eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
من یه فلجم. یکی که هر چی میشه فقط نگاه میکنه. نه میتونه درست کنه چیزیو نه میتونه تغییر بده؛ نه موقعیتشو نه شرایطش رو . یکی که حتی اگه برای عزیزاش هم اتفاقی بیوفته کاری از دستش بر نمیاد. نمیتونه کسیو از زندگیش بندازه بیرون ٫ نمیتونه دست اونی که میخاد رو بگیره بگه بمون و براش حرفای قشنگ بزنه. فقط نگاه میکنه. فقط “میتونه” نگاه کنه. نه اینکه نخاد ؛ نمیتونه کسی بخاد ترکش کنه میکنه ، اونیم که بخاد میمونه . ولی کی با یه فلج میمونه؟
درد از اونجایی شروع شد که من رفتم توی اتاقم و کسی نیومد دنبالم. کسی نفهمید توی اتاقم چخبره، نفهمیدن چقدر دارم گریه میکنم، نفهمیدن نیاز به آغوش دارم. نفهمیدن و فکرکردن حالم خوبه،نفهمیدن و فکر کردن میتونم درستش کنم، نفهمیدن،نفهمیدن،نفهمیدن و یهو شاکی شدن.
میشه یکی حواسش ب منم باشه؟
و تولدم مبارک:)💜
بودنت یه چیزیه تو مایه های ترکیب نون داغ و هندونه و پنیر ، یا مثلا یه چیزی شبیه نمک روی گوجه سبز گاز زده ؛ مثل دونه های برف روی آلبالو های وصل به شاخه؛ تو مثل اهنگی‌ هستی‌ که‌ هروقت‌ بهش‌ گوش‌ میدم‌ حالم‌ خوب میشه، مثلِ میوه های خوشمزه‌ی تابستون، مثلِ شب بیداری از ذوق مسافرت فردا، مثل هیجان اولین قرار با یه ادم مهم، مثلِ قشنگیه لباسای رنگی رنگی، مثلِ یه نوشیدنی خنک وسط گرمای تابستون، بودنت همینقدر دلنشین و قشنگه ، دلت میاد با رفتنت آلبالو هارو بچینی؟ :)
https://t.me/hayolazirtakht چنل تلگرامم بیاین
باد مارا خواهد برد
ای تف بِ جهانِ تا ابد غم بودن ای مرگ بر این ساعتِ بی‌هم بودن یادش همه‌جا هست،خودش نوشِ شما ای ننگ بر
چرا باید توضیح بدم؟! که چشماتو گرد کنی و با تعجب بهم زل بزنی چون ی کلمه از حرفامم نمیفهمی؟ بعد واسه اینکه کم نیاری شروع کنی به نصیحت کردن و ثابت کنی خودت اوضات از همه بدتره و با این وجود نشستی داری به من راه حل میدی؟ با هر منطقی حساب میکنم سکوت کردن منطقی تره. توهم هر طوری که میخوای فکر کن. اگر تهش از حرصت پا میشی میری و میزاری از تنهاییم لذت ببرم. -آرش قناعتگر
حالم خوب نیست. تو مغزم جنگه و تو قلبم آشوب. بعضی از آدما رو دلم موندن، میخوام بالاشون بیارم! میخوام نباشن، میخوام نبینمشون، میخوام خاطره هاشونم با خودشون ببرن. دلم میخواد تو این فضایی که معلقم بخوابم، بخوابم،بخوابم‌و بخوابم. بخوابم و یادم بره این دردارو یادم بره خستم یادم بره چقدر شکستم یادم بره این دنیای فانی بی ارزش ترینه.
‏نه اونقدر سرحالم که به کارام برسم، نه اونقدر بی‌حالم که بخوابم. فقط دارم وقت تلف میکنم
من تورو خیلی "IXIIIIIV":)))))
باد مارا خواهد برد
چرا باید توضیح بدم؟! که چشماتو گرد کنی و با تعجب بهم زل بزنی چون ی کلمه از حرفامم نمیفهمی؟ بعد واسه
تا حالا شده به جایی برسید که نتونید هیچ کاری کنید؟ من الان همونجام. با اینکه میدونم یه عالمه کار و درس نکرده و نخونده دارم ، ولی کاری نمیکنم. نه که نخوام ها، نمیتونم. انگار روح از تنم اومده باشه بیرون و رفته باشه پی یکی که روحی نداره. من از درون داغونم. من از بس حرف نزدم، از بس تو سکوت، تنهایی، غرق بودم که دیگه الان حتی قادر به کنترل احساسات مضخرفمم ندارم! - آرش یادگار