-گفت اصلا یه چیز بی ربط بگو! بگو یه چیزايى هست که نمیدونی.
+گفتی؟
-نه! هیچی نگفتم. انقدر هیچی نگفتم که همه حوصلهشون سر رفت.
[چیزهایی هست که نمیدانی]
کاش میشد بعضی وقتا خودمو یهجا جا بزارم
یه منِ جدید با خودم بیارم - آهنگا- تیپ - عکس - غذا خوردن ، فرق کنه.
از پنجره بوی سوختگی می آید.
انگار همین حوالی ، یک نفر تمام گذشته اش را آتش زده.
جنگلی را سوزانده ، که یک درخت را فراموش کند .
[- حسین حائریان
در امتداد کوچه مهتاب]
من چیزی در مورد عشق نمیدونم ، ولی وقتی پیامت رو توی نوتیفیکیشنم میبینم ، لبخند میاد روی لبام!
باید بپذیریم که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند...
دوست ندارم برای خواندن، چیزی به تو بدهم.
دلم میخواهد آن را خودم برایت بخوانم.
بله، برای تو خواندنش، خیلی لذت دارد؛ درحالی که دست تو را هم باید در دست داشته باشم. چون داستان قدری ترسناک است
نامش مسخ است و سراسر، تو را به وحشت میاندازد.
- فرانتس کافکا/نامه به فلیسه.