انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
-سمفونی مردگان
يك چيز ديگر هم بود كه عذابم مى داد، و آن اين كه هيچ كس شبيه من نبود.
و من هم شبيه كسى نبودم، من تنهام و آن ها با هم.
-داستایفسکی
همیشه با خودم میگفتم: روزی از جامعه فرار خواهم کرد و در یه دهکده یا جای دور منزوی خواهم شد.
-صادق هدایت
من آدم برگشت به صمیمیتهای از دست رفته نیستم. از چشم افتاده را میل دیدار دوباره نیست.
-فروغ فرخزاد
من از مردم متنفر نیستم؛ فقط حس بهتری دارم وقتی آدمهایی که درکی از من ندارند دور و برم نیستند.
-چارلز بوکوفسکی
دلهرهی انسان قضاوت شدن است.
حیوانات و کودکان را دوست داریم چون داوری نمیکنند.
-آلبر کامو
هدایت شده از پریکوچکغمگین
آقای دکتر گلویم چندوقتیست میسوزد و دلیلش را نمیدانم. شاید هم از آنهمه حرف نگفته، فریادهای نزده، هوار های نکشیده، بغضهای خالی نشده، چاییهای سوزناک هنگام نوشتن باشد؟
نمیدانم آقای دکتر! میشود قرصی زهرماری چیزی در آن ورقه با ان دستخط خرچنگ غورباقهتان بنویسید که این مرض بی درمان از من فلکزده دل بکند؟