eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
احتیاج دارم بیای بغلم کنی بگی همه چی حل میشه.
میدونی چیه؟! سیو مسیج های گوشیم پر شده از حرفایی که باید بهت بزنم! پر از اتفاقاتی که منتظرن بپرسی " چه خبر؟" و سرازیر بشن تو صفحه ی چتت، پر از احساسات نگفته شده ای که اگه بگم مطمئنم خیلی به دلت میشینه اینقدر که اونجا باهات حرف زدم، توی زندگی واقعیمون وقتی که کنار هم بودیم حرف نزدم... نمیدونم کی و چطور قراره پیام هایی که توی گوشیم برات تایپ کردم به دستت برسه ولی اگه واقعا دل به دل راه داشته باشه، نگفته باید حرفای دلمو بدونی! تو هم برای من مینویسی؟ تو هم سیو مسیج هات پر شده از حرفایی که باید بزنی؟ ولی اگه دنیا بر مدار " از دل برود هر آنکه از دیده رود " باشه؛ کاش بدونم چطوری باید تو رو از دل و از یاد ببرم... از من به شما نصیحت، تا در کنار هم هستید حرف بزنید؛ باور کنید کاربرد سیو مسیج برای حرف های نگفته شده نیست:)) اونجا فقط باید لحظات خوبتون رو خاطره نویسی کنید...
آدما هيچوقت اولين اتفاقاى زندگيشون رو يادشون نميره، قبول دارى؟ هيچکس عشق اولش رو يادش نميره، اولين معلمش، اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت، اولين رفيق، اولين قرار، اولين جدايى، اولين، اولين، اولين. اين اَولينا تا آخرين روز زندگی باهاتن. حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولين بار خاطره كنى، اولين خاطره‌ها، تاريخ انقضاء ندارن.
یه جوری دلت میگیره که انگار یکی دست کرده تو بدنت و قلبت رو داره فشار میده و له می‌کنه و تو فقط شوکه شده زل میزنی بهش و صدات در نمیاد .
یه وقتاییم انقد پر از حرفی که نمیدونی از کجا شروع کنی درد و دل کردن،پس ترجیح میدی حرف نزنیو فقط بخوابی که بگذره.
هربار خواستم با یکی حرف بزنم و بگم خوب نیستم، به خودم اومدم دیدم دارم به حرفاش گوش میدم و آرومش میکنم.
اما من باور دارم یک روز تقاص آنچه که با ما کرده‌اند را آدمی دیگر برایشان جبران میکند، واین چرخه همیشه ادامه داره ...
اگر فکرمیکنید بچه‌ای که به‌دنیا میارید مسئولِ رسیدن به خواسته‌های شماست، بچه‌دار نشید. برنامه‌نویسی یاد بگیرید و برای یه ربات، کاری که باید بکنه رو تعریف کنید.
من فقط کمی خسته‌ام بعضی مواقع فکر می‌کنم آنقدر دارم برای زندگی می‌جنگم که وقتی برای زندگی کردن ندارم!
از امشب شروع میکنم میزارم پ.ن:تا ۱۰۰ روز چیزی که اون روز خوشحالت کرده رو بزار
امروز بهش گفتم بنظرت تموم میشه!؟ این راهی که اومدیم درسته؟ به تهش میرسیم؟ گفت:ببین منو،ما الان به تهشم رسیدیم. حتی دیگه نیازی به امید نیست، فقط انرژی لازمه. وقتی حرفامون تموم شد رفتم تو فکر یعنی میشه؟ یعنی میشه آسمون آبی رو ببینیم؟ میشه پرواز کنیم بدون ترسیدن از اینکه بالهامونو ببرن؟