eitaa logo
گلچین مولودی یا زینب(سلام الله علیها)
8.5هزار دنبال‌کننده
718 عکس
642 ویدیو
160 فایل
#گلچین_مولودی_یازینب_سلام_الله_علیها کپی و نشر بدون نام کانال جایز نیست⛔️ http://eitaa.com/joinchat/1591017491C4e1047a90c
مشاهده در ایتا
دانلود
. |⇦•کیستم من... و توسل به حضرت علی علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۱به نفسِ کربلایی ●━━━━━━─────── کیستم من بنده ای از فرط عصیان شرمگینم روز و شب باران خجلت بارد از ابر جبینم خیزد از پرونده ی جرم و گناهم دود و آتش خلق پندارند همچون لاله ی خُلدِ بَرینم زاغ بودم لِیک در بین هَزاران بوده جایم خار بودم سالها در باغ با گُل همنشینم دانه ای با خود ندارم تا در این مَزرَع فشانم هر چه هست از خِرمن فضل و معانی خوشه چینم راه سخت و بار سنگین، پای خسته دست خالی مرگ بر گِرد سر است و قبر دائم در کمینم زینتی با خود ندارم اشکِ سرخ از دیده بارم تا مگر رنگین به خونِ دیده گردد آستینم نه نهالم تا دهم گُل، نه گُلم تا عِطر بخشم با که گویم وای بر حالم که نه آنم نه اینم خوی دیوَم باشد و دستم به دامانِ فرشته رویِ زشتم باشد و مشتاق وصل حورُالعینم روز اول داشتم بختِ سلیمان حیف کآخر گشت غارت ناگهان با دست اهریمن نگینم راه روشن، لیک غافل می‌روم با چشم بسته وای اگر یکباره خود را در دل دوزخ ببینم پاسخ مثبت به شیطان داده و تسلیم نفسم من که آوای خدا افکنده از هر سو طنینم بار معبودا !تو دانی با تمام کج رَوی ها راست گویم خادم کوی امام راستینم گر به دوزخ پا گذارم آتشم گردد گلستان چون به دل باشد تَوَلّای امیرَالمؤمنینم نِی عجب گر اهل محشر را معین و یار گردم گر بُوَد مولا امیرالمؤمنین یار و معینم شیرِ حق، نفس پیمبر، قائلِ قول سَلونی آنکه حُبِّ اوست راهم آنکه مِهر اوست دینم می‌رسد از منبر کوفه ندای او به گوشم ای تمام خلق عالم من امامُ العالمینم گمرَهان را رهنمایم مؤمنین را پیشوایم مسلمین را مقتدایم مصطفی را جانشینم من علی ام، عالی ام، دانای اسرار نهانم کارپردا اَنجُم آرای سمایم کارپرداز زمینم دائم هستم، قائم هستم، حاکم هستم، عالِم هستم واصل هستم فاضل هستم مرشد روحُ الامینم من به قرآن باء بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِم مؤمنون و کوثر و طاها و قدر و یا و سینم انبیا را جانِ جانم، نفسِ ختمُ الانبیاءام اولیا را حکمرانم، عبد خَیرُالحاکمینم آل عمران مائده اعراف توبه هود نوحم مؤمن و شوری و فتح و صافّات و حشر و تینم در مقام بندگی آید ز من کار خدایی دستگیر کل خلق از اولین تا آخرینم گفته قرآن چنگ باید زد به حبلِ الله جَمیعا دست پیش آرید من حبلُ المتینم من مُعزُّالمؤمنینم من مُذِّلُ المشرکینم من بصیرُ بِالعبادم من هدیً للمتقینم روز محشر کارپرداز اصحاب الشِّمالم پیشوا و رهبر و مولای اصحابُ الیمینم انَّما در شَأن من نازل شده ای اهل عالم در رکوع خویشتن دادم به سائل چون نگینم روح و مصداق أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَک منم من زانکه آرامش به قلبِ پاک ختمُ المرسلینم تا قیامت گر شود تفسیر از نهج البلاغه نیست خطی از خطوط صفحه ی علمُ الیقینم پرچمم نَصرُ مِنَ الله است و خود فتحاً قَریب در نبرد ناکثین و قاسطین و مارقینم آستانم آسمان است و زمین گیرد مَآلش خود دهم فرمان و دست حق بُوَد در آستینم دردمندان را دوایم بینوایان را نوایم بی پناهان را پناهم بی مُعینان را معینم خاک و باد و آب و آتش در پی فرمان گذاری در شمال و در جنوب و در یسار و در یمینم صبح خلقت بندگی آموختم خِیل مَلَک را با طنینِ نغمه ی ایّاک نعبد نستعینم رایت فتح الفتوحم آیت نصر خدایم پیشتاز زاهدانم پیشوای عارفینم باب شهرِ علم سرمد، کُفو زهرا، جان احمد شیر و شمشیر پیمبر، مظهر جان آفرینم من همان شاهم، که هنگام سحر، با روی بسته با فقیران هم کلامم، با یتیمان همنشینم من همان شاهم که می‌خندم به روی دردمندان گرچه خود از غصه لبریز است قلبِ نازنینم روز یارِ خَلق و شب همبازی طفل یتیمم همنشینی با فقیری را به شاهی برگزینم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. ‍ . احیای ای جمعه ی نیامده ی روزگارها اَلغوث و الاَمان خزان و بهارها آیینه ی شریف ترین تبارها خال لب تو کعبه ی دل بر مدارها خوش به سعادت پسر مَهزیارها حالا که غصه وصله ی ناجور میشود گیسوی تو بهانه ی منصور میشود چشمت شعاع مستیِ انگور میشود دارد بساط شکر خدا جور میشود نامت شراب کهنه ی بزم خمارها نام تو خواب از سر مِیخانه میبَرد هوش و حواس از مِی و پیمانه میبَرد آتش به شرط بندی پروانه میبَرد دل قرعه را به صرف تماشا نمیبَرد آتش بزن به هستیِ ما تازه کارها حالا که مِی به دلبری ساغر آمده عطر گل محمدی از قمصرآمده آقا بیا که کاسه ی صبرم سر آمده حتی دعای ندبه صدایش درآمده برگرد ای قرار دل بیقراران در جشن تو دوباره غزل گوش میکنیم عالم به مدح زلف تو مدهوش میکنیم اما چه سود ریسه که خاموش میکنیم آقا تو را دوباره فراموش میکنیم ای خسته از شلوغیِ شعر و شعارها آنقدر گفته ایم که ضرب المثل شده دنیا بدون تو به جهنم بدل شده کعبه شکست خورده ی لات و هُبَل شده شیطان دوباره معرکه گیر جمل شده تیغت کجاست ذریه ی ذوالفقارها چشمم به جاده های ظهورت سپید شد ایمان فریب خورده ی ریش یزید شد طفلی نماز با لب تشنه شهید شد آقا بیا امید دلم نااُمید شد سر رفته است حوصله ی انتظارها تردید و شبهه از سفرت حرف میزنند با شک از آخرین خبرت حرف میزنند از شایعات دور و بَرت حرف میزنند آقا بیا که پشت سرت حرف میزنند ای حُرمت تمامی قول و قرارها ................................
. ‍ . احیای ای جمعه ی نیامده ی روزگارها اَلغوث و الاَمان خزان و بهارها آیینه ی شریف ترین تبارها خال لب تو کعبه ی دل بر مدارها خوش به سعادت پسر مَهزیارها حالا که غصه وصله ی ناجور میشود گیسوی تو بهانه ی منصور میشود چشمت شعاع مستیِ انگور میشود دارد بساط شکر خدا جور میشود نامت شراب کهنه ی بزم خمارها نام تو خواب از سر مِیخانه میبَرد هوش و حواس از مِی و پیمانه میبَرد آتش به شرط بندی پروانه میبَرد دل قرعه را به صرف تماشا نمیبَرد آتش بزن به هستیِ ما تازه کارها حالا که مِی به دلبری ساغر آمده عطر گل محمدی از قمصرآمده آقا بیا که کاسه ی صبرم سر آمده حتی دعای ندبه صدایش درآمده برگرد ای قرار دل بیقراران در جشن تو دوباره غزل گوش میکنیم عالم به مدح زلف تو مدهوش میکنیم اما چه سود ریسه که خاموش میکنیم آقا تو را دوباره فراموش میکنیم ای خسته از شلوغیِ شعر و شعارها آنقدر گفته ایم که ضرب المثل شده دنیا بدون تو به جهنم بدل شده کعبه شکست خورده ی لات و هُبَل شده شیطان دوباره معرکه گیر جمل شده تیغت کجاست ذریه ی ذوالفقارها چشمم به جاده های ظهورت سپید شد ایمان فریب خورده ی ریش یزید شد طفلی نماز با لب تشنه شهید شد آقا بیا امید دلم نااُمید شد سر رفته است حوصله ی انتظارها تردید و شبهه از سفرت حرف میزنند با شک از آخرین خبرت حرف میزنند از شایعات دور و بَرت حرف میزنند آقا بیا که پشت سرت حرف میزنند ای حُرمت تمامی قول و قرارها ................................
🍃✨🍃✨🍃✨🍃 نجابت اصالت شرافت رقیه یگانه‌ست از حیث عفت رقیه عزیز است و در اوج عزت رقیه جلیل است و دارد جلالت رقیه بود رحمت بی نهایت رقیه لب او عسل نوش عباس و اکبر دلش مست و مدهوش عباس و اکبر مقرش در اغوش عباس و اکبر اذان شد قلمدوش عباس و اکبر که باشد همای سعادت رقیه... از او نور دارد فلق در حقیقت تفیلش بود ماخلق در حقیقت به تن داده ذکرش رمق در حقیقت کجا میروی اهل حق در حقیقت به طفلی‌ست پیر طریقت رقیه... موقّر، مکرم، معظم، مؤدب به درگاه ذات الهی مقرب ندیدم کنارش کسی را معذب روی دامن ام کلثوم و زینب نشسته‌ست بر تخت عصمت رقیه... چه زیباست از بند دنیا بریدن به سرعت به پابوسی او رسیدن در اطراف آن ماه گنبد پریدن نداریم دلشوره‌ی نه شنیدن اگر هست صاحب کرامت رقیه... دعا میکنم مبتلای تو باشم فقیر تو و بی‌نوای تو باشم پریشان حال و هوای تو باشم فقط کلب صحن و سرای تو باشم دعا از من از تو اجابت رقیه... چه کرده دم کاری‌ات در خرابه که مانده غم جاری‌ات در خرابه به سوز عزاداری‌ات در خرابه به لطف فداکاری‌ات در خرابه بقا یافت نسل امامت رقیه... به آن ضعف زانو، به آن زخم بازو به آن قامت خم، به آن درد پهلو به آن روی نیلی، به آن چشم کم سو تو مستور در نور بودی از این رو نشد روسری تو غارت رقیه... غمت بیشماره، شبت بی ستاره دو گوش تو زخمی و بی گوشواره تو را پیر کرده غم شیرخواره پس از دیدن آن لب پاره پاره ندارد دگر خواب راحت رقیه 🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨
. |⇦•عرش از نورِ خدا... و توسل ویژۀ ولادتِ حضرت رقیه سلام الله علیه اجرا شده سال ۱۴۰۱ کربلایی ●━━━━━━─────── عرش از نورِ خدا غرقِ طَلاطُم شُده بود بَسکه می‌ریخت گُل از عرش زمین گُم شده بود   باز هنگامه‌یِ یک جلوه تَبَسُم شده بود وقتِ رقصیدنِ دل وقتِ ترنُم شده بود شب از آن شب همه شب مثلِ شقايق شده است مثلِ مجنون شده یعنی که شب عاشق شده است چه شکوهی که خدا نیز تماشا میکرد بال در بالِ فرشته پَرِ خود وا میکرد جلوه بر چشمِ علی اُمِ اَبیها میکرد یا حسین ابنِ علی بود که غوغا میکرد مثل خورشید دل از آنهمه کوکب می بُرد زینبی آمده بود و دِلِ زینب می بُرد لاله شوریده‌یِ هر لحظه‌ی دیدارش بود ماه آواره و شب گرد و گرفتارش بود مِهر همسایه‌یِ دیوار به دیوارش بود خوشبحالِ دلش عباس علمدارش بود چشم وا کرد و خدا گفت چه رویی دارد چه ظهوری چه شکوهی چه عمویی دارد موج برخاست و با زمزمه از دریا گفت باد پیچیده و از آن شبِ نا پیدا گفت آنشبی که مَلَک از آمدنِ لیلا گفت خبرِ آمدنِ لیلیِ لیلا را گفت اولین آینه‌یِ جاریِ کوثر آمد دومین فاطمه‌یِ خانه‌ی حیدر آمد آسمان از قدمش تا که شکوفا می‌شد عشق شیرازه‌ی هر واژه‌ی دنیا می‌شد هر سحرگاه که گلبرگ گُلَش وا می‌شد عالم از یاس‌ترین عطر مسیحا می‌شد باغبان با همه آغوش پذیرایَش بود لحظه‌ی آمدنِ اُمِ اَبیهایش بود کیست این جلوه مگر عصمتِ کبریٰ دارد کیست این یاس که صد باغِ تماشا دارد کیست این چشمه که در دامنه دریا دارد به سرِ سینه یِ اَربابِ همه جا دارد تا که یکبار به چشمانِ پدر بابا گفت تا نَفَس داشت حسین ابن علی زهرا گفت شاعر ✍ نه فقط دور و بر خانه ی او همهمه است عرض تبریک به ارباب برای همه است زینب آیینه به کف بر لبش این زمزمه است به خدا خون علی در رگ این فاطمه است دختری که نفسش جلوه ی زهرا دارد پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد فاطمه پر زده اما برکاتش باقی است راه باز است ببینید صراطش باقی است هم خدا هست هم این قوم حیاتش باقی است حال اگر نیست پیمبر صلواتش باقی است کار خورشید به ناخواه درخشندگی است کار هر لحظه ی این طایفه بخشندگی است تو که بالای سرت نور امامت داری جزءِ این طایفه ای دست کرامت داری محشری گشته به پا باز قیامت داری چون که بر دوش اباالفضل اقامت داری وقت پروازِ تو افلاک به هم می ریزد تا می آیی به زمین خاک به هم می ریزد آمدی نازترین یاس معطر باشی در دل خسته ی ما عاطفه پرور باشی آمدی چند بهاری گل اکبر باشی نَفَسی هم شده همبازی اصغر باشی باز لبخند بزن عشق خریدار تو شد کاشف الکرب اباالفضل شدن کار تو شد تو که در دلبری از ما مثَل بابایی اسم بابا که می آری غزل بابایی چشم بد دور چه شیرین بغل بابایی ساده، شیرین و صمیمی عسلِ بابایی دم به دم می وزد از هر نفست بوی بهشت دختر حضرت اربابی و بانوی بهشت یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست پس از این فاصله تا شام پریدن زیباست پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست عاشقم عاشق عشقی که تو در آن باشی عشق من شهر دمشقی که تو در آن باشی زائری آمده در قلب تو جا می خواهد صحن زیبای تو را دیده، صفا می خواهد یک نفر آمده و اذن دعا می خواهد او مسیحی است ولی از تو شفا می خواهد باز با شوق یکی چادر کوچک آورد دختری نذر نگاه تو عروسک آورد یاد آن روز می افتم که اسیرت کردند اول کودکی ات بود که پیرت کردند... شاعر .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .
Milad_Hazrate_Masoomeh_Taheri.mp3
2.88M
نشست وبه معصومه اش... ویژهٔ دهۀ کرامت و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده 🎧 نفس کربلایی حسین طاهری رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت چُنان که چَشمه ی ذوقِ مرا به راه انداخت خدا چه خوب ادا کرده حقِّ مطلب را به نام فاطمه آورده است زینب را و ماهِ اول ذی القعده تا که پیدا شد دخیل های ضریحِ برادری وا شد ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد برای شاهِ خراسان چه زینبی آورد مقامش آینه ای از مَدارج پدر است عجیب نیست که بابَ الحوائج پدر است برای تشنه لبان باده را به خُم آورد مزار مادر خود را به شهر قم آورد عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده که سنگِ مادر سادات را به سینه زده چه باشکوه به دستان خود عَلم دارد از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد منِ فراری از این و آن بریده، کجا؟! پناه چادر سر تا فلک کشیده، کجا؟! مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست به مدحِ فاطمه ها بهتر از علی ها نیست تویی تو فاطمه! مدحِ تو نیز قرآن است برادرت به حقیقت علیِ ایران است https://eitaa.com/wwgoLchinzenab
Milad_Hazrate_Masoomeh_Mirdamad_2.mp3
2.03M
شب میلادِ تو... ویژهٔ دهۀ کرامت و ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده 🎧 نفس سیدمهدی میرداماد بانو شب میلادِ تو انگار صحنِ حرم آیینه بندان بود حال قشنگی داشت گلدسته لبریزِ از آیاتِ قران بود یادم می آید مادرم می گفت: حوضِ حرم دریاست ساحل باش اینجا که می آیی به رسم عشق پا تا به سَر، سَر تا به پا دل باش اینجا همه مانند آهویند ضامن شدن ارثیست می دانند چَشمان مردم غرق اُمّید است وقتی زیارت نامه می خوانند "مَعصُومةُ اُختُ الرِضَا الَمَعصوم نَطْلُب شَفاعَتْ مِنْکَ یا حَورا" "کُل عُثرَتِک بِالْجود مَعْروفِین حِیدرأَبوکِ اُمِّکِ الزَّهرا" هر بار در صحن تو مشهد را از راه خیلی دور میبینم شب هم که باشد شهر را سرشار از نورِ بیتُ النُّور می بینم گم میشود تنهاییم در شهر وقتی که باشم با تو رو در رو هر بار در ایوانِ آیینه می بینی ام، می بینمت بانو دلهای ما را مرقدت در قم راهی به سوی مشهد و ری کرد آری برای درکِ خوشبختی باید اِرم را تا حرم طی کرد https://eitaa.com/wwgoLchinzenab
4_6039728138580134190.mp3
3.01M
🌸꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂🌸 |⇦•قسمتم نیست بال و.. ویژۀ عیدالله الاکبر عید غدیر خم به نفسِ سید مجید بنی فاطمه•✾• ┅═┄⊰༻🌼༺⊱┄═┅ قسمتم نیست بال و پر بدهند به من از آن طرف خبر بدهند جگرم را وسط گذاشته ام به همه گفته ام نظر بدهند به خدا گریه می‌ کنی تا صبح شرح حال مرا اگر بدهند من از این در نمی‌ روم هر چند جای این در هزار در بدهند چند تا مثل من خبر داری ؟! پای تو حاضرند سر بدهند دردسر مایه‌‌ی کمالات است نذر کردیم دردسر بدهند ای امیر نجف به نفع تو نیست عاشقانت اگر ضرر بدهند درد و دل کردن تو را اغلب به گدایانِ خون جگر بدهند خاک پای تو قیمتش عرش است پس نباید به جاش زر بدهند چه کسی دیده هفت عالم را همه اش را به یک نفر بدهند آفریده شدم برای علی تا بیفتم به دست و پای علی این که ما از چه آفریده شدیم علتش هست خاک پای علی جان سائل چه ارزشی دارد جان پیغمبران فدای علی صد هزار آفتاب می‌ ریزد با تکان خوردن عبای علی هم علی می‌ شود علی خدا هم خدا می‌ شود خدای علی این صدای علی صدای خدا ؟ یا صدای خدا صدای علی ؟ هم نشسته علی به جای خدا هم نشسته خدا به جای علی لطف معراج مصطفی این بود شد صدای خدا صدای علی عرش را شرع را شریعت را همه را آفریده ” با ” ی علی ذکر بالا سرش حسین بُوَد پس نجف هست کربلای علی انا مشتاق به جوار نجف انا محتاج به دعای علی بچه‌ های بزرگ و کوچکمان همه قربان بچه‌ های علی دست مولا و چادر بی بی دست ما و نخ عبای علی چه مقامی ست که هزاران بار می شود فاطمه فدای علی.
Banifateme-ghadir_Babolharam_net_3.mp3
924.7K
ویژۀ عیدالله الاکبر عیدغدیرخم به نفسِ سید مجید بنی فاطمه چه شود ز راه وفا اگر نظری به جانب ما کنی؟ که به کیمیای نظر مگر مس قلب تیره طلا کنی چمن از رُخِ تو روایتی شکر از لب تو حکایتی چه شود گهی به عنایتی نظری به سوی گدا کنی تو به شهر علم نَبی دری تو زِ انبیا همه برتری تو غضنفری و تو صفدری چو میان معرکه جا کنی تو زنی به دوش نبی قدم فکنی بُتان همه از حرم حرم از وجود تو محترم زِ صفا صفا تو صفا کنی تو مراد من تو نجات من به حیات من به ممات من چه زیان برم چه ضرر کنم تو براوری و عطا کنی نرسد اگر به علی کسی به کجا رود به کجا رسد به خدا قسم که اگر کسی به علی رسد به خدا رسد.
Banifateme-ghadir_Babolharam_net_4.mp3
3.01M
ویژۀ عیدالله الاکبر عید غدیر خم به نفسِ سید مجید بنی فاطمه 🍃🌸🍃🌸🍃 قسمتم نیست بال و پر بدهند به من از آن طرف خبر بدهند جگرم را وسط گذاشته ام به همه گفته ام نظر بدهند به خدا گریه می‌ کنی تا صبح شرح حال مرا اگر بدهند من از این در نمی‌ روم هر چند جای این در هزار در بدهند چند تا مثل من خبر داری ؟! پای تو حاضرند سر بدهند دردسر مایه‌‌ی کمالات است نذر کردیم دردسر بدهند ای امیر نجف به نفع تو نیست عاشقانت اگر ضرر بدهند درد و دل کردن تو را اغلب به گدایانِ خون جگر بدهند خاک پای تو قیمتش عرش است پس نباید به جاش زر بدهند چه کسی دیده هفت عالم را همه اش را به یک نفر بدهند آفریده شدم برای علی تا بیفتم به دست و پای علی این که ما از چه آفریده شدیم علتش هست خاک پای علی جان سائل چه ارزشی دارد جان پیغمبران فدای علی صد هزار آفتاب می‌ ریزد با تکان خوردن عبای علی هم علی می‌ شود علی خدا هم خدا می‌ شود خدای علی این صدای علی صدای خدا ؟ یا صدای خدا صدای علی ؟ هم نشسته علی به جای خدا هم نشسته خدا به جای علی لطف معراج مصطفی این بود شد صدای خدا صدای علی عرش را شرع را شریعت را همه را آفریده ” با ” ی علی ذکر بالا سرش حسین بُوَد پس نجف هست کربلای علی انا مشتاق به جوار نجف انا محتاج به دعای علی بچه‌ های بزرگ و کوچکمان همه قربان بچه‌ های علی دست مولا و چادر بی بی دست ما و نخ عبای علی چه مقامی ست که هزاران بار می شود فاطمه فدای علی.
4_5875174236229732641.mp3
10.33M
ویژۀ ولادت باب الحوائج حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام سر آغاز دفتر به موسی ابن جعفر هم اول هم آخر به موسی ابن جعفر سلام خدا و سلام ملائک سلام پیمبر به موسی ابن جعفر نیازم به دنیا به باب الحوائج نیازم به محشر به موسی ابن جعفر نیازم مکرر .. نیازم مکرر نیازم مکرر .. به موسی ابن جعفر نیازی به نازِ طبیبان نداریم که داریم باور به موسی ابن جعفر برای گدایانِ این خانواده خدا داده دختر به موسی ابن جعفر کنارِ ضریحش سریع الرضا را قسم داده نوکر به موسی ابن جعفر بیا سفره ی عرض حاجت بینداز بگو مثلِ مادر به موسی ابن جعفر بیا و رهایم کن از بندِ نفسم به موسی ابن جعفر به موسی ابن جعفر به باب الحوائج به موسی ابن جعفر از این بنده بگذر به موسی ابن جعفر نفس بده که برایت نفس نفس بزنم نفس به جز تو نباید برا کس بزنم مرا اسیر خودت کرده ای دعایی کن که آخرین نفسم را در این قفس بزنم دم محرمه .. روزی محرمتونُ از باب الحوائج بگیرید ..خوش به حالِ اونایی که روزیشونُ از موسی ابن جعفر میگیرن .. هواتُ کردم .. بزار یه بار دیگه بیام دورت بگردم دردت به جونم .. دل نگرونم ان شالله تا محرمت زنده بمونم من از حالا .. پیرهن مشکیمو کنار گذاشتم با رفیقای هیئتیم دوباره برای اربعین قرار گذاشتم منو ببر به کربلا .. مرا سفر ، سفره کاظمین دعوت کن مرا زیارتِ قبرِ حسین دعوت کن به موسی ابن جعفر اللهم عجل لولیک الفرج ..
4_5875174236229732641.mp3
10.33M
ویژۀ ولادت باب الحوائج حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام سر آغاز دفتر به موسی ابن جعفر هم اول هم آخر به موسی ابن جعفر سلام خدا و سلام ملائک سلام پیمبر به موسی ابن جعفر نیازم به دنیا به باب الحوائج نیازم به محشر به موسی ابن جعفر نیازم مکرر .. نیازم مکرر نیازم مکرر .. به موسی ابن جعفر نیازی به نازِ طبیبان نداریم که داریم باور به موسی ابن جعفر برای گدایانِ این خانواده خدا داده دختر به موسی ابن جعفر کنارِ ضریحش سریع الرضا را قسم داده نوکر به موسی ابن جعفر بیا سفره ی عرض حاجت بینداز بگو مثلِ مادر به موسی ابن جعفر بیا و رهایم کن از بندِ نفسم به موسی ابن جعفر به موسی ابن جعفر به باب الحوائج به موسی ابن جعفر از این بنده بگذر به موسی ابن جعفر نفس بده که برایت نفس نفس بزنم نفس به جز تو نباید برا کس بزنم مرا اسیر خودت کرده ای دعایی کن که آخرین نفسم را در این قفس بزنم دم محرمه .. روزی محرمتونُ از باب الحوائج بگیرید ..خوش به حالِ اونایی که روزیشونُ از موسی ابن جعفر میگیرن .. هواتُ کردم .. بزار یه بار دیگه بیام دورت بگردم دردت به جونم .. دل نگرونم ان شالله تا محرمت زنده بمونم من از حالا .. پیرهن مشکیمو کنار گذاشتم با رفیقای هیئتیم دوباره برای اربعین قرار گذاشتم منو ببر به کربلا .. مرا سفر ، سفره کاظمین دعوت کن مرا زیارتِ قبرِ حسین دعوت کن به موسی ابن جعفر اللهم عجل لولیک الفرج ..