eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
انگار یسری خستگیا با خوابم از تنت در نمیره، خستگی حرفای نزده‌ی ته دلت، خستگی شنیده نشدن، خستگی همه‌ی دوییدنایی که تهش نرسیدن بود.
کنار گذاشتن غرورتون میتونه چیزای قشنگ و باشعورانه ای ایجاد کنه.
این دروغایی که به هم میگید تا کنار هم بمونید رو که میبینم،بیشتر دلم میخواد از آدما دور بمونم.
دیدین یه خواب خیلی ناراحت‌کننده می‌بینی و وقتی بیدار میشی و میفهمی همه‌ش خواب بوده چقدر خوشحال میشی؟ از لحاظ روحی نیاز دارم بیدار شم و ببینم همه‌ش خواب بوده.
کاش ارزش بودن رو وقتی هستیم درک کنن نه وقتی روحمون مرد و وجود آتش نفرت گرفت
وقتی برگشتن سمتتون،یادتون نره تو چه وضعیتی رهاتون کرده بودن!
اصطلاح فرانسوی "La douleur exquise" به معنای دردی بسیار قویه، درد خواستن کسی که نمیتونید داشته باشیدش، از جمله عشق یک طرفه.
آدما میرن یکی یکی؛ تو میمونی و سایَت... اونم فقط وقتایی هست که آفتاب هست...
روزای سخت مشخص میکنن آدمای دورِت چقد می ارزن..
میشه از فکرم بری بیرون؟
+ آدمی تو زندگیت هست که کامل برا خودت باشه و هروقت خواستی کنارت باشه؟! - راستش خیلیا تو زندگیم بودن و فکر کردم آدم واقعی زندگیمن اما متاسفانه نبودن و وقتشون که گذشت خودِ واقعیشونو نشون دادن و ترکم کردن. + تو شرایط سخت کیا کنارت بودن، اسمشونو بگو. - شرایط سخت کنارم بودن؟ خنده داره. + چیه مگه؟! بشمار. - راستش یادم نمیاد. + یادت نمیاد میدونم چرا، چونکه کسی نبوده که بخواد یادت بیاد وگرنه آدم هیچوقت کسیو که تو شرایط سخت کنارش بود و تنهاش نزاشت رو فراموش نمیکنه. - اره همینه، تو شادیام تا دلت بخواد آدم دورم جم بود اما نوبت روزای سختم که شد یکی یکی رفتن و تنهام گذاشتن یعنی تو اون شرایط خودم بودمو خودم، هیچوقت کسی نبود حتی با حرفاش بخواد آرومم کنه. + آدما همینن، سخت پیدا میشه یکی تو زندگیش همچین آدمی داشته باشه یه آدم واقعی.
اسکار تلخ ترین اتفاق بین دوتا رفیقی که یک زمان خیلی باهم صمیمی بودن و الان فقط با هم در ارتباطن می رسه به جایی که داری باهاش صحبت می کنی، و کل مکالمه اینجوریه که “یادته قبلاً..” یا “ اون موقع رو یادته که..” یعنی تنها چیزی که برای حرف زدن مونده خاطره های قدیمیه چون دیگه چیز جدیدی ساخته نشده، و چقدر بده که یکیتون همون حس سابقو داشته باشه و دیگری نه. و چقدر بدتره که می دونی هیچی دیگه نمی شه که مثل قبل بشه.