16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اخیراً چند بلاگر افغانستانی با انتشار فیلم خودروهای لوکس وارداتی به افغانستان و مقایسه با پراید و خودروهای ایرانی در حال تمسخر ایران هستند و این کاربر افغانستانی در این فیلم جواب آنها را میدهد.
⭕️ شاید همانطور که کشورهای دیگر را از بیرون میبینیم و فقط آواز خوش دُهُلش را میشنویم، بد نباشد به ایران خودمان هم از بیرون نگاه کنیم.
غیورمردی که پیکر شهید حججی را شناسایی کرد.
سردار مدافع حرم «حاجمهدی نیساری» که در شب ۲۱ ماه رمضان آسمانی شد!فردی بود که برای شناسایی پیکر «شهیدحججی» به مقر داعش رفت و از «سیدحسن نصرالله» لقب پهلوان مقاومت را گرفت.
ماموریت ویژه سردار نیساری برای شناسایی پیکر مطهر شهید محسن حججی
بعد از شهادت حججی تا مدتها، پیکر مطهرش در دست داعشیها بود تا اینکه قرار شد حزبالله لبنان و داعش، تبادلی انجام دهند.
بنا شد حزبالله تعدادی از اسرای داعش را آزاد کند. داعش هم پیکر محسن و دو شهید حزبالله را تحویل بدهد و یکی از اسرای حزبالله را آزاد کند.
به من گفتند:
«میتوانی بروی در مقر داعش و پیکر محسن را شناسایی کنی؟»
میدانستم میروم در دل خطر و امکان دارد داعشیها اسیرم کنند و بلایی سرم بیاورند اما آن موقع، محسن برایم از همه چیز و حتی از جانم مهمتر بود. قبول کردم. با یکی از بچههای سوری بهنام حاج سعید از مقر حزبالله لبنان حرکت کردیم و به طرف مقر داعش رفتیم.
در دل دشمن بودیم. یک داعشی که دشداشه سفید و بلند پوشیده بود و صورتش را با چفیه قرمز پوشانده بود، با اسلحه ما را میپایید.
پیکری متلاشی و تکهتکه را نشانمان داد و گفت:
«این همان جسدی است که دنبالش هستید!»
میخکوب شدم. از درون آتش گرفتم. مثل مجسمه، خشک شدم.
رو کردم به حاج سعید و گفتم:
«من چهجوری این بدن را شناسایی کنم؟! این بدن اربا اربا شده، این بدن قطعه قطعه شده!»
بیاختیار رفتم طرف داعشی. عقب رفت، اسلحهاش را مسلح کرد و کشید طرفم. داد زدم:
«پستفطرتا، مگه شما مسلمون نیستید؟! مگه دین ندارید؟! پس کو سر این جنازه؟! کو دستهاش؟!»
حاجسعید حرفهایم را تندتند برای آن داعشی ترجمه میکرد. داعشی برای آنکه خودش را تبرئه کند، میگفت:
«این کار ما نبوده. کار داعش عراق بوده.»
دوباره فریاد زدم:
«کجای شریعت محمد آمده که اسیرتان را اینجور قطعه قطعه کنید؟!»
داعشی به زبان آمد و گفت:
«تقصیر خودش بود. از بس حرص مون رو درآورد. نه اطلاعاتی بهمون داد، نه گفت اشتباه کردهام و نه حتی کوچکترین التماسی بهمون کرد که از خونش بگذریم. فقط لبخند میزد!»
هرچه میکردم پیکر قابل شناسایی نبود. به داعشی گفتیم:
«ما باید این پیکر رو برای شناسایی دقیق با خودمون ببریم.»
اجازه نداد. با صدای کلفت و خشدارش گفت:
«فقط همینجا.»
نمیدانستم چه بکنم. شاید آن جنازه، پیکر محسن نبود و داعش میخواست فریبمان بدهد.
در دلم متوسل شدم به حضرت زهرا علیهاالسلام. گفتم:
«بیبی جان! خودتون کمکمون کنید، خودتون دستمون رو بگیرید. خودتون یه راه چاره بهمون نشون بدید.»
یکباره چشمم افتاد به تکهاستخوان کوچکی از محسن. ناگهان فکری توی ذهنم آمد. خودم را خم کردم روی جنازه و در یک چشم بههم زدن، استخوان را برداشتم و در جیبم گذاشتم! بعد هم به حاجسعید اشاره کردم که برویم.
نشستیم توی ماشین و سریع برگشتم سمت مقر حزالله. از ته دل خدا را شکر کردم که توانستم بیخبر از آن داعشی، قطعه استخوانی را با خودم بیاورم.
وقتی برگشتیم به مقر حزبالله، استخوان را دادم تا از آن آزمایش DNA بگیرند.
دیگر خیلی خسته بودم. هم جسمی و هم روحی. واقعا به استراحت نیاز داشتم.
فردای آن روز حرکت کردم سمت دمشق. همان روز خبر دادند که جواب DNA مثبت بوده و نیروهای حزبالله، پیکر محسن را تحویل گرفتهاند.
به دمشق که رسیدم، رفتم حرم بیبی حضرت زینب علیهاالسلام. وقتی داخل حرم شدم، یکی از بچهها آمد و گفت:
«پدر و همسر شهید حججی به سوریه آمدهاند. الان هم همین جا هستن، توی حرم.»
من را برد پیش پدر محسن که کنار ضریح ایستاده بود. پدر محسن میدانست که من برای شناسایی پسرش رفته بودم.
تا چشمش به من افتاد، جلو آمد و مرا در بغل گرفت و گفت:
«از محسن خبر آوردی.»
نمیدانستم جوابش را چه بدهم. نمیدانستم چه بگویم. بگویم یک پیکر اربا اربا را تحویل دادهاند؟! بگویم یک پیکر قطعه قطعه شده را تحویل دادهاند؟! بگویم فقط مقداری استخوان را تحویل دادهاند؟
گفتم:
«حاجآقا، پیکر محسن مقر حزبالله لبنانه. برید اونجا خودتون ببینیدش.»
گفت:
«قَسَمَت میدم به بیبی که بگو.»
التماسش کردم چیزی از من نپرسد. دلش خیلی شکست.
دستش را انداخت میان شبکههای ضریح حضرت زینب علیهاالسلام و گفت:
«من محسنم رو به این بیبی هدیه دادم. همه محسنم رو. تمام محسنم رو. اگه بهم بگی فقط یه ناخن یا یه تار مویش رو برام آوردی، راضیام.»
وجودم زیر و رو شد. سرم را انداختم پایین. زبانم سنگین شده بود. به سختی لب باز کردم و گفتم:
«حاجآقا، سر که نداره! بدنش رو هم مثل علیاکبر علیهالسلام اربا اربا کردن.»
هیچ نگفت. فقط نگاه کرد سمت ضریح و گفت:
«بیبی، این هدیه رو قبول کن.»
▫️هرگزشهدایی را که امنیت مان رامدیون شان هستیم،فراموش نکنیم.روحش شاد یادش گرامی.https://eitaa.com/joinchat/3651666582C10a9cf852a
📣 عشق به دانشآموز سلاح معلم نجفآبادی برای نبرد با سرطان
🔸عشق به تدریس و ارتباط با دانشآموزان گوهری است که در وجود بسیاری از معلمان متبلور است و جلوههای ویژهای را به ارمغان میآورد.
🔸️زهرا کافی موسوی، معلم پایه ششم ابتدایی دبستان دخترانه شهید نجفیان شهرستان نجفآباد و یکی از این معلمها است که با وجود ابتلا به بیماری سرطان، در تمام مدت با شور و شوقی وصفناشدنی در کلاس درس حضور پیدا کرده و به دانشآموزانش درس عشق و محبت
https://eitaa.com/joinchat/3651666582C10a9cf852a
لینک دعوت☝
🔷بازداشت لیدر جنجالی سپاهان پس از توهین به زنان پرسپولیسی
🔹روز گذشته یکی از لیدرهای مسن سپاهان حرفهای عجیبی را در مورد زنان پرسپولیسی بر زبان آورد که ویدیوی آن به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد.
🔹نهادهای امنیتی هم با پیگیری هر چه سریع این موضوع، لیدر هتاک را بازداشت کردند و او اکنون در اختیار قانون است.
به #ویژه_ترین کانال خبری در ایتا بپیوندید👇
https://eitaa.com/joinchat/3651666582C10a9cf852a
لینک دعوت☝
🔷اخیرا ویدئویی از اعترافات بازجوهای ساواک در فضای مجازی بازنشر شده که در آن یکی از ساواکیها به نام خسرو غفوریان در حال صحبت است؛ و بر اساس همین فیلم، گمانه زنی هایی بوجود اومده مبنی بر اینکه این شخص ساواکی، پدر مهران غفوریان است!
🔹مهدی غفوریان (برادر مهران غفوریان) با انتشار این عکس از پدرش، این قضیه رو تکذیب کرد و از مردم خواست به شایعات دامن نزنند.
پ ن؛
پدر مهران غفوریان بازنشسته نیروی دریایی ارتش بوده و خاطراتش هم به دفعات منتشر شده است.
به #ویژه_ترین کانال خبری در ایتا بپیوندید👇
https://eitaa.com/joinchat/3651666582C10a9cf852a
لینک دعوت☝
♦️ریش روند پیری صورت را کند تر میکند !
تحقیقات نشان داده ، ریش گذاشتن با حفظ آب صورت ، روند پیر شدن صورت را کند تر میکند و باعث میشود پوست جوان تری داشته باشید !
.
https://eitaa.com/joinchat/3651666582C10a9cf852a
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فیلم و تصاویری از خسرو غفوریان که برخی به اشتباه او را پدر مهران غفوریان معرفی کردند.
🔹️بخشی از اظهارات اعضای سابق ساواک در فضای مجازی بازنشر شده که در آن فردی به نام خسرو غفوریان با عنوان مدیر پشتیبانی بخش آموزش ساواک در حال صحبت از امام است.
🔹️خسرو غفوریان پس از پیروزی انقلاب در شهربانی مشغول فعالیت بود و در دهه هشتاد درگذشت.
به #ویژه_ترین کانال خبری در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/3651666582C10a9cf852a
لینک دعوت☝
🎥نقش مهم پرسنل انتظامی غرب استان تهران در ماموریت پیدایش یسنا دختر ترکمن صحرا
🔰ماموران اعزامی استواریکم آرمان میرزایی جمعی پلیس مبارزه با مواد مخدر و سروان رجبی جمعی یگان امداد شهرستان ملارد فرماندهی انتظامی غرب استان تهران
به همراه سگ آموزش دیده جهت امداد رسانی در جهت پیدایش یسنا دختربچه ۴ ساله مفقودی به استان گلستان منطقه ترکمن صحرا اعزام گردیدند که مهمترین نقش را در پیدا کردن دختر بچه کلاله ای داشتند..
الحمدالله با تلاش تمامی نیرو های امدادی و داوطلبان هلال اهمر و نیروهای مردمی به خصوص ماموران انتظامی اعزامی به منطقه مورد نظر یسنا کوچولو در سلامت کامل پیدا و به کانون گرم خانواده بازگشت.
#پلیس_غرب_تهران
#یسنا
به #ویژه_ترین کانال خبری در ایتا بپیوندید👇
https://eitaa.com/joinchat/4073259207Cd03d9c79f6