همیشه برام این سوال وجود داره این افراد وقیحی که توی خیابون به زن و بچه مردم تیکه میندازن و بهشون تعرض میکنن؛
خودشون دختر یا زن یا خواهر ندارن؟
نگران نیستن یه روزی، یکی، توی خیابون به ناموسشون اهانتی بکنه؟
بچهها من جدی از دانشگاه متنفرم
نه بذار دقیق بگم،
بچهها من جدی از فرآیند انتخاب واحد دانشگاه متنفرم.
جدی این رابطه خواهری خیلی عجیبه.
ازشون متنفرم، ولی هرموقع نیستن ممکنه بشینم با عکساشون گریه کنم.
رفتم در یخچال رو برای بار صدم باز کردم و به خودم گفتم:
اخه چرا تو دائمالگشنهای انقد بشر.
-میدونی
یه لحظه هایی هستش که داری
تو یه مسیر قدم برمیداری
و یهویی…
از خودت میپرسی که این
مسیر درسته یا نه؟
+زندگی همیشه یه عالم دوراهیهای پشت سرهمه. هر طرفی که بری، همیشه کنجکاو اون یکی مسیر هستی.به خاطر همینم چه از اون مسیر بری یا نه پشیمون میشی.
ولی؛ اگه قراره در هرصورت پشیمون بشی، بهتر نیست همون راهی که میخوای رو بری؟