هدایت شده از عارفین
✅🌹ایت الله حق شناس ره میفرمود ملک الموت به صورت اعمال شما ظاهر میشه دم مرگ
✅ موقع اذان به شما نظر میکنه اگه اهل نماز اول وقت باشین زمان مرگ مدارا میکنه با شما
#کانال_عارفین
🆔 @Arefin
هدایت شده از عارفین
آیت الله سعادت پرور (ره) :
☘ درخواب دیدم از دنیا رفته ام و تمام انبیاء در تشییع جنازه ام هستند ، متوجه شدم علت آمدنشان صد مرتبه " سوره توحید" است که هر روز به آنها هدیه می کردم.
#کانال_عارفین
🆔 @Arefin
8.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 در این ویدیو سندی از اوج رذالت دولت تروریستی آمریکا در ساخت بیماریهای بیولوژیک را خواهید دید.
۵ سال قبل بیل گیتس تصویری سلولی از کرونا را نمایش می دهد و می گوید در آینده میکروب ها قدرت را در دنیا دیکته میکنند!
▪️وَ مَکروا مَکراللّه واللّه خَیرُالماکِرین
نمرود هم که باشی، به امر خدا پشه ای بال شکسته، تو را نابود خواهد کرد...
بإذن الله باشد که بزودی اجماع جهانی برعلیه شیطان بزرگ آمریکا شکل گرفته و این کشتی تایتانیک را در دریای جنایات خود غرق کند.
✍"محمدصالحی"
🔴حیات طیبه 1 در ایتا و سروش:
🆔 @yamahdiadrekni72
حیات طیبه 2(اخلاق وسیروسلوک) در ایتا:
🆔 @yalasarat2
حیات طیبه 3(سخنرانی های استاد اکبرزاده)در ایتا:
🆔 @yalasrat1
حیات طیبه 2 (سخنرانی های استاد اکبرزاده) در سروش:
🆔 sapp.ir/yamahdi1
هدایت شده از 🔹حیات طیبه🔹
توطئه حمله بیولوژیک کرونا.MP3
12.05M
🔴توطئه حمله بیولوژیک کرونا
‼️شبکه نفوذ و جنجال رسانه ای
🔘کانال رسمی کامران غضنفری
@yamahdiadrekni72
هدایت شده از 🔹حیات طیبه🔹
از دزدی بادمجان تا ازدواج💍
ومن یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لا یحتسب🌸
*شیخ علی طنطاوی ادیب دمشق درخاطراتش نوشته :
یک مسجد بزرگی در دمشق هست که به نام مسجد جامع توبه مشهور است.
علت نامگذاری آن به مسجد توبه بدین سبب هست که آنجا قبلا محل منکرات بوده ولی یکی از فرمانداران مسلمان آن را خرید و بنایش را ویران کرد و سپس مسجدی را در آنجا بنا کرد.
یکی از طلبه ها که خیلی فقیر بود و به عزت نفس مشهور بود در اتاقی در مسجد ساکن بود.
دو روز بر او گذشته بود که غذایـی نخورده بود و چیزی برای خوردن نداشت و توانایی مالی برای خرید غذا هم نداشت.
روز سوم احساس کرد از شدت گرسنگی به مرگ نزدیک شده است
با خودش فکر کرد او اکنون در حالت اضطراری قرار دارد و شرعا گوشت مردار و یا حتی دزدی در حد نیازش جایز هست.
بنابراین گزینه دزدی بهترین راه بود.
شیخ طنطاوی در خاطراتش ادامه می دهد : این قصه واقعیت دارد و من کاملا اشخاصش را میشناسم و از تفاصیل آن در جریان هستم
و فقط حکایت میکنم نه حکم و داوری.
این مسجد در یکی از محله های قدیمی واقع شده و در آنجا خانه ها به سبک قدیم به هم چسپیده و پشت بام های خانه ها به هم متصل بود بطوریکه میشود از روی پشت بام به همه محله رفت.
این جوان به پشت بام مسجد رفت و از آنجا به طرف خانه های محله به راه افتاد.
به اولین خانه که رسید دید چند تا زن در آن هست چشم خودش را پایین انداخت و دور شد و به خانه بعدی که رسید دید خالی هست
اما بوی غذایی مطبوع از آن خانه میامد.
وقتی آن بو به مشامش رسید از شدت گرسنگی انگار مانند یک آهن ربا او را به طرف خودش جذب کرد.
این خانه یک طبقه بود از پشت بام به روی بالکن و از آنجا به داخل حیاط پرید.
فورا خودش را به آشپزخانه رساند سر دیگ را برداشت دید در آن بادمجان های محشی (دلمه ای) قرار دارد ، یکی را برداشت و به سبب گرسنگی به گرمی آن اهمیتی نداد ، یک گازی از آن گرفت تا می خواست آن را ببلعد عقلش سر جایش برگشت و ایمانش بیدار شد.
باخودش گفت : پناه بر خدا.
من طالب علمم چگونه وارد منزل مردم شوم و دزدی کنم؟
از کار خودش خجالت کشید و پشیمان شد و استغفار کرد و بادمجان را به دیگ برگرداند و از همان طرف که آمده بود سراسیمه بازگشت وارد مسجد شد و در حلقه درس استاد حاضر شد در حالی که از شدت گرسنگی نمیتوانست بفهمد استاد چه می گوید
وقتی استاد از درس فارغ شد و مردم هم پراکنده شدند.
یک زنی کاملا پوشیده پیش آمد با شیخ گفتگویی کرد که او متوجه صحبت هایشان نشد.
شیخ به اطرافش نگاهی انداخت و کسی را جز او نیافت.
صدایش زد و گفت : تو متاهل هستی ؟
جوان گفت نه
شیخ گفت : نمیخواهی زن بگیری؟
جوان خاموش ماند.
شیخ باز ادامه داد به من بگو میخواهی ازدواج کنی یا نه؟
جوان : پاسخ داد به خداوند که من پول لقمه نانی ندارم چگونه ازدواج کنم؟
شیخ گفت : این زن آمده به من خبر داده که شوهرش وفات کرده و در این شهر غریب و نا آشنا هست و کسی را ندارد و نه در اینجا و نه در دنیا به جز یک عموی پیر کس دیگری ندارد و او را با خودش آورده و او اکنون درگوشه ای از این مسجد نشسته و این زن خانه ی شوهرش و زندگی و اموالش را به ارث برده است.
اکنون آمده تقاضای ازدواج با مردی کرده تا شرعا همسرش و سرپرستش باشد تا از تنهایی و انسانهای بدطینت در امان بماند.
آیا حاضری او را به عقد خود در بیاوری؟
جوان گفت : بله و رو به آن زن کرد و گفت : آیا تو او را به شوهری خودت قبول داری؟
زن هم پاسخش مثبت بود.
عموی زن دو شاهد را آورد و آنها را به عقد یکدیگر در آورد و خودش به جای آن طلبه مهر زن را پرداخت و به زن گفت : دست شوهرت را بگیر.
دستش را گرفت و او را به طرف خانه اش راهنمایی کرد.
وقتی وارد منزلش شد نقاب از چهره اش برداشت.
جوان از زیبایی و جمال همسرش مبهوت ماند و متوجه آن خانه که شد دید همان خانه ای بود که واردش شده بود
زن از او پرسید : چیزی میل داری برای خوردن؟
گفت : بله. پس سر دیگ را برداشت و بادمجانی را دید و گفت : عجیب است چه کسی به خانه وارد شده و از آن یگ گاز گرفته است؟
مرد به گریه افتاد و قصه خودش را برای همسرش تعریف کرد.
زن گفت :
این نتیجه امانت داری و تقوای توست.
از خوردن بادنجان حرام سرباز زدی خداوند تعالی همه خانه و صاحب خانه را حلال به تو بخشید.
کسی که بخاطر خدا چیزی را ترک کند و تقوا پیشه نماید
خداوند تعالی در مقابل چیز بهتری به او عطا میکند.
#توبه_تولدی_دوباره
@yamahdiadrekni72
هدایت شده از ارزانسرای کفش و صندل کیانی 👠
13.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 همراهی اجنه با امام عصر(عج)
➕ و رویت جنیان بعد از ظهـور
🎤 #استاد_شفیعی_سروستانی
👈 کمی تا بهجت🌷
@behjat135
هدایت شده از پلاک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹ارمنیها هم عاشق شهدا هستند
🎙به روایت حاج حسین یکتا
@Pelak_channel
instagram.com/pelak.page
هدایت شده از پلاک
حاج حسین یکتا.mp3
5.42M
هدایت شده از پلاک
5cf8b116463260de0d4ab70c_-5140826465204308285.mp3
3.22M
🎵| کِشمیر
🎙| روایت #حاج_حسین_یکتا از فعالیتهای فرهنگی جوانان کِشمیر هندوستان
@Pelak_channel
instagram.com/pelak.page
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
نابینایی در برزخ
آیات و روایات زیادی نشان می دهد که اعمال خوب و بد انسان افزون بر زندگی دنیوی انسان، در حیات برزخی و اخروی او نیز اثر دارد و این آثار از لحظه جان دادن و مردن آغاز می شود و در عالم برزخ و مراحل مختلف قامت ادامه پیدا می کند. در این باره حکایت های زیادی نیز وجود دارد. شهید دستغیب نقل می کند:
✍یکی از بزرگان اهل علم و تقوا نقل می کرد که یکی از بستگانشان در اواخر عمرش ملکی خریده بود و از استفاده سرشار آن زندگی را می گذارند. پس از مرگش او را در خواب دیدند در حالی که کور بود. از او سببش را پرسیدند که چرا در برزخ نابینا هستی ؟
گفت : ملکی را که خریده بودم وسط زمین مزروعی آن، چشمه آب گوارایی بود که اهالی ده مجاور می آمدند و از آن برمی داشتند و حیوانات خود را آب می دادند. به واسطه رفت وآمدشان مقداری از زراعت من خراب می شد و برای اینکه سودم از آن مزرعه کم نشود و راه آمد و شد را بگیرم به وسیله خاک و سنگ و گچ آن چشمه را کور نمودم و خشکانیدم وبیچاره مجاورین به ناچار به راه دوری مراجعه می کردند، این کوری من به واسطه کور کردن چشمه آب است!
به او گفتم: آیا چاره ای دارد ؟ گفت اگر وارثها بر من رحم کنند و آن چشمه را جاری سازند تا مورد استفاده مجاورین گردد حال من خوب می گردد. ایشان فرمود: به ورثه اش مراجعه کردم آنها هم پذیرفتند و چشمه را گشودند پس از چندی آن مرحوم را با حالت بینایی و سپاسگزاری دیدم .
آدمی باید بداند که هرچه می کند به خود کرده است : ( لَها ما کَسَبَتْ وَعَلَیْها مَااکْتَسَبَتْ ) اگر به کسی ستم نموده به خودش هم ستم کرده، اگر به کسی نیکی کرده به خودش هم نیکی کرده است .
📚داستانهاي شگفت، عبدالحسين دستغيب،ص 292
@yalasarat2