#Wrongtime
#part_40
بده من ببینم حوصلم سر رففف!
ظرف رو بالا برد تا دستم بهش نرسه و سعی میکردم بگیرمش، خندید و گفت: میتونیم تا صبح به این کار ادامه بدیم، ظرفو بهت نمیدم ولی تلاش کردنت خیلی بامزس. پریدم و ظرف رو گرفتم با حس پیروزی گفتم: تا صبح؟ 5 دقیقه ای گرفتمش که! کاملا خونسرد گفت: خودم ولش کردم که بگیری. با پوزخند گفتم: اره اره جون خودت قبول کن که گرفتم زندگی برد و باخت داره! جلو تر اومد و فاصلمون شاید حدود 10سانت بود، خم شد تا هم قد شیم و گفت: پس الان تو یه برد محسوب میشی؟ قرمز شدم، همه چی خیلی داشت زود پیش میرفت، عجیب بود، ولی همه جای زندگی من عجیب بود. این یه بار رو میخواستم بزارم هر اتفاقی میوفته بیوفته پس به چشماش نگاه کردم و گفتم: شاید؟ نزدیک تر شد، جوری که دیگه فاصله ای بینمون نبود. چشماش برق میزد با لحنی که گویای برق چشماش بود گفت: معلومه که همینطوره نُقلی. با خنده گفتم: نقلی چیه؟ میخواست جوابمو بده که در یهو باز شد و الا وارد شد، رنگش پریده بود با نفس نفس میگفت: هیچ ایده راجب اینکه چیکار کردین یا الان چیکار دارین میکنین ندارم ولی چند نفر دنبالتونن که ادم های خوبی به نظر نمیان. با ترس به تئو نگاه کردم و به سمت در رفتیم، میتونستم همون مرد با موهای جو گندمی رو ببینم که با جیک حرف میزد و الیس که با ترس به جیک چسبیده بود، تئو نگاهی بهم کرد و گفت: فقط دنبالم بیا و اصلا واینستا باشه؟ سر تکون دادم و دنبالش رفتم...
@wrongtime2✨
ارادت از ماست؛
پرامپت این عکسارو میخوای؟
چنل جوین باش پیوی ازم بگیر💕.
https://eitaa.com/joinchat/2288387765C4d3f26c50c
زود جوین شو از دستش ندی👼🏻🎀.
این اکیپه که قبلا خaایمالی مون رو میکردن الان برامون فاز گرفتن خیلی تو kونم نمیرن جدی🤣
بچه هااااا
چنل تل رو بیاین حتما انقد خودمونیم و میشینیم چرت و پرت میگیم اصن وای😂
https://t.me/shaya_khosh