یه حالتی هست که موقع تمیز کردن اتاق، وقتی همه چیز رو ریختی وسط که مرتب کنی، یهو پشیمون میشی. و دیگه حال جمع کردنش رو نداری..
یه جا نوشته بود. ‹میدونم تصمیمی که گرفتم درسته ›ولی ایکاش‹تصمیم درست این نبود›چقد هممون این جمله رو زندگی کردیم.
جملهی " اینارو فقط به تو میگم " کلی حرف ناگفته داره ، انگار طرف با زبون بی زبونی میگه با تو راحتم ، با تو احساس امنیت دارم ، به تو اعتماد دارم.
جدیدا کششِ بحث ندارم ، حوصلهی توضیح دادن ندارم ، رمغِ داستانِ جدید ندارم ، تاب و تحملِ حرفِ مفت ندارم ، با یه اوکی حق با توعه تمومش میکنم ، اصلا خودم رو قاطی داستان نمیکنم ، قطع ارتباط میکنم ، بلاك میکنم ، پاك میکنم.