از لحاظ روحی نیاز دارم به دوست صمیمیم زنگ بزنم بگم بارو بندیلشو ببنده، باهاش یه ده روزی برم مسافرت، توراه آهنگای مشترکمونو گوش بدیم، یه جا وسط جنگل بگیریم، گوشیامونو بذاریم رو حالت هواپیما، صبحا بریم طبیعت گردی، ظهرا بریم رستورانای معروف ناهار بخوریم، عصرا تا شب بی دغدغه و استرس پی جونور بازیمون باشیم و آخر شبم برگردیم آتیشو بپا کنیم و یه چیز حاضری مثل املت روش بپزیم و داستانای ترسناک تعریف کنیم و از ترسیدن هم خندمون بگیره و خوابمون بپره، خوابمون که پرید تنقلاتو از یخچال که قبلاً پرش کردیم برداریم و یه فیلم بذاریم و سر کراش مشترکمون تو فیلم دعوامون شه.
من ازت ناراحتم، ولی نمیتونم سرت داد بزنم نمیتونم تو جمع بکشونمت کنار بگم این رفتارت داره اذیتم میکنه، نمیتونم ساعت ها بشینم باهات بحث کنم که آخرش با منت بگی آره حق باتوئه؛ در عوضش یه قدم به عقب برمیگردم، در عوضش مثل قبل دوست ندارم، در عوضش صبوری میکنم، یهو به خودت میبینی از چشمم افتادی، یه دفعه میبینی خیلی فاصله بینمونه و هیچ راهی برای جبرانش نیست.
اگه یه روز تصمیم گرفتین یکیو از زندگیتون حذف کنید حتما دلیل این کارو بهش بگید، نزارید اون آدم تا آخر عمر از خودش متنفر بشه و خودشو سرزنش کنه که نتونسته شمارو نگه داره.
پادکست4_5927017717012892532.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
صداهایی که میشنوید، صدایِ آدمهاییه که ازشون خواسته شده یک جمله به کسی که هيچوقت به دستش نیاوردن بگن :)
لحظه هایی که ، دقیقا همون لحظه که احتیاج به حرف زدن داری و خیلی پری ، دقیقا اون لحظه که خیلی عصبی و نیاز داری یکی آرومت کنه گوش بده بهت و حقو به تو بده ، دقیقا اون لحظه که یکی باید بغلت کنه و دست کنه توی موهات ، هیچکس نیست همه غیبشون زده ، جالبه نه؟
میترسم، من از اعتماد کردن به آدما خیلی میترسم ؛ هیچوقت فکرشم نمیکردم به مرحله ای برسم که از نزدیک شدن به آدما واهمه داشته باشم، نمیدونم اینو باید بذارم پای بزرگ شدن یا آدمایی که وارد زندگیم شدن و اعتمادمو از بین بردن.
رادیو لاواریته.4_5792157672358809776.mp3
زمان:
حجم:
15.2M
من خوابم نمیبره، شعر لطفا.
«من دربارهى تو به آنها نگفتم؛
اما تو را ديدهاند كه در چشمانم شنا مىكنى!
من دربارهى تو به آنها نگفتم؛
اما تو را در كلمات نوشته شدهام ديدند.
عطر عشق نمىتواند پنهان بماند..»
_ نزار قبانی