انگاری یادم رفته بود که دنیا محل عقوبت آدمه، نه خوشی و راحتیش.
«اى موسى، دنيا مكان عقوبت است، آدم را در آن عقوبت كردم و وقتى خطا كرد كيفر دادم. دنيا و آنچه در آن است جز آنچه را كه براى من باشد و به من مربوط باشد مورد لعن خود قرار دادم.»
ازش پرسیدم بعد از گریه دیگه چیکار باید بکنم؟ نمیدونم چه حسی باید داشته باشم..
بهم گفت بعد از گریه؟ دیگه کاری نمیشه کرد. تو کمکم بهتر میشی اما همیشه جاش توو زندگیت خالیه و توی قلبت یه حفرهی بزرگ هست که گاهی تیر میکشه.
چنان عجین شدهام با «فمن یمت یرنی» که روز مرگ عزیزان خود شعف دارم:)
لطفا مقدور بود فاتحه و صلوات بخونید برای مادرجونم.
خیلی سخت بود گذاشتن این پیام
برای منی که هنوز نبودنت رو نتونستم باور کنم و همش امروز منتظر بودم بیای بالای سفره پیشمون بشینی
ممنونم که همیشه دوستم داشتی
ممنونم عزیزم
ممنون که هروقت حالم بد بود بهم میگفتی مادر یه والعصر بخون خوب میشی
ممنون که بهم از لواشکای خوشمزهت میدادی
من ازت ممنونم که مادربزرگ من شدی، خداحافظی سخته
همیشه سخت بوده
ولی من میدونم که اونجا جات بهتره، الان دیگه حالت بهتره.
من مطمئنم اون ذکرایی که همیشه رو لبت بود و تسبیح همیشه به دستت هوات رو دارن.
انگاری خدا داره بهم میگه دیدی بندهی من؟ دیدی هیچی دست تو نیست؟ هم شادیت دست منه هم گریهت. هم راحتیت دست منه هم ناراحتیت.
میدونی مشکل چیه؟
مشکل اینه وقتی من غمگینم زمان واینمیسه. هم باید غمگین باشم هم برم دانشگاه، غمگین باشم و غذا بخورم، غمگین باشم درس بخونم، غمگین باشم و با آدما ارتباط داشته باشم
اره دوستان اسمش زندگیه میدونم ولی وایسا دنیا من میخوام پیاده شم.