بعضی زخمها خوب نمیشوند،
فقط یاد میگیری
دیگر جای آنها را
به کسی نشان ندهی.
از یجایی به بعد شاید بارها بهش فکر کنی، ولی دیگه با کسی راجع بهش حرف نمیزنی.
هیچکس به اندازه من دوستت نداره
هیچکس به اندازه من درکت نمیکنه
هیچکس به اندازه من برات پناه نیست
با همه اینا اگر رفتی، هیچوقت برنگرد چون بعد از رفتنت ، هیچکس به اندازه تو برام غریبه نیست.
دلیل اینکه به جای گریه کردن میخندی و در مورد آسیبهایی که دیدی شوخی میکنی اینه که به خودت یاد دادی که احساساتت رو خاموش کنی که آسیب بیشتری بهت وارد نشه.
اونی که میدونه از چی ناراحت میشی و تکرارش میکنه، شاید بار اول دوم اشتباهش باشه ولی بار سوم چهارم انتخابشه.
آروم باش، بالاخره یه روز میفهمی هیچ چیز ارزش اینکه این همه استرس و نگرانی داشته باشی رو نداره.
من قاصدک فوت کردم، شمع کیک تولدم رو فوت کردم، من وقتی ستارهی دنبالهدار دیدم دستامو به هم چسبوندم. من آرزو کردم، چرا نشد؟
شدیداً نیاز دارم تنها نباشم، تنهایی باعث میشه خیلی فکر کنم، من از فکر کردن بیش از حد متنفرم.