eitaa logo
باد مارا خواهد برد
2هزار دنبال‌کننده
739 عکس
74 ویدیو
1 فایل
غم. دردِ خاموش. زخم‌هایی که جوانه می‌زنند. تن و روحِ آگاه، در مرز باریکِ بودن و نبودن. جاری در سایه‌ها، پذیرای تلخیِ جهان، و همچنان بودن تا سر حد ممکن.
مشاهده در ایتا
دانلود
گر به من مهری نداری می‌دهی از چه نویدم.
صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ؛ تن من گر تنهاست، دل من با دلهاست، دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم، یادشان دردل من ، قلبشان منزل من…! صافی آب مرا یادتو انداخت،رفیق! تو دلت سبز، لبت سرخ، چراغت روشن! چرخ روزیت همیشه چرخان! نفست داغ تنت گرم دعایت با من... - سهراب سپهری
تعادل کنترل احساساتم از دستم در رفته یا انقد بی حس و ریلکسم ارومم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه،یا انقدر حساسم که با کوچیکترین چیز عصبی میشم و کنترل خودمو از دست میدم،حد وسطمو بدجوری گم کردم.
چرا شبای بهار اینجوریه؟ دلت میخواد یکی بکِشتت توی بغلش شب تا صبح بیدار در سکوت کامل و نور کم با زیر صدای نفس هاتون فقط و فقط و فقط بغل هم باشید، همین. -سجاد ابطحی
یه افسانه هست که میگه: فرشته هایی که عاشق یه انسان میشن بالهاشون رو به خاطر معشوقشون از دست میدن و روی زمین رها میشن.
میانِ آفتاب‌های همیشه زیباییِ تو لنگری‌ست ــ نگاهت شکستِ ستم‌گری‌ست ــ و چشمانت با من گفتند که فردا روزِ دیگری‌ست.
این منم، لابلایِ تاریکی‌هام یهو جوونه میزنم و رشد می‌کنم.
چشمانش بوی غم میداد.
در ساحل غم خود افتاده ای و با هر موج غم هایی به سراغت می اید ، آنها تورا میخواهند ؛ میخواهند ک تورا به درون خود بکشند در امواجِ غم های خود غرق میشوی خود را رها میکنی و این امواج تورا پرتاب میکنند از غمی به غم دیگر بدون وقفه. تو هم انتظار میکشی ، انتظار ساحل غم را شاید که دقیقه ای میتوانستی در آنجا از امواج غم اسوده باشی .
میای بغلم؟-
نمی‌دانم چه می خواهم بگویم!
از لحاظ روحی نیاز دارم به دوست صمیمیم زنگ بزنم بگم بارو بندیلشو ببنده، باهاش یه ده روزی برم مسافرت، توراه آهنگای مشترکمونو گوش بدیم، یه جا وسط جنگل بگیریم، گوشیامونو بذاریم رو حالت هواپیما، صبحا بریم طبیعت گردی، ظهرا بریم رستورانای معروف ناهار بخوریم، عصرا تا شب بی دغدغه و استرس پی جونور بازیمون باشیم و آخر شبم برگردیم آتیشو بپا کنیم و یه چیز حاضری مثل املت روش بپزیم و داستانای ترسناک تعریف کنیم و از ترسیدن هم خندمون بگیره و خوابمون بپره، خوابمون که پرید تنقلاتو از یخچال که قبلاً پرش کردیم برداریم و یه فیلم بذاریم و سر کراش مشترکمون تو فیلم دعوامون شه.