خطِ رو پیشونیم ، چشمایِ بارونیم
دستای لرزونم ، پاهای بی جونم
روحِ سرگردونم ، گُلای اِیوونم
حتی چوب سیگارم ، فندکِ تب دارم
دوست دارن ، برگردی ...
𝑷𝒆𝒂𝒄𝒆 𝒊𝒏 𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔
بزرگسالی وقتی اتفاق میفته که میفهمی نه تنها به دوستای زیادی نیاز نداری، بلکه هر چی کمتر باشن روان و
یکی از نشونههای بزرگشدنم این بود که دیگه بخاطر کسی خودمو یادم نرفت.
𝑷𝒆𝒂𝒄𝒆 𝒊𝒏 𝑾𝒐𝒓𝒅𝒔
بعد مرگم آمدی یک فاتحه لطفا بخوان ؛ دستکم دست تو را بر سنگ قبرم حس کنم:)
من غزلهای فراوان خواندهام از شاعران
بهترینشعریكخواندمبیگمانچشمانتوست:)
نمکدون شکستن ؟
ما به هر که نمک دادیم،شیشه خورده های نمکدونم ریخت زیر پامون :|