eitaa logo
دانلود
چسنمک.
علی هنوز بدنیا نیومده بود اینجا. ما براش اسباب بازی خریدیم. (دخترخالم فقیره داره کاتالوگ ماشین نیم وجبی میخونه میخواد مطمئن بشه پول داره میده زود خراب نشه.)
شربتخونه جمکران که بعد از ایندفعه دیگه هیچوقت نشد دوباره برم.
کنکور لعنتی.
عکس چیزای خوردنی توی ماشین زیاد دارم. سال کنکور افسردگیم خیلی زیاد شده بود داداشم میخواست نجاتم بده. کاری جز خوراکی از دستش برنمیامد.
از یجایی به بعد همه چیز علیه.
پورتاقال.
گشنمه³.
عشق خالص و واقعی در بهشت.
اینجا یکی از زمانایی بود که ادبار رو دلیت کرده بودم، اما مغزم هنوز باور نکرده بود و برای خودم چالشای ایتا رو میرفتم. محتوای کیف.
نهایی دوازدهم.
آخرین روز امتحانای دوازدهم با بچها رفتیم بهشت زهرا تا به خودمون جایزه بدیم. موقع شربت خوردن بهشون گفتم اگه نصفه بخورید جانباز میشید اگر کامل بخورید شهید. شبش جنگ ۱۲ روزه شروع شد.