خب الان خیلی بیکارم.
برم درس بخونم یه کم.
با نام خدا میرم که یه درس رو تموم کنم بعد برگردم.
اصلا دوست ندارم وقتی دارم غذا درست میکنم یکی بالا سرم باشه.
عزیزم کمک خواستم بخدا میگم بهت هی نیا بغلِ من الکی. ععهه.
امروز برای کار رفتم یه جا.
در واقع یه جورایی اولین تجربه شغلیم حساب میشه و خب استرسس داشت.
رفتم که امروز کار رو یاد بگیرم از دوستم ک معرفیم کرده بود اونجا، کار عکاسی و روتوش بود.
امتحانای این ترم تموم بشه برم اونجا کاراموزی تا مسلط بشم؛ کار با فتوشاپ واقعا تمرین زیاد میخواااد.