قهوهش رو تموم کرد و گفت :
چرا انقدر خوب بقیه رو دلداری میدی؟
خندیدم و گفتم حرف هایی رو میزنم که دوست داشتم بقیه به من بگن☕️ ( :
دیگـه هیـچ غـمی منـو از پـٰا در نمیـارھ ، مـن نهـایت هـمه چـیز رو دیـدم و تجـربه کـردم..!
گاه ما هم چون نهنگ خستهای جا میزنیم،..
او به خشکی میزند ، ما دل به دریا میزنیم:)..