از این بعد فقط حوصله بچه خواهرم(که هنوز وجود خارجی نداره) و بچه های زیر ۱ سال رو دارم.
انگاری یادم رفته بود که دنیا محل عقوبت آدمه، نه خوشی و راحتیش.
«اى موسى، دنيا مكان عقوبت است، آدم را در آن عقوبت كردم و وقتى خطا كرد كيفر دادم. دنيا و آنچه در آن است جز آنچه را كه براى من باشد و به من مربوط باشد مورد لعن خود قرار دادم.»
ازش پرسیدم بعد از گریه دیگه چیکار باید بکنم؟ نمیدونم چه حسی باید داشته باشم..
بهم گفت بعد از گریه؟ دیگه کاری نمیشه کرد. تو کمکم بهتر میشی اما همیشه جاش توو زندگیت خالیه و توی قلبت یه حفرهی بزرگ هست که گاهی تیر میکشه.
چنان عجین شدهام با «فمن یمت یرنی» که روز مرگ عزیزان خود شعف دارم:)
لطفا مقدور بود فاتحه و صلوات بخونید برای مادرجونم.