باد مارا خواهد برد
ای تف بِ جهانِ تا ابد غم بودن ای مرگ بر این ساعتِ بیهم بودن یادش همهجا هست،خودش نوشِ شما ای ننگ بر
چرا باید توضیح بدم؟!
که چشماتو گرد کنی و با تعجب بهم زل بزنی چون ی کلمه از حرفامم نمیفهمی؟ بعد واسه اینکه کم نیاری شروع کنی به نصیحت کردن و ثابت کنی خودت اوضات از همه بدتره و با این وجود نشستی داری به من راه حل میدی؟ با هر منطقی حساب میکنم سکوت کردن منطقی تره.
توهم هر طوری که میخوای فکر کن.
اگر تهش از حرصت پا میشی میری و میزاری از تنهاییم لذت ببرم.
-آرش قناعتگر
حالم خوب نیست.
تو مغزم جنگه و تو قلبم آشوب.
بعضی از آدما رو دلم موندن، میخوام بالاشون بیارم!
میخوام نباشن، میخوام نبینمشون، میخوام خاطره هاشونم با خودشون ببرن.
دلم میخواد تو این فضایی که معلقم بخوابم، بخوابم،بخوابمو بخوابم.
بخوابم و یادم بره این دردارو
یادم بره خستم
یادم بره چقدر شکستم
یادم بره این دنیای فانی بی ارزش ترینه.
نه اونقدر سرحالم که به کارام برسم، نه اونقدر بیحالم که بخوابم. فقط دارم وقت تلف میکنم
باد مارا خواهد برد
چرا باید توضیح بدم؟! که چشماتو گرد کنی و با تعجب بهم زل بزنی چون ی کلمه از حرفامم نمیفهمی؟ بعد واسه
تا حالا شده به جایی برسید که نتونید هیچ کاری کنید؟ من الان همونجام.
با اینکه میدونم یه عالمه کار و درس نکرده و نخونده دارم ، ولی کاری نمیکنم.
نه که نخوام ها، نمیتونم.
انگار روح از تنم اومده باشه بیرون و رفته باشه پی یکی که روحی نداره.
من از درون داغونم. من از بس حرف نزدم، از بس تو سکوت، تنهایی، غرق بودم که دیگه الان حتی قادر به کنترل احساسات مضخرفمم ندارم!
- آرش یادگار
باد مارا خواهد برد
یا منو تو اولویت قرار بده یا جمع کن برو. من دیگه یک گزینه نیستم!
احساس میکنم تو زندگی بقیه شخصی موقتم.
حس میکنم دفن شدم زیر آوار درد ها هرچی داد میزنم کسی نمیاد کمک. میدونی برام عجیبه که چطوری با این حال نفس میکشم. به خودم میگم تو واقعا چطوری تونستی زیر آوار درد و سختی تحمل کنی ولی حرفی نزنی تا بیان نجاتت بدن. آخه مشکل همینجاست من خیلی وقته که زیر درد و سختی های این زندگی لعنتی دفن شدم و تبدیل به مخروبه شدم. اگه کمک بخوام و فریاد هم بزنم چیزی رو عوض نمیکنه چون دیگه کسی نمیتونه بهم کمک کنه فقط شرایط رو برای من بدتر میکنه
انگار این آهنگ برای من خونده شده کِ میگه:
بیبی مثل فصلا بودی ، یِ روز بد یِ روز خوبی ، یِ دیوونهیِ مودی :)
دیگه اگه جمجمه ام رو با اره باز کنن
تکونش بدن
یه مشت کلمه ی بی سر و ته و نامربوط میریزه پایین
حتی اون موقع هم نمیتونن درکم کنن