رودخانهءموجدار
وسط چند تا شهید گمنام چند تایی نشیته بودیم بعد اقاهه اومد راوی گری کرد جانباز بود:))
بعدش رفتیم نماز خوندیم وووو وویی بعدم ناهار قولیدیم
رودخانهءموجدار
اینجا پاسگاه عراق بود و فقط یک نهر فاصله داشت با پاسگاه و حتی پرچمش هم معلومه
یه مرده بود عراقیه باهاش بای بای کردیم دست تکون داددد😂😭سنگ انداختیم فرار کردیم😂