هیچ نمیدانستم که آدم باید رنگ مورد علاقه داشته باشد، یا غذا و یا هر چیز دیگری، من فقط نامم را میدانستم و اینکه چه وقت گرسنه میشوم. اینها بود که مرا زنده نگاه میداشت. آن بازیهای عامیانه برای من حکم داخل شدن به جهنم را داشت. شاید به خاطر همین بود که بعدها در جمع ساکت میشدم.
هدایت شده از ˜¨ جـنـان ¨˜
مثلا اینکه:
خوب ترین آدمها بیشتر بـه دست خودشان میمیرند
شما نمی توانید بارها و بارها یک فرد را ناامید کنید و انتظار داشته باشید که انرژی او همچنان شما را بخواهد.
باید به یاد بیاری کی هستی. تو تنها کسی هستی که میتونه تو باشه. حالا بگو، اصلا خودت رو یادته؟