنید 👇
🎯 @Farajaleb