"Pluviophilia"
به افرادی که عاشق بارون هستن گفته میشه، طوری که دوست دارن هرروز بارونی باشه و تو روزهایی که هوا بارونیه حالشون خیلی بهتره.
دقیقا اون لحظه که خیلی عصبی و نیاز داری یکی آرومت کنه، دقیقا اون لحظه که یکی باید بغلت کنه، هیشکی نیست، همه غیبشون زده
همه مردن.
آخرِ آخرش اونی واست میمونه که آخرِ شبا بهت پیام میده چه مرگته نفله...
اونی که وقتی میبینه حالت رو به راه نیست خودشو به در و دیوار می کوبه تا بخندی
تا خوب شی دوباره
آخرِ آخرش باید دل شکستگیاتُ تو بغلِ همون یه نفر گریه کنی
همون یه نفره که حتی اگه ازش فاصله بگیری، فراموشش کنی، باز آغوشش به روت بازه وقتایِ بی قراری ...
همون یه نفـر
که باهاش روز و شب میگذرونی و قد میکشیو رشد میکنی
اونی که هزار بارهم برنجونیش باز دلش نمیاد کنارت بذاره
همون یه نفـر که میگه شادیات مالِ خودت
غم هاتُ به جون میخرم
همون یه نفر که فارغ از هر جنسیتی "رفیقته"...
اما جدیدا هر چقدر تلاش می کنم تا تلقین کنم
که حالم خوبه و همه چی عالیه و مشکلی نیست
دیگه جواب نمیده :"]
اونجا که یک افسانه میگه:
«اگه رنگ چشمات روشنه یعنی تو زندگی قبلیت راحت بودی و اگه رنگ چشمات تیرست یعنی گذشته سختی داشتی.»
اونجا که کوروش میگه:
«چشم بهم بزنی تولدته باز، نفهمیدی چیشد اصن شدش یسال، یکیو داری که هوس کنه چشات؟ همش کنه نگاش، تو رو بغل کنه بخواد...»
خیلی قشنگ یادآوری میکنه که قدر زندگیتو بیشتر بدون:)
اونجا که ی افسانه میگه:
«اگه یه دختر سر اتفاقاتِ داستانی، سریع گریش میگیره، اشک هاش تبدیل به گل آرزوها میشه.»
نه اینکه دیگه حوصله آدمای جدید رو نداشته باشم یا تنهایی رو به یه اکیپ باحال ترجیح بدم؛نه!
راستش این اواخر اونقدر آدمای اشتباهی رو تجربه کردم که ناخواسته سعی میکنم از آدمای جدید دوری کنم؛ تا حد ممکن فاصلمو باهاشون حفظ کنم.
انقد عوض شدن آدما رو تو یه مدت کوتاه دیدم که دیگه انرژی ای برای غصه خوردن و ناراحت بودن رو ندارم..
این روزا شاید آدمای کمی رو دور برم داشته باشم که نگرانم بشن یا باهاشون صحبت کنم اما خوب در عوضش حالم خوبه!
سعی میکنم زندگیمو کنم و بهترین ورژن خودم باشم و کم کم خودمو پیدا کنم.
اون منی که به حرفا و کارای خیلی از آدما اهمیت میداد خیلی وقته دیگه کنسله!
تنها امیدم برای ادامه زندگی، کتاب های نخونده، فیلم های ندیده، سریال های تمام نشده، موسیقی های تکرار نشدنی، کافه های نرفته، قهوه های نخورده، شهرهای ندیده و لذت رسیدن به اهداف تجربه نکرده ست. همین.