واقعا روزی که زندگی به مو رسیده و چیزی نمونده از دست بره یه سری آدما نجاتت میدن با عادی ترین حرفا که این روزا انقد کم شنیده میشن انگار غیر عادی شدن
قدر این آدمارو بدونین جدی جدی،این آدما به زندگی وصلتون می کنن
دهمم داره تموم میشه...
دقیقاا همون قدر زود میگذره که نهم گذشت :/
ولی منی که وقتی بچه بودم میخواستن زودتر بزرگ بشم الان تو نوجوانی میخوام برگردم به عقب ، همین طوری برم برم برم تا، برسم به روز جشن تکلیفم همون روزی که چادرم رو سرم کرده بودم و با دوستام تو صف نماز جماعت وایساده بودم ؛ دقیقا همون لحظه که ذوق داشتم برای اولین نمازم برای اولین صحبت از ته دلم با خدا....
یا حتی برگردم به اون لحظه که رفتم کلاس اول یا وقتی جشن اسم گرفتم:)))
ذوقی که وقتی تونستم اسمم رو کامل بنویسم داشتم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم؛)))
همه ما یه لحظه هایی داریم که برامون دلنشینه ، یادتون باشه اون لحظه ها چه تلخ باشن چه شیرین جزوی از خاطرات اصلی شما هستن و گذشته شمارو میسازن پس اون هارو فراموش نکنید؛)
#شوکا_نوشت
یه مکان خاص دیگه ام به مکان هایی که دلم میخواد برم و ساعت ها گریه کنم اضافه شده...
کجا؟!
"خیابان کشور دورست"