اگر روزی ، میان ِمن و کسی دیگر مجبور به انتخاب بودی ، او را انتخاب کن ، نه من .
من زنی هستم که دوست دارد کنار میزش بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند . چرا ، چون حس میکنم که مال خودم هستم ، حس میکنم که در خانه راحت هستم .
- بخشی از نامهی فروغ فرخزاد به پدر -
به مرگم راضیم اما فقط یک آرزو دارم
سرم را لحظهی آخر به زانوی تو بگذارم
بپرسی از من آن لحظه که آیا صحبتی دارم ؟
بجای اشهد و ان بگویم دوستت دارم .
باید رفت ، این لغت رفتن چقدر سخت است ، یکی از بزرگان گفته آهنگ سفر یکجور مردن است .
- صادق هدایت -