برای لحظهای تفنگها یادشان برود دریدن را،کاردها یادشان برود بریدن را،قلمها آتش را آتشبس بنویسند،خدا کند کوه ها به هم برسند،دریا چنگ بزند به آسمان،ماهش رابدزدد.
_الیاس علوی
چشمهایش را بست و به سمت خورشید پرواز کرد اما اینبار بدونِ بوم و رنگ در دست.
_۲۹جولای،۱۸۹۰
575.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیخوامقبولکنمکههمهایناتوهمان؛..
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Think I like you best when you’re just with me and no one else.
و خداهافظی ها
برای همیشه نیستند..
بلکه؛برای یک مدت کوتاه.
زیبای من روزی
در یک جایی
با تو ملاقات خواهم کرد، دوباره..