وقتایی که تو ماشین تنهام [خواهرام نیستن] همینجوری دراز میکشم رو صندلیای عقبُ به آسمون نگا میکنم.
هدایت شده از Asimeh | آسیمہ
حواسمون نیست به مامانبزرگ بابابزرگامون
نیست داداش ؛ نیست:)))💔
مادر میگوید: «بزرگتر، مثل نخ تسبیح میمونه. وقتی نخ پاره میشه، خانواده از هم میپاشه و دیگه شاه مقصود چند میلیونی، یک قرون هم نمیارزه.»
ولی تو این دنیا
یکی باید بااشه
که با همهی وجودش
با من همراه شه!
من نمیگم، رادیو میگه.
امروز داشتم به سِعیت میگفتم: "بعضی آدما از غم تغذیه میکنن". یعنی تو هرچقدرم راهگشا و حلال مشکلات باشی براشون، بازم چیزی هست که بهش چنگ بزنن و غصهشونو بخورن.
-مردِ سنفرانسیسکویی