آدما وقتی یکیو دوست دارن، هی سعی میکنن اون فرد رو ببخشن، اشتباهاتشو نادیده بگیرن، حتی وقتی که مقصر نیستن عذر خواهی میکنن، هی بهش فرصت دوباره و دوباره بدن، هی خودشون رو قانع میکنن که نه اون آدمه خوبیه؛ ولی باور کن این آدمای صبور تا یه جایی تحمل میکنن و بعد دیگه ذره ذره تموم میشن و برای همیشه همه چیزو پشت سر رها میکنن و میرن!
قدر کسی که دوسش دارید رو همون وقتی که پیشتون نشسته و کنار هم آرومید بدونید
همون وقتی که همش حواسش بهتونه در حالی که سرش شلوغه ولی شما براش اولویت دارید. همون وقتی که چشماش فقط شمارو میبینه و بخاطر یه لبخندتون غم و مشکلات خودشو یادش میره
قدر بدونید تا هست
قدر بدونید تا هستید...
چشامو بستم وقتی باز کردم تموم کسایی که تو قلبم بودن رو یکباره دیدم باورم نمیشد همشون سمت کمدی میرفتن که توش پر از نقاب بود هر کدوم رو میذاشتن سر جاشو و اون یکی و برمیداشتن نوبت رسید به کمد من!
اروم بازش کردم،کمد نقابای من خالی بود.
اگه بخوام مهمترین تجربه زندگیمو باهاتون در میون بزارم ، باید بگم که هیچوقت واسه آدمای مهمِ زندگیتون انقدر زیاد نباشید که تبدیل به یه آدمِ اضافی بشید»
ولی بنظرم بدترین حس دنیا این میتونه باشه تو تمام وقت، زمان،حالت های خوب بودن،بد بودن،بهترین دوست،مهم ترین فرد زندگیت،یه نفر باشه اما اون یه نفر همه اینا رو تو یکی دیگه جز تو ببینه.
تبدیل نشید به آدمی که از خودش و علايقش، از اعتقاداتش میگذره تا یه سری آدما کنارش بمونن. آدما میرن و میان، ولی میرسی به جایی که میری جلو آیینه و خودتو کلا نمیشناسی!
ولی نباید سکوت ما رو به معنی رضایتمون و تایید حرفاتون بدونین
یه وقتایی هم ساکت میشیم چون میبینیم نه شعور کافی برای قانع کردن مارو دارین نه فهم قانع شدن ، همین ...
اگر الان بهم بگن
۴ تا رفیقتو جمع کن یه جا نمیتونم ، چون ندارم
البته به وقتش خیلی داشتم ،
خیلی قورمهسبزی های مادرمو رد کردم
بیرون با رفیقام ساقه طلایی خوردم
ولی فایده نداره به زندگیتون برسید.
باد مارا خواهد برد
رابطهای که از طرز چت کردنت میفهمه ناراحتی>>>>
رابطهای که ۱.باهام پیتزا بخوره ۲.برام پیتزا بخره ۳.برام پیتزا درست کنه ۴.خودش پیتزا باشه>>>>>