ببخشید اقای کیارستمی حتما تصمیمِ شما مِن باب خودکشی جدی نبوده که یه توت شما رو نجات داده.
دارم فکر میکنم که اگه کسی خواست فیلم ترسناک پر کنه بهش کوچه پس کوچه های پشت امیر چقماق رو پیشنهاد بدم.
یزد و واقعا دوست دارم. شاید غر بزنم که چرا هوا گرمه، بارون نمیاد و خیلی اداهای دیگه، اما من واقعا یزد و دوست دارم. خونه های کاهگلی، مردم مهربون، لهجهی جالب، کوچه پس کوچه هایی که خیلی وقتا ممکنه توش گم بشی، مسجد جامع، آتشکده، قنات و اون هوایی که نه میشه گفت سرده و نه گرم.