eitaa logo
‹ یادگاࢪ مادࢪ ›
680 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
443 ویدیو
194 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قـطعہ اے از بـهشـت، بـاید هـم ایـن گونـہ بـاشـد؟ و مگر مے شـود قطعہ اے از بهـشت روے زمـین باشـد و شلـوغ نباشـد؟! روبہ رو ے ضریـح می ایستے بـاران اشـڪ از چشـمانت سرازیـر میشود، این اشڪان نمے گذارد دلــــــ❤️ــــبـرت را ببینے دستت را بہ نشانـہ احتـرام بـر سیـنہ مے گذارے و مےگویی؛ السلام علیڪ یا علے بن موسے رضا المـرتضے...💖 ❤️ 🕯 🌱 •┈┈••✾•✨✨•✾••┈┈•
دوستان دوستان،،،⭕️❌عرض تبریک و تهنیت مولود ایران🌍 به شما عاشقان اما رضا رو تبریک عرض میکنم🙈😍 لطفا خاهشا،😢،بنر مارو در لینک وگروهاتون پخش کنید🖼 تا تعداد ممبر هامون زیاد بشه تا بتوینم کارهای بزرگ فرهنگی انجام بدیم با کمک هم،،یه یاعلی بگید و به خاطر اقامون و نام این کانال به نام مادرش فاطمه الزهرا این کار رو انجام بدید❤️😍امیدوارم همت کنید و باکمک شما افزایش چشمگیری داشته باشیم،،😉😁 👇اینم بنرمون💋💍
یک چادر از مادر به ارثیه دخترانمان رسیده همان هم لیاقت نگهداریش را ندارن😔 #شهید دهقان 😍عکس پروفایل😉 ☺️جمله دخترونه#😘 😊بیو های زیبا 😋 😄رمان های عاشقانه🙈 همه و همه تو این کانال#..مادرمون بدو #دیر بیای برش میدارم. @yadegar_madar
🌱🌈 سَلآم بَرگـیرافتآدگآن درحلقِھ محـبتش..💕 🌱
دوستان زمان بندگی با معبود رسیده 😍😍 اگه همه کار هاتون رو ول کنید برید پیش خدا خدام همه زمین و زمان رو جور میکنه تا کارتون راه بیوفته همین طور است😘
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
آقای دلِ منے...♡🍃 من عاشق؛ تو معشوق دل دادم؛ دل دادی آزاده آزادم ... تو صحن‌آزادی....(:💚 💐
رمان عاشقانه دو مدافع قسمت یازدهم و دوازدهم به شما تقدیم میشه 😍😍 👇 دوستان من حقیقتش نمیدونم مشکل از کجاس قسمت ها درسته ولی به ترتیب نمیاد بخشیید اول پایین رو بخونید بعدش بالایی رو😢😢😕😶
{ 🌿} _رامیـݧ پشتش چیزے قایم کرده بود... اومد طرف مـݧ و بالبخند سلام کرده یہ دستہ گل وگرفت سمت مـݧ _با تعجب بہ بچہ ها نگاه کردم زیر زیرکے  نگاهموݧ میکردݧ و میخندیدݧ جواب سلامشو دادم وگفتم:بابت؟؟ چند قدم رفت عقب و گفت بابت امروز ک قراره چهره ے منو بکشید اما... _دیگہ اما نداره اسماء خانم لطفا قبول کنید ایـݧ گل ها رو هم بگیرید اگہ قبول نکنید ناراحت میشم _گل هارو ازش گرفتم یہ دستہ گل قرمز بزرگ گل و گذاشتم رو صندلے  و کاغذو تختہ شاسے و برداشتم رامیـݧ کلےذوق کرد و پشت سرهم ازم تشکر میکرد _خندم گرفتہ بود بچہ ها ازموݧ دور شدن و هر کس ب کارے مشغول بود فقط مـ ݧو رامیـݧ موندیم ب صندلے روبروم ک ۵-۶متر با صندلے مـݧ فاصلہ داشت اشاره کردم وازش خواستم اونجا بشینہ و در سکوت شروع کردم ب کشیدݧ رامیـݧ شروع کرد بہ حرف زدن اسماء خانم میدونید گل رز قرمز نشانہ ے علاقست؟؟ _با سر حرفشو تایید کردم وقتے بہ یہ نفر میدے ینے بهش علاقہ دارے بہ روے خودم نیوردم و خودمو زدم ب اوݧ راه مـݧ دانشجوے عکاسے هستم و ۲۳سالمہ وقتے مینا گفت یکے از دوستاش استعداد فوق العاده اے تو طراحے داره مشتاق شدم ک ببینمتوݧ شما خیلے میتونید ب مـݧ کمک کنید _حرفشو قطع کردم و گفتم: ببخشید میشہ حرف نزنید شما نباید تکوݧ بخورید وگرنہ من نمیتونم بکشم. بلہ بلہ چشم.معذرت میخوام نیم ساعت بعد کارم تموم شد رامیـݧ هم تو ایـݧ مدت چیزے نگفت ب نقاشے یہ نگاهے کردم خیلے خوب شده بود از جاش بلند شد و اومد سمتم تختہ شاسے و ازم گرفت و با اخم نگاهش کرد بعد تو چشام نگاه کرد و گفت:ایـݧ منم الا؟؟ _با تعجب گفتم بله شبیهتوݧ نشده؟؟ خوب نشده؟؟ خندید و گفت: ینے قیافہ ے مـݧ انقد خوبه؟ واے عالیہ کارت اسماء مینا الکے  ازت تعریف نمیکرد تشکر کردم و گفتم محمدے هستم خندید و گفت ݧ هموݧ اسما خوبہ انقد سروصدا کرد ک بچہ ها دورموݧ جم شدݧ و کلے سر و صدا کردݧ و از نقاشے تعریف میکرد....ݧ _و در گوش هم یہ چیزایے میگفتـݧ کلے ذوق کردم و از همشوݧ تشکر کردم هوا کم کم داشت تاریک میشد وسایلمو از روے صندلے برداشتم واز همہ خدافظے کردم _مخصوصا گلهارو بر نداشتم تو اوݧ شلوغے دیگہ رامیـݧ و ندیدم مینا هم نبود ک ازش خدافظے کنم منتظر تاکسے بودم ک یہ ماشیـݧ مدل بالا  ک اسمشم نمیدونستم جلوم نگہ داشت توجهے نکردم ولے دستبردار نبود با صداے مینا ک داخل ماشیـݧ بود ب خودم اومد اسماء بیا بالا _إ شمایید مینا جوݧ ببخشید فکر کردم مزاحمہ پیداتوݧ نکردم خدافظے کنم ازتوݧ ایرادے نداره بیا بالا رامیـݧ میرسونتت ممنوݧ با تاکسے میرم زحمت نمیدم ب شما بیا بالا چرا تارف میکنے مسیراموݧ یکیہ اخہ.... رامیـݧ حرفمو قطع کرد و با خنده گفت بیا بالا خانم محمدے _سوار ماشیـݧ شدم وسطاے راه مینا ب بهانہ ے خرید پیاده شد کلے تو دلم بهش بدو بیراه گفتم کہ مـݧ و تنها گذاشتہ ا_سترس گرفتہ بودم .یاد حرفهاے امروز رامیـݧ هم کہ میوفتادم استرسم بیشتر میشد رامیـݧ برگشت سمتم و گفت بیا جلو بشیـݧ در برابرش مقاومت کردم و هموݧ پشت نشستم نزدیک خونہ بودیم ترجیح دادم سر خیابوݧ پیاده شم ک داداشم اردلاݧ نبینتم ازش تشکر کردم داشتم پیاده میشدم ک صدام کرد اسماء؟؟؟