eitaa logo
دانلود
بهشت زهرای بارونی عزیزم.
اینجا ۱۳ سالم بود. فکر میکردم خفن ترین دختر جهانم. (اینجا دوست داشتم پسر باشم.)
اخرین امتحان یازدهم، گودبای پارتی یکی از بچها که میخواست برگرده شهرشون برای همیشه. (هرکی خودش حساب کرد.)
اینجا فهمیدیم که استعدادی توی گرفتن این عکسا نداریم.
قبل ایتا، توی سروش کانال داشتم و خیلی دوست داشتم مرموز باشم. (نمیخواستم سنمو بگم چون کوچولو بودم، نمیخواستم جنسیتمو بگم چون دوست داشتم پسر باشم.)
تولد یکی از بچها و نجسی. (با آب فاز برداشته بودیم.)
خنده دار ۴ صبحی.
آخرش یادم رفت بنویسم کنکور ۴۰۴. (زوم کنید روی نیم پله.)
نامه ای که توی جشن تکلیف مدرسه برای مامانامون نوشتیم. متنش با خودمون بود. (برادر فکر میکرد خیلی خوش خط است.)
سال کنکور²:
اینجا برای دومین بار فهمیدیم که استعدادی توی گرفتن این عکسا نداریم.
عشق تاکسیک کودکی.