eitaa logo
نَجوای شوکا.
216 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
245 ویدیو
3 فایل
اینجا، اتفاقات قبل از منتشر شدن یک‌بار از فیلترِ نگاهِ شوکا رد می‌شوند؛ روزمرگی، روایت، تصویر و آنچه در «نجوای شوکا» به #شوکا_نوشت می‌رسد.🍃 ناشناس:) https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_rep9xpi&btn=نَجوای.شوکا کپی؟! فور قشنگ‌تره:))))
مشاهده در ایتا
دانلود
به سوی دیار عشق.... خوبی بدی دیدید حلال کنید🤍
نَجوای شوکا.
به سلامتییی🥺❤️ التماس دعاا🙃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناشناس هاتون رفت اینجا
به مناسبت روز خبرنگار دعوتم کردن ولی من خوابم میادددد😫😫 دیشب خیلییی دیر خوابیدممم
https://eitaa.com/star_moon987/637 مرسیییی😍😍 وای من عاشقققق این اهنگممممم ، آن‌قدر که حس خوب بهم میدههه🥺
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به نام خدا؛ به نام کلمه، به نام حقیقت… خبرنگار بودن برای من فقط یک عنوان نیست؛ یک انتخاب است… انتخابِ ایستادن درست جایی که خیلی‌ها از کنارش ساده می‌گذرند. خبرنگاری یعنی چشم‌هایی که باید ببینند، گوش‌هایی که باید بشنوند، و قلمی که باید آن‌قدر امانت‌دار باشد که حقیقت را حتی اگر سخت بود، همان‌طور که هست روایت کند. من خبرنگارم؛ و سهم من از بعضی لحظه‌های زندگی، شاید چند خط باشد، یک عکس، یک گفت‌وگو، یا خبری که چند دقیقه بیشتر از عمر آدم‌ها را به خودش مشغول کند؛ اما پشت همان چند خط، گاهی یک دنیا آدم، یک دنیا قصه و یک دنیا احساس ایستاده است. من یاد گرفته‌ام که پشت هر «خبر»، یک «انسان» وجود دارد؛ یک مادر، یک پدر، یک فرزند، یک امید، یک دغدغه، یک رویا… و شاید همین است که خبرنگاری را برای من از یک شغل، به یک مسئولیت تبدیل کرده است. روز خبرنگار برای من فقط روز تبریک و چند جمله قشنگ نیست؛ روزی است برای یادآوری اینکه چرا قلم را انتخاب کردم. چرا دوربین را به دست گرفتم. چرا میان هیاهوی اتفاقات، دنبال حقیقت گشتم. و چرا هنوز باور دارم که یک روایت درست، می‌تواند چیزی را در جهان تغییر بدهد. خبرنگاری یعنی گاهی خودت دیده نشوی، اما تلاش کنی چیزی را به چشم دیگران بیاوری. یعنی صدای آدم‌هایی باشی که شاید تریبونی ندارند. یعنی میان شلوغی دنیا، آن‌قدر دقیق گوش بدهی که حرفی ناگفته نماند. و من… هر بار که پشت میکروفون می‌ایستم، هر بار که دوربین را روشن می‌کنم، هر بار که اولین کلمه یک گزارش را می‌نویسم، به خودم یادآوری می‌کنم: من اینجا هستم تا روایت کنم؛ نه فقط آنچه اتفاق افتاده، بلکه قصه آدم‌هایی را که آن اتفاق را زندگی کرده‌اند. شاید خبرنگاری همیشه آسان نباشد؛ گاهی خسته‌کننده است، گاهی پر از سؤال‌های بی‌جواب، گاهی پر از دویدن‌هایی که کسی نمی‌بیند… اما وقتی می‌دانی کلمه‌هایت می‌توانند دیده‌شدنِ یک حقیقت باشند، شنیده‌شدنِ یک صدا، یا ثبت‌شدنِ یک لحظه برای همیشه، خستگی هم معنای دیگری پیدا می‌کند. امروز، در روز خبرنگار، به خودم و تمام آدم‌هایی که با عشق و مسئولیت، روایتگر این روزگارند، می‌گویم: مبادا قلممان آن‌قدر به عادت آلوده شود که حقیقت را فراموش کند؛ مبادا آن‌قدر دنبال خبر بدویم که آدم‌های پشت خبر را نبینیم؛ و مبادا یادمان برود که ارزش یک خبرنگار، به تعداد خبرهایی که منتشر می‌کند نیست؛ به حقیقتی است که با شرافت روایت می‌کند. من خبرنگارم… و به این انتخاب، به تمام قاب‌هایی که ثبت کردم، تمام کلماتی که نوشتم، تمام آدم‌هایی که شنیدم و تمام روایت‌هایی که هنوز نوشته نشده‌اند، افتخار می‌کنم. روز خبرنگار مبارک؛ به تمام کسانی که هنوز به معجزه‌ی کلمه، قدرتِ حقیقت و مسئولیتِ روایت ایمان دارند. 🖋️🤍