هروقت خبری از نابود شدن ناو های جنگیشون به گوشم میرسه یاد حرف دونالد میافتم" ناوگان های عظیم و زیبایی را به سویتان روانه کردیم، خواهیم دید چه میشود"
اون خائنی که رفته خارج و تنها دغدغهش اینه از کدوم مارک و برند لباس بگیره تا پزِ لباسشو به ملت بده چه میدونه از جنگی که تو ایرانه؟ چه میدونه از این جوونایی که زیر موشک و جنگنده شغالیاهو و امثالش جون میدن؟ عزیزم، اون تو آسایش و راحتیه و خوشحالی میکنه و توهم جو میگیرتت و راه اونو ادامه میدی و اینجاست که شاعر میگه" تا غمت پیش نیاید، غمِ مردم نخوری"
[جنگ]
کرم از خودشونه و دنبال یه بهونه میگشتن تا جماعت ماجرای جزیره اپستین رو فراموش کنن و چه بهونه ای بهتر از جنگ با ایران؟ داشتن میگفتن میریم و مثل ونزوئلا طی چند ساعت کشورو تخریب میکنیم و نقشه رو عوض میکنیم، اما هنوز توی یک هفته و سه روز نتونستن حتی یه شهر کامل رو اشغال کنن. بین مردمِ بی ریای ایران دودستهگی ایجاد شده و هنوز خیلیا نمیخوان از خواب بیدار بشن. با این حال هموطن های همیشه همراه و مهربونمون جمع شدن تا اعتراض خودشون رو نسبت به این جنگ تحمیلی نشون بدن که بازم بعضیا فکر میکنن براشون افت داره برن همچین جاهایی و بعضیا پیش خودشون میگن" حالا این همه آدم میرن، من برم که چی بشه؟" اما نمیدونن که داستان داستانه " تو مگو همه بجنگند و ز صلح من چه آید، تو یکی نئی هزاری، تو چراغ خود برافروزه"
قطعا پیروزی برای ماست اما این که کِی این پیروزی نصیبمون میشه رو خدا میدونه، هرچقدر هم طول بکشه تو قول بده جا نزنی، امیدت رو از دست ندی و میدون اجتماعات رو خالی نکنی.
اگه تو این شرایط به شایعهها دامن میزنی و دلِ هموطنت رو خالی میکنی، به آدم بودنت شک کن.