هدایت شده از پاپیتال “
عمیقا دلم میخواد همه احساساتمو بریزم دور و بقیه زندگیمو به منطقی ترین شکل ممکن بگذرونم .
یه حالتی هست که موقع تمیز کردن اتاق، وقتی همه چیز رو ریختی وسط که مرتب کنی، یهو پشیمون میشی. و دیگه حال جمع کردنش رو نداری..
یه جا نوشته بود. ‹میدونم تصمیمی که گرفتم درسته ›ولی ایکاش‹تصمیم درست این نبود›چقد هممون این جمله رو زندگی کردیم.