موسی بن ظفر که بعدا به نام «سامری» معروف شد، از بنی اسرائیل بود (او همان کسی بود که در ماجرای درگیری او با قبطی، موسی به کمک او شتافت و قبطی را کشت) سامری با اینکه سابقه انقلابی داشت، و از یاران موسی بود، پس از پیروزی موسی (علیهالسّلام) جزء منافقین گردید و در غیاب موسی (علیهالسّلام)، و از زمینهای که در میان بنی اسرائیل وجود داشت سوء استفاده کرده و از طلاهای فرعونیان، که جمع شده بود، با زیرکی خاصی مجسمه گوسالهای درست کرد، و مردم را به پرستش آن دعوت نمود.
هارون: «ای فرزند مادرم! ریش و سرم را مگیر، من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی.»
موسی (علیهالسّلام) متوجه سامری شد و او را محکوم و سرزنش کرد و سپس فرمود: «برو که بهره تو در زندگی دنیا این است که هر کس به تو نزدیک شود، خواهی گفت که با من تماس نگیرد.»
براثر وزش باد از سوراخهای بدن این مجسمه صدایی همچون صدای گوساله بیرون میآمد و به این ترتیب اکثریت قاطع جاهلان بنی اسرائیل، از راه توحید خارج شده و گوساله پرست شدند.
هارون هرچه قوم را نصیحت کرد، و آنها را از گوساله پرستی برحذر داشت، به سخنش اعتنا نکردند، حتی با جوسازیها و هیاهوی خود نزدیک بود او را بکشند.
خداوند ماجرای گمراهی قوم توسط سامری را به موسی (علیهالسّلام) وحی کرد، موسی (علیهالسّلام) با ناراحتی و خشم از کوه طور به سوی قوم خود بازگشت و آنها را زیر رگبار سرزنش خود قرار داد.(مضمون آیات ۸۳ تا ۹۰ سوره طه.)
موسی (علیهالسّلام) از شدت خشم و ناراحتی، الواح تورات را بر زمین زد و شکست، بنی اسرائیل به پیش آمده و گفتند: «ما در این کار تقصیری نداریم، بلکه سامری این کار را کرد.»
موسی (علیهالسّلام) از شدت خشم و ناراحتی، الواح تورات را بر زمین زد و شکست، بنی اسرائیل به پیش آمده و گفتند: «ما در این کار تقصیری نداریم، بلکه سامری این کار را کرد.»
موسی (علیهالسّلام) به برادرش هارون متوجه شد و از شدت خشم، سر و ریش او را گرفت و گفت: «چرا وقتی که دیدی آنها گمراه شدند، از من پیروی نکردی؟ آیا از منن نافرمانی نمودی؟»
هنگامی که موسی (علیهالسّلام) از کوه طور بازگشت، تورات را با خود آورد و آن را به قوم خود عرضه کرد و فرمود: کتاب آسمانی آوردهام که حاوی دستورهای دینی و حلال و حرام است، دستورهایی که خداوند آن را برنامه کار شما قرار داده است. آن را بگیرید و به احکام آن عمل کنید.
یهود به بهانه اینکه موسی (علیهالسّلام) تکالیف دشواری برای آنان آورده بنای نافرمانی و سرکشی گذاشتند، خداوند فرشتگانی را مامور کرد تا قطعه عظیمی از کوه طور را بالای سر آنها قرار دهند. فرشتگان چنین کردند. یهودیان وحشتزده شدند.
موسی (علیهالسّلام) در این هنگام به آنها چنین اعلام کرد: «چنانچه پیمان ببندید و به دستورهای خدا عمل کنید و از تمرد و سرکشی توبه نمایید، این عذاب و کیفر از شما برداشته و برطرف میشود و گرنه همه به هلاکت میرسید.»
آنها تسلیم شدند و برای خدا سجده نمود و تورات را پذیرفتند و در حالی که هر لحظه انتظار سقوط کوه بر سر آنها میرفت، به برکت توبه، آن عذاب از سر آنها برطرف گردید.
(در آیه ۶۳ بقره، و ۱۷۱ اعراف به این مطلب اشاره شده است.)
آری سامری که منافقی خودخواه ولی باهوش بود، از نقاط ضعف بنی اسرائیل سوء استفاده کرد و فتنه عظیمی بپا نمود، سرانجام موسی (علیهالسّلام) او را آن چنان مجازات کرد که از کشتن بدتر بود یعنی او را از جامعه طرد کرد و مردم او را به عنوان یک مرد نجس و آلوده میدانستند و با او تماس نمیگرفتند.
روایت شده: سامری به بیماری مرموز و واگیردار «لامساس» گرفتار شد، هرکس با او تماس میگرفت به آن بیماری مبتلا شده و بدنش آن چنان میسوخت که گویی در میان آتش افتاده است.
او سر به بیابانها نهاد و همچنان گرفتار بیماری و نفرت جامعه بود تا به هلاکت رسید
گرچه سامری، ضربه شدیدی بر وحدت و انسجام بنی اسرائیل وارد ساخت، ولی موسی (علیهالسّلام) به زودی به فریاد آنها رسید، و با مقاومت و شدت عمل و برنامههای انقلابی غائله سامری را به زبالهدان تاریخ سپرد، و فریبخوردگان را بازسازی نمود و برای چندمین بار، بنی اسرائیل را از انحراف و سقوط نجات داد، آنها از کرده خود پشیمان شده و توبه کردند، و به فرمان موسی (علیهالسّلام) مجسمه گوساله را خرد کرده و ریزههای آن را به رود نیل انداختند
10.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿حاج احمد #متوسلیان :
ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد
هرکس مرد این راه است ؛بسم الله
هرکس نیست خداحافظ...🌿
کانالهای پژوهشی یهود شناسی
مروری موشکافانه بر فرقه های شیطانی مرتبط با صهیونیسم
✅ما را دنبال کنید و نشر دهید.
http://eitaa.com/joinchat/4187488273C67f9ef309a
کانال پژوهشی یهودشناسی
📚🔍📚🔍📚 ⬅️سلسله مباحث حدیث شناسی قسمت ششم 📝بررسی روایات خراسانی 📜از جمله اشخاصی که در بحث مهدویت مور
📚🔍📚🔍📚
⬅️سلسله مباحث حدیث شناسی
قسمت هفتم
📝بررسی روایات حسنی
👈در روایت ها یکی از اشخاص مهدوی شخصی به نام حسنی هست که بعضی ها این فرد را به بعضی از افراد زمان حال تطبیق دادند.
📕حدیثی در کتاب ″روضة الکافی، ج8، ص224″ هست که یعقوب سراج از امام صادق (ع) پرسید فرج شما چه زمانی خواهد بود⁉️ آقا فرموند؛
📜وقتی فرزندان عباس با هم اختلاف کنند و سلطنت آنان سست شود و گروهی در نابودی آنها تلاش کنند و شامی و سفیانی ظهور کنند و حسنی به حرکت درآید (تَحَرَّکَ الْحَسنِی)، و صاحب الامر همراه میراث رسول الله (ص) از مدینه به مکه برود و مهدی (عج) از خدا برای ظهور اذن می طلبد.🌤
در این زمان بعضی یاران حسنی از این امر مطلع می شوند و به حسنی خبر می دهند و او مبادرت به خروج کرده اما اهل مکه او را می کشند و سرش را برای سفیانی می فرستند. این زمان صاحب الامر ظهورش را علنی خواهد کرد.
✅سند این حدیث معتبر است.
و علمای علم رجـال از جمله؛ استاد طبسی و استاد شهبازیان سند این روایت را قبول کرده اند.👌
👌تنها روایت مورد قبول درباره ی سید حسنی همین است (البته سید نمی شود گفت، در روایت فقط حسنی نوشته شده است) که اصل خروج فردی به نام حسنی در هنگام ظهور حضرت، مسلم است. و تازه کشته هم می شود و حضرت را هم درک نمی کند، چون بعد از اینکه کشته شد حضرت ظهورش را علنی می کند و مردم با او بیعت می کنند.
📘یک روایتی در کتاب ″معجم احادیث مهدوی، ج4، ص140″ آمده که؛
📌پس از رسیدن سپاه امام زمان به وادی القری، حسنی و لشکر دوازده هزار نفریش نزد حضرت می آیند. حسنی به امام زمان می گوید ای پسرعمو ریاست لشکر حق من است من مهدی هستم، اگر ادعا می کنی مهدی هستی معجزه ای بکن!
امام زمان (عج) هم برایش چند تا معجزه می آورد و او قبول می کند که امام زمان مهدی واقعی هست.
📄این روایت اولین بار در کتاب عُقدالدُرر نقل شده، که اثر یک انسان سنی مذهب است و دیگر کتب اهل سنت هم از این فرد گرفتند. اصلا سندی هم برایش ذکر نشده. بعضی ها سندش را خطبة البیان ذکر می کنند. در بعضی جاها که از خطبة البیان حدیث نقل شده است بدانید خطبة البیان که منسوب به حضرت علی (ع) است به هیچ عنوان معتبر نیست.⛔️
🗣ناقل این خطبه عبدالله بن مسعود هست، او در سال 32 قمری به رحمت خدا رفت و حضرت علی (ع) طبق نقل ها این خطبه را در سال 36 بیان فرمودند. چه طور😳 مسعود که در سال 32 مرده، خطبه ای که در سال 36 نقل شده را نقل کرده؟ منطقی نیست! خطبة البیان به هیچ عنوان روایت معتبری نیست.❌
🔰روایات دیگری هم در رابطه با فردی به نام حسنی هست از جمله حدیث حضرت علی (ع) که می گوید فردی از طبرستان است و از دیلم و.. نه آن روایت ها هم معتبر نیست.
⚠️پس در رابطه ی با شخصی به نام حسنی ما اگر بخواهیم نتیجه گیری کنیم: این است که اصل خروج حسنی معتبر است و از مسلمات است. نمی گوییم که از علائم حتمی است ولی در روایت های معتبر ذکر شده و قبل از ظهور حضرت هم از دنیا می رود و شهید می شود. و بقیه روایت ها که راجع به حسنی هست از لحاظ اعتبار ساقط است.
💢آقای ابوالحسن مرندی یک روایتی درباره حسنی نقل می کند که می گوید چهارم خروج حسنی است، که اسم او حسن است؛ در مکه بالای حجرالأسود کشته می شود و بعد از کشتن او، پنج روز بعد حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد. ″نور الأنوار، ص363″
⚠️این روایت هیچ سندی ندارد و هیچ جا نوشته نیست که بعد از شهادت حسنی، پنج روز بعد حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد.❌
📋مطالبی که اشاره شد از درس خارج از فقه آیت الله نجم الدین طبسی از اساتید تخصصی مهدویت قم است.
🎤استاد عبادی
#حدیث_شناسی_مهدوی ۷
#بررسی_روایات_حسنی
┏━ 🌹 🏴 🌴 🏴 🌹 ━┓
🌴@yahood_Zionism🌴
┗━ 🌹 🏴 🌴 🏴 🌹 ━┛