eitaa logo
قهوه‌ی دیازپام
87 دنبال‌کننده
421 عکس
158 ویدیو
9 فایل
گرگور سامسا...این تویی یا من؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ccke4p5&btn=.قهوه.دیازپام‌‌. اگر حرفی بود‌.
مشاهده در ایتا
دانلود
حیوونا؟ تو دردشونو حس می‌کنی. نه از روی ترحمِ سطحیِ اینستاگرامی. تو واقعا زخماشونو می‌فهمی. چشم‌هاشونو می‌فهمی. اون لحظه‌ی پنهونی که اعتماد کردن و بعد خنجر خوردن. چون خودت اینو کشیدی. تو تو همون لحظه لعنتی‌ای بودی که یه "آدم مهربون" اومد، گفت: "من دوستتم" بعد درو بست، رفت و تیکه‌تیکه‌ت کرد.
نه عزیزم. اشکال از تو نبود. اشکال از چشم های کوری بود که دنبال حقیقت نبودن. دنبال شکل و فرم و نسخه‌ی قابل هضم بودن.
هدایت شده از شب زنده‌داران
واقعا اگه آرت استودیو نمیذاشتم ناراحت میشدم تقدیم به @xelize
هدایت شده از شب زنده‌داران
Off With The Head.m4a
حجم: 3.2M
Nowhere to run, nowhere to run They're tearing me up But I don't give a FUCK and there's Nowhere to run, nowhere to run My eyes go blurry as I stare into the sun @xelize
همیشه تک و تنها بود. حالا هم ایستاده بود آنجا و به انها خیره شده بود با وجودی مملو از حسرت ،انگار خودش هم نمی‌دانست دقیقاً چه می‌خواهد. شبیه آدمی بود که راهش را گم کرده.
I swear to God the voices wouldn’t shut up
من دیگه بیش از حد برای کسی تلاش نمیکنم. تا جایی که تو من رو ببینی منم تورو میبینم، تاجایی که تو با من حرف بزنی منم با تو حرف میزنم، به همون اندازه درگیرت میشم که تو درگیر منی.
هدایت شده از  " تُهے " بیاین چنل جدید ‌‌‌‌
-@xelize تو قرار بود بمب اتم باشی، بمبی که باعث پایان دادن به جنگ بود، یه راه آسون برای فرار از صحبت کردن و خاتمه جنگ‌. نویسنده حذفت کرد، چون به نظرش زیادی بی‌رحم بودی. نویسنده نذاشت تو، تو داستانش زندگی کنی اما، شخصیت های دیگه ای تونستن با نبودت نفس بکشن.
تعریف زندگی برای هرکسی متفاوته. شاید من زندگیم رو خلاصه کنم تو فنجون‌های خالی و عطر گرم قهوه. من نمیتونم کسی رو متقاعد کنم که زندگی یعنی همین و مجبورش کنم راه منو امتحان کنه. من فقط میتونم قهوم رو بنوشم و تعارف کوتاهی به هر رهگذر کنم تا اگه دوست داشت کنارم بشینه و تا آماده شدن قهوش با من همکلام بشه.
سراغاز راهی بودم که مقصدی نامعلوم داشت خیابانی پوشیده از ترس و دوشیده از عشق سرانجام حالی بودم که اینده ای نامشروع داشت و من چه بی پروا در پی پروانه شدن و چه دیوانه و بی بال در پی پرواز