یادمه دومین بار اربعین
توی کربلا وقتی بعد از دو روز عزیز و بابام رو که گم کرده بودیم، پیدا کردیم
رفتیم موکبی که خالم اینا هم اونجا بودن
و بعدش شدید مریض شدیم در حدی که سریع پاشدیم جمع کردیم برگشتیم ایران
و من و مامانم با اینکه دو روز بود تو بین الحرمین بودیم ولی نتونسته بودیم بریم زیارت حرم حضرت ابوالفضل
بعد از اون دو بار رفتم کربلا و هربار زیارت کردم ولی نمیدونم چرا هیچوقت حس اون صحنه یادم نمیره
Whispurr Diary
یادمه دومین بار اربعین توی کربلا وقتی بعد از دو روز عزیز و بابام رو که گم کرده بودیم، پیدا کردیم رفت
که تو خیابون با چشم بارونی هی برمیگشتم به حرم نگاه میکردم حس میکردم دارم قلبمو جا میذارم
Whispurr Diary
خب از روزت بگو، چخبر، چیکارا کردی؟ من کل روز: @hahhhaah / بتمَنی
بخدا که حقه😭
خود خودشه اصلا
این یه ماه که خونه بودم واقعا همش اینطوری بودم
یادم نمیاد تا حالا انقد تو حالت افقی باشم
امروز صبح امتحان ادبیات رو دادیم
و من خوشحالم که ایشالا حداقل تا دو سه سال آینده تو زندگیم مجبور نیستم بشینم آرایه و نقش دستوری یه شعر رو پیدا کنم😀