eitaa logo
دانلود
یکی بود یکی نبود یه توله بود به اسم شاغوظ که با مامانش زندگی‌ میکرد
شاغوظ و مامانش خیلی هم دیگه رو دوست داشتن مامان شاغوظ بهترین مامان دنیا بود
یه روز مامان شاغوظ رفت غذا پیدا کنه و گفت که تا وقت شام برمیگردم
But GEUSS WHAT?
مامان بچه ادم ها هم رفته بودن برای‌ شام غذا پیدا کنن
وقت شام شد و مامان شاغوظ نیومد خونه حتی برای صبحونه هم نیومد روز ها به شب و شب ها به روز تبدیل شدن ولی مامان شاغوظ همچنان برنگشت شاغوظ خیلی تنها و نگران بود
و هر شب خواب روز های خوشی رو که با هم سپری‌ کرده بودن میدید
برای همین تصمیم گرفت بره مامانشو پیدا کنه
از عکس گرفتن خسته شدم فعلا تا همینجا بس
اقا من خیلی احساس عجیبی دارم اینو اینجا گذاشتم احساس میکنم بچه ها نمی شناسمن جدی میگیرن این چرندیاتو 😔
Emoglobin
برای همین تصمیم گرفت بره مامانشو پیدا کنه
شاغوظ رفت و رفت تا به خونه انسان ها رسید
Emoglobin
شاغوظ رفت و رفت تا به خونه انسان ها رسید
شاغوظ خیلی ترسیده بود ولی بوی مامانش اطراف کمپ خیلی قوی شده بود