باد مارا خواهد برد
Oh, I forgot Its my fault again؛
I need somebody to heal, somebody to know؛
باد مارا خواهد برد
Теперь прошу, ты, пожалуйста, молчи؛
Смотри в глаза и ничего не говори؛
باد مارا خواهد برد
نکنه توهم مث بقیه منو فراموش کردی؟
توهم حواست نبود به من هیچ موقعه،هیجا.
شدیدا احساس میکنم که دارم از پرتگاه میوفتم پایین و به زور با دستام یه جارو گرفتم که نیوفتم، زندگی هم بالاسرم ایستاده و داره پاهاشو روی دستام فشار میده.
مسئله اینه که شاید آدم فکر کنه این رفیق همونه، که میشه باهاش درمورد همه چیز حرف زد و حرف زد ، بعد یهو تو یه موقعیت خاص، ببینه اِ نباید حرف میزد!